کد خبر: 1356707
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۰۰
مرد معتاد به طناب دار نزدیک شد مردی که به خاطر مزاحمت برای زن مورد علاقه‌اش، مرتکب قتل شده و جسد را در انبار پنهان کرده بود، پس از تأیید حکم قصاص در دیوان عالی کشور، در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. متهم چنانچه موفق به جلب رضایت اولیای دم نشود به زودی حکمش اجرا می‌شود
آرمین بینا 

جوان آنلاین: مردی که به خاطر مزاحمت برای زن مورد علاقه‌اش، مرتکب قتل شده و جسد را در انبار پنهان کرده بود، پس از تأیید حکم قصاص در دیوان عالی کشور، در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. متهم چنانچه موفق به جلب رضایت اولیای دم نشود به زودی حکمش اجرا می‌شود. 
 
ساعت ۱۵:۳۰ عصر روز شنبه، شانزدهم دی‌ماه ۱۴۰۲، تماسی تلفنی با اداره پلیس تهران برقرار شد که مأموران را تا یک ساختمان سه‌طبقه قدیمی در نزدیکی خیابان سبلان کشاند. مردی وحشت‌زده از پشت خط خبر داد که برادرش در انبار خانه قدیمی‌شان به طرز مشکوکی جان خود را از دست داده است. تیمی از مأموران کلانتری ۱۰۶ نامجو بلافاصله به محل حادثه اعزام شدند. آنها در انباری در طبقه همکف ساختمان، با جسد مرد ۶۱ ساله‌ای به نام «قنبر» روبه‌رو شدند که چند روزی از مرگش گذشته و بوی تعفن تمام فضا را پر کرده بود. 

 آغاز تحقیقات جنایی
بررسی‌های اولیه حکایت از آن داشت قنبر که معتاد بود و به تنهایی در خانه موروثی‌اش زندگی می‌کرد، به قتل رسیده و عامل یا عاملان جنایت برای اینکه ردی از خود به جا نگذارند، جسد او را در انباری پنهان کرده‌اند. سپس بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شدند و تحقیقات تخصصی خود را آغاز کردند. 

 روایت برادر: بوی بد از انبار می‌آمد
برادر مقتول که نخستین بار جسد را کشف کرده و حادثه را به پلیس خبر داده بود، در بازجویی به مأموران گفت: «برادرم معتاد بود و در طبقه همکف خانه ارثیه پدری‌مان زندگی می‌کرد. طبقات دیگر هم خالی بود. چند سال قبل ازدواج کرد و همراه همسر و دخترخوانده‌اش زندگی می‌کرد تا اینکه همسرش فوت کرد و دخترخوانده‌اش هم رفت و او تنها شد.» وی ادامه داد: «چند روز قبل با برادرم تماس گرفتم، اما جواب نداد. احتمال دادم برای ترک اعتیاد به کمپ رفته باشد. امروز به خانه‌اش آمدم و بوی بدی به مشامم رسید. وقتی رد بو را گرفتم، به انباری رسیدم. در انباری از بیرون قفل بود. کنجکاو شدم و قفل در را تخریب کردم. پتویی روی جسم متعفن افتاده بود، وقتی پتو را برداشتم، با جسد برادرم روبه‌رو شدم.»

 ردزنی تا یک زن و مرد ناشناس
کارآگاهان در بررسی‌های میدانی دریافتند افراد خلافکار و معتاد زیادی به خانه مقتول رفت و آمد داشته‌اند. یکی از همسایه‌ها به مأموران گفت که چند روز قبل زن و مردی را دیده که به خانه قنبر آمده و ساعتی بعد سراسیمه از آنجا خارج شده‌اند. 
مأموران بلافاصله دوربین‌های مداربسته محل را بازبینی کردند. تصاویر نشان می‌داد زن و مردی با حالتی آشفته و سراسیمه از خانه مقتول خارج می‌شوند و سوار بر خودروی سواری قنبر از محل دور می‌شوند. مأموران در جریان تحقیقات، پنج نفر را به عنوان مظنون بازداشت کردند، اما پس از بررسی‌های دقیق مشخص شد هیچ‌کدام از آنها قاتل نیستند. کارآگاهان در تحقیقات از این مظنونان به سرنخ مهمی دست یافتند و متوجه شدند زنی که روز حادثه وارد خانه قنبر شده بود «حمیده»، خواهرزن سابق مقتول است. 

 دستگیری حمیده و اعتراف
بدین ترتیب، مأموران حمیده را تحت تعقیب قرار دادند و مدتی بعد او را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. متهم در بازجویی‌ها تلاش کرد با اظهارات ضدونقیض مأموران را فریب دهد، اما در نهایت اعتراف کرد با همدستی مرد مورد علاقه‌اش به نام «حسام» مرتکب قتل شده است. حمیده در اعتراف خود گفت: «من معتاد به موادمخدر بودم و برای مصرف مواد به خانه قنبر رفت و آمد می‌کردم. او برایم مزاحمت ایجاد می‌کرد تا اینکه تصمیم گرفتم این موضوع را با حسام در میان بگذارم.» 
وی ادامه داد: «حسام معتاد و راننده تاکسی اینترنتی است. مدتی قبل با او آشنا شدم و قرار بود با یکدیگر ازدواج کنیم. روز حادثه با حسام به خانه قنبر رفتیم تا وسایلم را جمع کنم و دیگر به خانه او نروم که با هم درگیر شدیم و حسام او را خفه کرد.»

 دستگیری حسام و اعتراف به قتل
با اعتراف متهم، مأموران حسام را شناسایی و بازداشت کردند. متهم وقتی متوجه شد حمیده ماجرای قتل را فاش کرده است، با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد. حسام در بازجویی گفت: «شغلم راننده تاکسی اینترنتی است، اما معتادم. در پاتوق خلافکاران با حمیده آشنا شدم. تصمیم داشتیم ازدواج کنیم تا اینکه فهمیدم قنبر برای زن مورد علاقه‌ام مزاحمت ایجاد کرده است. پیشنهاد دادم حمیده وسایلش را از خانه او جمع کند و دیگر به آنجا رفت و آمد نداشته باشد.»
قاتل ادامه داد: «حمیده پیشنهاد مرا قبول کرد. روز حادثه به خانه قنبر رفتیم. در حال جمع کردن وسایل بودیم که او شروع به فحاشی کرد. خیلی عصبانی شدم و با دستانم گلویش را گرفتم و فشار دادم تا صدایش به گوش همسایه‌ها نرسد. متوجه شدم خفه شده است. برای اینکه ردی از خودمان به جا نگذاریم، جسد را به انباری منتقل کردیم و بعد خودروی مقتول را سرقت و با آن فرار کردیم.»

 محاکمه و حکم قصاص
اولیای دم برای متهمان درخواست قصاص دادند. دو متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل، راهی زندان شدند. مدتی بعد آنها در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شدند. قضات دادگاه، حسام را به جرم قتل عمد به قصاص و حمیده را به جرم معاونت در قتل به حبس محکوم کردند. 
قاتل به رأی دادگاه اعتراض کرد، اما حکم قصاص او در دیوان عالی کشور تأیید شد. چند روز قبل پرونده برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه یکم اجرای احکام ارسال شد. بدین ترتیب، قاتل در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت.

برچسب ها: معتاد ، جنایت ، پلیس‌
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار