کد خبر: 1358709
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۰
آینده زبان فارسی در گفت‌وگوی «جوان» با محمود اکرامی‌فر
زبان فارسی باید دغدغه مردم شود در عصر انسان و رسانه، شعرا و نویسندگان، مولدین و تولیدکنندگان واژه در زبان فارسی هستند. واژه را نباید فرهنگستان تولید کند. واژه را باید شاعر و نویسنده تولید کند و در کتاب‌هایش بیاورد. فرهنگستان هم می‌تواند تولید کند، اما اگر نویسنده و شاعر واژه‌ای تولید کرد و این واژه در کتابی آمد و آن کتاب دست مردم رسید، این واژه کاربرد دارد. در غیر این صورت شما هزاران واژه تولید کنید و در کتاب‌هایتان هم بیاورید، مردم استفاده نمی‌کنند. واژه زمانی استفاده می‌شود که مردم آن را در رمان و شعر ببینند

جوان آنلاین: با وجود سفارش‌های فراوان درباره اهمیت و پاسداشت زبان فارسی، این زبان در میان عموم مردم امری مغفول و اگر نگوییم بی‌اهمیت، کم‌اهمیت است. سال‌هاست دغدغه‌مندان زبان فارسی، استفاده از واژه‌های نامأنوس و فرنگی را در لابه‌لای زبان فارسی هشدار می‌دهند؛ زبانی که هویت و ایرانی بودن ما را نشان می‌دهد. ۲۵ اردیبهشت که در تقویم ملی به عنوان روز پاسداشت ادبیات فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی نامگذاری شده است، بهانه و سببی شد تا با محمود اکرامی‌فر در خصوص زبان فارسی گفت‌و‌گو کنیم.

اکرامی‌فر گفت: ما دو جور وطن داریم. به عبارتی وقتی می‌گوییم من ایرانی‌ام با دو نوع وطن مواجه هستیم؛ یکی وطن عینی و یکی وطن ذهنی. هر کدام از اینها یک سری ابزار و لوازم دارد. وطن عینی ما همین سرزمین است؛ کویر لوت است، جنگل‌های هیرکانی است، خلیج‌فارس، تنگه هرمز، کوه‌های البرز، دنا و تفتان و... این وطن عینی ماست که دیده و لمس می‌شود، اما ما علاوه بر وطن عینی، یک وطن ذهنی هم داریم. آن وطن ذهنی مجموعه ارزش‌ها، فرهنگ، اعتقادات، سبک زندگی، باورها، پرچم، ایران‌دوستی و زبان فارسی است. اکرامی‌فر با بیان اینکه در حوزه جنگ فیزیکی و جنگ سخت، معمولاً وطن عینی زیر سؤال می‌رود و به آن حمله می‌شود و در جنگ نرم به وطن ذهنی حمله می‌شود، گفت: به المان‌ها، عوامل و عناصری که وطن ذهنی را تشکیل می‌دهند و حتی به سبک زندگی من و شما حمله می‌شود. به حجاب، پوشش، نحوه غذا خوردن، نحوه ابزار ارتباطی حمله می‌شود. یکی از آنها ارتباطات ما، ارتباطات کلامی و نوشتاری است و ابزار این ارتباط، زبان فارسی و خط فارسی است. وی ادامه داد: پس برای اینکه بتوانیم بگوییم ایرانی هستیم، در حوزه وطن ذهنی و غیرعینی باید عناصر تشکیل‌دهنده فرهنگمان را حفظ کنیم که یکی از مهم‌ترین بخش‌های آن زبان فارسی است، یعنی اگر ما سبک زندگی غربی و پوشش غربی داشته باشیم و غربی صحبت کنیم و همزمان بگوییم ایرانی هستیم، خیلی جدی نیست. پس المان‌ها و عناصر فرهنگی که ما را ایرانی می‌کند در برابر خارجی‌ها البرز و زاگرس نیست؛ فارسی‌زبان بودن ماست.

زبان فارسی هنوز دغدغه عمومی نیست

این شاعر و نویسنده تصریح کرد: بنابراین در جنگ نرم عموماً وطن ذهنی زیر سؤال می‌رود و معمولاً حواس ما به وطن ذهنی نیست. اگر یک وجب از خاک ما را بگیرند، پیراهن پاره می‌کنیم و یقه می‌دَریم، اما اگر هزار نسخه از شاهنامه گم شود یا هزار واژه زبان انگلیسی جایگزین زبان فارسی شوند، کسی ککش هم نمی‌گزد. علتش این است که وطن ذهنی ما هنوز دغدغه ما نشده و زبان فارسی ما به عنوان عنصر فرهنگی سازنده هویت ایرانی، هنوز دغدغه عمومی نیست. اکرامی‌فر با تأکید بر اینکه این اشکال متوجه مردم نیست، اظهار کرد: اشکال متوجه نهاد‌هایی است که مسئولیت بر عهده دارند و بابت آن بودجه دریافت می‌کنند. فرضا صدا و سیما و ارشاد، چقدر توانسته‌اند زبان فارسی را دغدغه مردم بکنند؟ کاربران زبان فارسی نه حوزه هنری است، نه وزارت فرهنگ و ارشاد، نه فرهنگستان زبان فارسی. کاربر‌ها مردم هستند. مردم هستند که واژه‌ها را به کار می‌برند و استفاده می‌کنند، پس آنها باید درست استفاده کنند و آنها زمانی درست استفاده می‌کنند که زبان فارسی به عنوان عامل هویت‌یابی‌شان و از عناصر فرهنگی‌شان برایشان مهم باشد. مردم الان فکر می‌کنند حفظ زبان فارسی دغدغه فرهنگستان است. یک دوربین و یک میکروفون دست می‌گیرند و به مردم می‌گویند این کلمه را به کار نبر و آن کلمه را به کار ببر. مردم این را به صورت شوخی می‌بینند.

حفظ زبان فارسی می‌تواند دغدغه مردم شود

اکرامی‌فر خاطرنشان کرد: به اعتقاد من فرهنگستان زبان فارسی و دفتر پاسداشت حوزه هنری، صداوسیما و جا‌های دیگری که بابت زبان فارسی بودجه می‌گیرند، باید کار‌های دیگر را کنار بگذارند و کاری کنند که زبان فارسی و حفظ آن دغدغه مردم شود. اگر دغدغه مردم شد، مثل اینکه ۷۰ شب پرچم دستشان می‌گیرند و به خیابان‌ها می‌آیند و پرچم تکان می‌دهند، پس می‌توانند ۷۰ بار هم واژه‌های غیرفارسی را در صحبت‌هایشان به کار نبرند. وقتی به مردم می‌گویی زبان فارسی، طوری حرف می‌زنند که انگار زبان فارسی دغدغه فرهنگستان است و یک چیز لوکس است. اکرامی‌فر در ادامه با اشاره به نقش شعرا و نویسندگان در تولید واژه گفت: در عصر انسان و رسانه، شعرا و نویسندگان، مولدین و تولیدکنندگان واژه در زبان فارسی هستند. واژه را نباید فرهنگستان تولید کند. واژه را باید شاعر و نویسنده تولید کند و در کتاب‌هایش بیاورد. فرهنگستان هم می‌تواند تولید کند، اما اگر نویسنده و شاعر واژه‌ای تولید کرد و این واژه در کتابی آمد و آن کتاب دست مردم رسید، این واژه کاربرد دارد. در غیر این صورت شما هزاران واژه تولید کنید و در کتاب‌هایتان هم بیاورید، مردم استفاده نمی‌کنند. واژه زمانی استفاده می‌شود که مردم آن را در رمان و شعر ببینند.

وی افزود: در تولید یک واژه، جنبه روان‌شناختی، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی آن مهم است. جنبه تقدس‌هایی که حول محور آن واژه هستند مهم است. نحوه خوانش و همخوانی آن واژه یا واژگان پیرامونی‌اش و نحوه نوشتاری آن و بسیاری مسائل دیگر مهم است؛ بنابراین زبان فارسی یک عنصر و پدیده فرهنگی است و فرهنگ تنها برای ادبیاتی‌ها نیست که برای خودشان واژه درست کنند. اگر واژه با دیگر عناصر فرهنگی جامعه هماهنگ نباشد و مردم از نظر روان‌شناسی نتوانند با آن کنار بیایند، فایده‌ای ندارد.

نویسنده با توجه به اوضاع سیاسی و اجتماعی می‌تواند واژه خلق کند

این نویسنده با بیان اینکه یک نویسنده با توجه به اوضاع سیاسی و اجتماعی می‌تواند از جامعه سوژه بگیرد و واژه خلق کند، عنوان کرد: در زمان کرونا مردم ماسک می‌زدند و آدم نمی‌توانست بفهمد که دیگران گریه می‌کنند یا می‌خندند. ما پوزخند داشتیم، نیشخند داشتیم، پسخند داشتیم و...! در کتاب «سلطان ماسک» دیدم از روی چروک‌های کنار یا زیر چشم می‌توانیم بفهمیم که این آدم می‌خندد یا گریه می‌کند. در این کتاب واژه «چشم‌خند» را اختراع کردم و نوشتم و گفتم از زمانی که ماسک رایج شد، چشم‌خند شما تماشایی است و این چشم‌خند را در چندتا از غزل‌های خودم آوردم و این واژه در کار‌های دیگران هم آمده است و استفاده می‌شود. وی اضافه کرد: الان کتابی دارم به نام «شاعری در سایه هوش مصنوعی.» در این کتاب واژه‌های متعددی را تولید کردم؛ مانند «شاعر آتش‌به‌اختیار» یا «پدیده خودشاعرپنداری» و دیگر اصطلاحات ترکیبی که می‌شود ساخت و استفاده کرد.

اکرامی‌فر در پایان سخنانش با نقد رویکرد‌های احساسی به ترویج زبان فارسی گفت: به نظر من ما در حوزه زبان فارسی به صورت علمی کمتر کار کرده‌ایم و فعالیتمان بیشتر در حوزه احساسی بوده است، یعنی به مردم القا کردیم که زبان فارسی خوب است، در صورتی که باید مردم را اقناع کنیم که زبان فارسی خوب است.

او ادامه داد: سعی کردیم با ترانه و سرود و حرف زدن درمورد ایرانی بودنمان و لزوم پاسداشت زبان فارسی، مردم را وادار کنیم که زبان فارسی را پاس بدارند؛ بنابراین باید از روش القایی به روش اقناعی برویم تا مردم قانع بشوند که، چون ایرانی هستند، پس باید زبان فارسی را دوست داشته باشند به عنوان یک فاکتور و عنصری که می‌تواند ایرانیت آنها را تضمین کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار