کد خبر: 1358731
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
علی حسن حیدری

اخیراً از سوی مرکز مطالعات امنیت رژیم صهیونیستی؛ مقاله‌ای با عنوان «محدودیت‌ها و قیود گزینه‌های نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز» منتشر شده که در ظاهر، به بررسی راهکار‌های امریکا و متحدانش برای مقابله با کنترل ایران بر تنگه هرمز می‌پردازد، اما در لایه عمیق‌تر، حاوی اعترافات مهمی درباره محدودیت قدرت امریکا و اسرائیل در برابر توان بازدارندگی و جنگ فرسایشی ایران است. اهمیت این متن، نه فقط در سناریو‌های نظامی مطرح شده، بلکه در تصویری است که از نگرانی راهبردی غرب نسبت به جایگاه ایران در معادلات انرژی و امنیت جهانی ارائه می‌دهد. 
نویسندگان مقاله تلاش می‌کنند مجموعه‌ای از گزینه‌ها، از عملیات کاروانی و حمله به زیرساخت‌های ساحلی گرفته تا محاصره صادرات نفت ایران، توقیف نفتکش‌ها و حتی تهدید جزیره خارک را بررسی کنند، اما تقریباً در تمام متن، یک واقعیت تکرار می‌شود؛ هیچ گزینه کم‌هزینه، سریع و تضمین شده‌ای برای پایان دادن به توان اخلال ایران در تنگه هرمز وجود ندارد. این اعتراف، مهم‌ترین بخش پنهان مقاله است. 
یکی از مهم‌ترین محور‌های متن، مقایسه وضعیت کنونی با عملیات «ویل ارنست» در اواخر جنگ ایران و عراق است؛ عملیاتی که امریکا برای اسکورت نفتکش‌ها و تأمین امنیت خلیج فارس اجرا کرد. با این حال، مقاله اذعان می‌کند که حتی در آن زمان نیز امریکا نتوانست امنیت کامل را برقرار کند و ایران با مین‌گذاری، حملات پراکنده و جنگ نامتقارن، هزینه‌های سنگینی تحمیل کرد. اکنون، اما شرایط به‌مراتب پیچیده‌تر شده است، زیرا ایران امروز نه فقط تجربه تاریخی، بلکه شبکه‌ای گسترده از موشک‌های ضدکشتی، پهپاد‌های دوربرد، قایق‌های تندرو، توان مین‌ریزی و قابلیت‌های حمله ترکیبی در اختیار دارد. 
نکته قابل توجه دیگر، اعتراف صریح به کاهش توان دریایی امریکا نسبت به دهه ۱۹۸۰ است. مقاله تصریح می‌کند که در زمان عملیات ویل ارنست، امریکا صد‌ها شناور عمده در اختیار داشت، اما امروز ظرفیت عملیاتی نیروی دریایی امریکا به شکل محسوسی کاهش یافته و اجرای یک عملیات گسترده و طولانی‌مدت در خلیج فارس، مستلزم صرف بخش قابل توجهی از توان دریایی این کشور خواهد بود. این بخش از متن در واقع اعترافی آشکار به فرسایش توان مداخله همزمان امریکا در چند جبهه جهانی است. 
از سوی دیگر، مقاله بار‌ها تأکید می‌کند که حتی حملات سنگین امریکا و اسرائیل به زیرساخت‌ها و توان نظامی ایران، لزوماً به توقف تهدیدات منجر نخواهد شد. این یعنی خود تحلیلگران غربی نیز می‌دانند که ساختار بازدارندگی ایران صرفاً متکی به چند پایگاه یا چند سامانه ثابت نیست، بلکه بر منطق «پراکندگی، انعطاف و جنگ فرسایشی» بنا شده است. به همین دلیل، نویسندگان هشدار می‌دهند که ایران حتی پس از تحمل حملات گسترده نیز همچنان می‌تواند عبور و مرور در هرمز را مختل کند یا زیرساخت‌های انرژی منطقه را هدف قرار دهد. 
یکی دیگر از اعترافات مهم مقاله، نگرانی شدید از پیامد‌های اقتصادی جنگ است. متن تصریح می‌کند که حتی حملات محدود و پراکنده نیز می‌تواند مالکان کشتی‌ها، شرکت‌های انرژی و بیمه‌گران را از فعالیت در منطقه منصرف کند. این مسئله نشان می‌دهد که غرب به‌خوبی می‌داند بحران هرمز صرفاً یک مسئله نظامی نیست، بلکه یک جنگ ژئواکونومیک است که آثار آن مستقیماً بازار جهانی انرژی، قیمت نفت، حمل‌ونقل دریایی و اقتصاد بین‌الملل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. 
در بخش دیگری از مقاله، پیشنهاد‌هایی مانند محاصره جزیره خارک، توقیف نفتکش‌های ایران و کنترل واردات غیرنفتی مطرح می‌شود؛ پیشنهاد‌هایی که نشان می‌دهد امریکا و اسرائیل بیش از آنکه به «پیروزی نظامی سریع» امیدوار باشند، به دنبال فرسایش اقتصادی و فشار تدریجی بر ایران هستند. با این حال، خود نویسندگان هشدار می‌دهند که چنین اقداماتی می‌تواند به واکنش‌های متقابل ایران، گسترش ناامنی در کل خلیج فارس و ورود منطقه به چرخه‌ای از بحران‌های کنترل‌ناپذیر منجر شود. 
مهم‌تر از همه، مقاله به مسئله‌ای اشاره می‌کند که شاید اصلی‌ترین نگرانی غرب باشد؛ «زمان». نویسندگان تصریح می‌کنند که ایران برای جنگ بلندمدت و فرسایشی آماده است و تلاش می‌کند اراده دشمنانش را فرسوده کند. این اعتراف اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد نگرانی غرب فقط از توان نظامی ایران نیست، بلکه از ظرفیت استمرار، تاب‌آوری و تحمل هزینه‌ها در ساختار راهبردی جمهوری اسلامی است. 
در نهایت، شاید مهم‌ترین نتیجه‌ای که از این مقاله می‌توان گرفت، این باشد که حتی در نگاه مراکز مطالعاتی نزدیک به اسرائیل نیز، راه‌حل صرفاً نظامی برای مسئله هرمز وجود ندارد. به همین دلیل، در کنار تهدید، تحریم و فشار، بر ضرورت حفظ «دریچه دیپلماسی» نیز تأکید می‌شود. این یعنی خود طراحان غربی نیز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هرگونه تقابل گسترده در هرمز می‌تواند به بحرانی فراتر از کنترل منطقه‌ای تبدیل شود؛ بحرانی که نه فقط ایران و امریکا، بلکه کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار