حلیلگر لبنانی با ارزیابی پیچیدگیها و ابعاد مختلف عملیات پهپادی و تاکتیکهای جنگی حزبالله لبنان علیه ارتش رژیم صهیونیستی تاکید کرد: مقاومت از طریق این رشته نبردها به دنبال ایجاد این معادله است که جنوب لبنان صرفاً یک جبهه دفاعی نیست، بلکه عرصه نبردی فرسایشی است که در آن هرگونه پیشروی اسرائیل میتواند برای آنها هزینهآور باشد. جوان آنلاین: «منیر شحاده» در مطلبی در تارنمای خبری «العهد» با اشاره به ضربات پهپادی حزبالله لبنان به اشغالگران، اوج شاهکار رزمندگان مقاومت را در هدف قرار دادن یک فرمانده ارشد ارتش رژیم صهیونیستی ۲۰ کیلومتر عقبتر از خط مقدم دانست.
به گزارش ایرنا، وی نوشت: هدف قرار دادن فرمانده تیپ ۴۰۱ زرهی ارتش اسرائیل در داخل مقر فرماندهیاش در جنوب لبنان توسط یک پهپاد تهاجمی که از فاصله تقریباً ۲۰ کیلومتری پرتاب شده بود، نشان دهنده یک تحول راهبردی در ماهیت درگیری جاری در مرز شمالی است.
این تحول نه تنها از نظر ابزارهای به کار گرفته شده، بلکه از حیث سطح جمعآوری اطلاعات، دقت نظارت و توانایی مدیریت آتش، تاکتیکی علیه اهداف حساس فرماندهی نیز میباشد. هنگامی که یک افسر با درجه فرمانده تیپ زرهی در یک منطقه ظاهراً امن، هدف مستقیم قرار میگیرد، نشان میدهد که محیط عملیاتی که ارتش اسرائیل در آن فعالیت میکند، دیگر به اندازه دهههای گذشته پایدار یا مستحکم نیست.
شحاده نوشت: این رویداد را نمیتوان صرفاً به عنوان یک حادثه نظامی تفسیر کرد، بلکه میتوان آن را پیامی پیچیده با ابعاد اطلاعاتی، روانی و عملیاتی دانست. هدف قرار دادن یک فرمانده میدانی در داخل یک مرکز فرماندهی یا خط مقدم اغلب به این معنی است که عاملان این حمله توانایی نظارت بر حرکات، شناسایی نقاط تجمع و ردیابی بالقوه الگوهای حرکتی، ارتباطات و زمانبندی را دارند.
در جنگهای مدرن، پهپادهای دید اول شخص (FPV) تنها زمانی به طور مؤثر علیه اهداف با ارزش بالا استفاده میشوند که یک زنجیره کامل شامل شناسایی، ردیابی و در نهایت اجرا وجود داشته باشد.
این موضوع یک سوال اساسی را مطرح میکند: آیا مقاومت واقعاً دارای یک سامانه شناسایی پیشرفته قادر به انتخاب اهداف رهبری است؟
مقاومت، فناوری را با توان بشری ترکیب کرده است
این تحلیلگر نوشت: واقعیتهای میدانی در ماههای اخیر نشان میدهد که وضعیت فراتر از عملیات معمول مبتنی بر نظارت محدود انسانی رفته است. هدف قرار دادن خودروهای زرهی، مراکز فرماندهی، واحدهای مهندسی، افسران میدانی و سامانه گنبد آهنین در زمانهای دقیق، ترکیبی از منابع فناوری و انسانی را نشان میدهد.
این احتمالاً شامل پهپادهای شناسایی کوچک، دوربینهای نظارتی دوربرد، رهگیری محدود ارتباطات یا ردیابی الکترونیکی، علاوه بر یک اپراتور میدانی است که تأیید نهایی هدف را ارائه میدهد.
گزارش کشته شدن یک افسر اسرائیلی با درجه سرگردی (در فاصله نزدیک) بُعد دیگری از رویارویی را نشان میدهد. این نوع عملیات صرفاً از طریق شجاعت فردی حاصل نمیشود بلکه نیازمند دانش دقیق از مسیرهای حرکتی، نقاط کور، زمانهای تغییر نگهبانها و الگوهای استقرار نیروها است. به عبارت دیگر، ما با یک محیط جنگی روبهرو هستیم که نیروهای اسرائیلی حتی در مناطقی که آنها را پشت جبهه و امن میدانند، در معرض حمله واقع می شوند.
گرفتار شدن نظامیان در حال پیشروی اسرائیلی در منطقه «حداثا» که از پشتیبانی تانکها برخوردار بودند، نشان دهنده پیام نظامی است که از درگیری صرف فراتر است.
از نظر تاریخی، تانکها برای پشتیبانی آتش و انجام یک حمله غافلگیرکننده وارد نبرد میشوند، اما وقتی خودشان به اهداف آسیبپذیر تبدیل میشوند، نشان میدهد که صحنه عملیات جنوبی به گونهای مهندسی مجدد میشود که برتری زرهی اسرائیل را از بین میبرد.
وی تاکید کرد: کمین حداثا همچنین نشان میدهد که مقاومت صرفاً به دفاع ثابت متکی نیست، بلکه به تاکتیکهای شکار سیار نیز وابسته است. این شامل اجازه دادن به نیروهای در حال پیشروی به منطقه مورد نظر و سپس حمله به آنها از همه طرف با همه جنگ افزارها، موشکهای هدایتشونده، پهپادهای دید اول شخص و آتش نزدیک است.
به کارگیری تاکتیک پیچیده جنگ چریکی از سوی مقاومت
این تحلیلگر بیان کرد: این سبک از نبرد شباهت زیادی به تاکتیکهای پیچیده جنگ چریکی دارد که فناوری ارزان را با انعطافپذیری میدانی بالا ترکیب میکند. برای اسرائیل، خطر این عملیاتها در آسیبی است که به نیروهای زرهی وارد می شود که برای دههها ستون فقرات دکترین نظامی اسرائیل را تشکیل داده است.
ارتشی که از برتری هوایی و اطلاعاتی چشمگیری برخوردار است، خود را مجبور به جنگ در محیطی با تهدید بالا میبیند؛ جایی که یک پهپاد کوچک با هزینه تنها چند صد دلار میتواند یک تانک، یک مرکز فرماندهی یا تجمع افسران را هدف قرار دهد.
علاوه بر این، تغییر در هدفگیری از سربازان به فرماندهان، بُعد روانشناختی جدی دارد. در جنگ مدرن، هدف قرار دادن فرماندهان میدانی به عنوان تلاشی برای مختل کردن سیستم فرماندهی و کنترل و ایجاد این احساس در واحدها تلقی میشود که احدی از حمله در امان نیست.
شحاده تحلیل کرد: مشکل در موضوع پهپادهای دید اول شخص دیگر صرفاً به دلیل ناتوانی اسرائیل در یافتن راههایی برای مقابله با آنها، یا به دلیل ارزان بودن آنها، یا به دلیل اینکه نظامیان اسرائیلی را مانند اردک در جنوب شکار میکنند، نیست. بلکه به دلیل توانایی این پهپادها در فیلمبرداری دقیق از عملیات و پخش آن در سراسر جهان است.
این امر ارتش اسرائیل را مجبور میکند تا به جای توسل به سانسور رسانهای، به تلفات روزانه اذعان کند، که دستاوردی قابل توجه برای رسانههای نظامی مقاومت در حوزه جنگ روانی است، زیرا در القای ترس در ارتش اسرائیل و افکار عمومی موفق بوده است.
در مقابل، مقاومت از طریق این عملیاتها به دنبال ایجاد این معادله است که جنوب لبنان دیگر صرفاً یک جبهه دفاعی نیست، بلکه عرصهای باز برای فرسایش است که در آن هرگونه پیشروی اسرائیل میتواند برای آنها هزینهآور باشد.
این تحلیلگر لبنانی افزود: مقاومت همچنین تلاش میکند این پیام را منتقل کند که فناوری دیگر قلمرو انحصاری ارتشهای کلاسیک نیست و ابزارهای جنگی مدرن اکنون در اختیار نیروهای غیرکلاسیک است که قادر به استفاده از آنها با اثربخشی بالا هستند.
در پایان، هدف قرار دادن یک فرمانده تیپ زرهی توسط یک پهپاد دید اول شخص و کمین علیه نیروهای زرهی در مناطق مرزی، نشان دهنده یک تحول راهبردی در ماهیت جنگ جاری در جنوب لبنان است؛ جنگی که مبتنی بر شناسایی دقیق، حملات گزینشی، فرسایش فرماندهی میدانی و تبدیل برتری فناورانه اسرائیل به یک نقطه ضعف در یک محیط جنگی پیچیده است.
این نبردی نیست که صرفاً با تعداد موشکها یا تانکها سنجیده شود، بلکه با توانایی هر طرف در رصد طرف دیگر، مختل کردن حرکات آن و تضعیف اعتماد به نفس آن در امنیت میدانیاش سنجیده میشود.