ما زخمخورده مذاکره هستیم. نشستن پای میز مذاکره با امریکا و ایادیاش، یعنی اینکه باید منتظر خوردن خنجر از پشت باشی درست مثل دوبار قبل. حالا هم حرف مذاکره در میان است؛ قرار است مذاکره کنیم و بعد تیم ملی را به امریکا بفرستیم، هرچند میدانیم که کاری بس مخاطرهآمیز خواهد بود.
فدراسیون ۱۰ شرط برای فیفا و میزبان متجاوز جام جهانی مشخص و اعلام کرده که عقبنشینی در کار ایران نخواهد بود. دستمریزاد، مقابل دشمن باید قاطع حرف زد، آن هم دشمنی که دستش به خون بزرگ و کوچک سرزمینمان آغشته است. دشمنی که رسماً تیم را تهدید کرده، پس باید پای حرفمان بایستیم و کوتاه نیاییم، اما نکته اینجاست که اصلاً فیفا و اینفانتینو چکارهاند که بخواهند شروط ما را برای حضور در امریکا قبول کنند. پلیس امریکا گوش به فرمان فیفاست یا ترامپ گوش به حرفهای اینفانتینو میدهد؟
پس هیچ تضمینی وجود ندارد. فیفا و اینفانتینو ابزار دست امریکا و ترامپ هستند و این یعنی حتی اگر قول و قراری هم با ما بگذارند، هیچ تضمینی به اجرای آن نیست. ما زخمخورده مذاکره هستیم و جلسه فدراسیون فوتبال با فیفا در ترکیه یا زوریخ یا هر جای دیگر یک میز مذاکره دیگر است. پس باید حواسمان جمع باشد، چون مذاکره با طرفی که هیچ قید و بندی ندارد آب در هاون کوبیدن است. یادمان نرود که ما حین مذاکره؛ رهبرمان، فرماندهانمان، دانشآموزانمان و مردم بیدفاعمان را از دست دادهایم، پس نباید با خوشخیالی تیم ملی را به مسلخ فرستاد.
فدراسیون فوتبال با بدبینی کامل به طرف مقابل باید پای حرف خود و شرطی که رئیس فدراسیون اعلام کرده محکم بایستد و حتی قدمی به عقب برندارد. یادمان باشد که همین چند هفته پیش در مذاکرات پاکستان ۱۰ شرط ایران را پذیرفتند، اما پای میز مذاکره حرفهای زیادهخواهانه خود را زدند. امروز هم شرایط هیچ فرقی نکرده، اینفانتینو یا هر کس دیگر نماینده دشمن
امریکایی – صهیونیستی مقابل ماست که جز به منفعت آنها حرفی نخواهد زد. نباید فریب خندههای مصنوعی آنها را خورد. یادمان باشد که این جماعت مثلاً ورزشی هنوز حاضر نشدهاند تجاوز آشکار دشمن به میهن عزیزمان را محکوم کنند. پس نکند خداییناکرده فریبشان را بخوریم و با چند وعده وعید توخالی عزت و اقتدار ایران را با جام جهانی معامله کنیم.
تکرار میکنیم، آنها که آن طرف میز مقابل تاج و تیم مدیریتی فدراسیون مینشینند، دقیقاً هیچ کارهاند. آنها مأمورند تا سیاستهای امریکا (نه فیفا) را اجرا کنند. ما با کسانی طرف هستیم که به هیچ قول و تعهدی پایبند نیستند. پس حرفهای خوبی که اینجا و در ایران از زبان مسئولان فوتبال زده میشود باید پشت میز مذاکره همزده شود. اینطور نباشد که خداییناکرده اینجا حرفی بزنیم و آنجا عقبنشینی کنیم.
ما هم بر این باوریم که «اگر میزبان جامجهانی رسم میزبانی را نیاموخته، ما با زبان دیگری به او میآموزیم، همانگونه که هیئت اعزامی فوتبال ایران به کانادا با اقتدار، صراحت ایرانی در تصمیمگیری و عقب ننشستن از باورهای ملی را به رخ کشید. جامجهانی هم همین است؛ تورنمنتی که در آن شرکت میکنیم، اما بدون ذرهای عقبنشینی از اعتقادات، فرهنگ و باورهایمان. نبرد در زمین فوتبال است و اگر میزبان بنا دارد در زمینههای دیگری وارد نبرد شود، بهتر است از تجربه ۵۲ روز استقامت شیرمردان و شیرزنان ایرانی در برابر حملاتی ناجوانمردانه و جنایتکارانه درس بگیرد، چراکه ۲۶ بازیکن نهایی لیست امیر قلعهنویی از همان نسل و تبار هستند.» امیدواریم که این مواضع محکم و مقتدر تا پایان حفظ شود، حتی اگر منجر به غیبت تیم ملی شایسته ایران با بازیکنان و مربیان شایستهاش در جام جهانی شود.