کد خبر: 1356490
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
داریوش دادگر

قریب به سه هفته از آتش‌بس میان ایران و جبهه امریکایی- اسرائیلی می‌گذرد. آتش‌بسی که پس از ۴۰روز درگیری فشرده، حالا به یکی از نقاط عطف در تحلیل‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. در میان انبوه گزارش‌ها، داده‌ها و گمانه‌زنی‌ها، یک جمله کوتاه از سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اسماعیل بقایی، بیش از هر چیز در فضای رسانه‌ای بازتاب پیدا کرد. وقتی خبرنگاری از او پرسید چرا ایران در برابر «ابرقدرتی، چون امریکا» عقب‌نشینی نمی‌کند، پاسخ داد: «ما هم ابرقدرتیم. نفر بعد.» جمله‌ای که در نگاه اول شاید ساده یا حتی شعاری به نظر برسد، اما در بستر تحولات اخیر، معنایی بسیار فراتر پیدا می‌کند. واقعیت این است که جنگ اخیر، صرفاً یک درگیری نظامی کلاسیک نبود، بلکه صحنه‌ای بود که در آن تعریف قدرت به چالش کشیده شد. ایالات متحده با تمام ظرفیت‌های شناخته‌شده خود وارد میدان شد: ناو‌های هواپیمابر، سامانه‌های پیشرفته دفاعی و بودجه‌ای نظامی که همچنان فاصله‌ای چشمگیر با سایر کشور‌ها دارد. در مقابل، ایران الگویی متفاوت را به نمایش گذاشت؛ الگویی که بر ترکیب هوشمندانه‌ای از ابزار‌های نامتقارن، مدیریت بحران و مهم‌تر از همه، تاب‌آوری استوار بود. در طول این ۴۰ روز، ایران نشان داد که می‌توان بدون برخورداری از برتری مطلق در شاخص‌های کلاسیک، معادله را تغییر داد. استفاده گسترده از پهپاد‌های کم‌هزینه در برابر سامانه‌های گران‌قیمت، کنترل نقاط حساس انرژی مانند تنگه هرمز و توانایی حفظ انسجام داخلی در شرایط فشار حداکثری، باعث شد هزینه‌های درگیری برای طرف مقابل به‌طور قابل‌توجهی افزایش یابد. نتیجه، نه یک پیروزی سریع برای امریکا، بلکه رسیدن به نقطه‌ای بود که آتش‌بس به عنوان گزینه‌ای ناگزیر پذیرفته شد. 
در چنین شرایطی، جمله «ما هم ابرقدرتیم» دیگر صرفاً یک ادعا نیست، بلکه بازتاب یک تجربه عینی است. ایران در عمل نشان داد که قدرت تنها به معنای حجم اقتصاد یا تعداد جنگنده‌ها نیست، بلکه به توانایی ایستادگی، تحمیل هزینه و جلوگیری از تحقق اهداف طرف مقابل نیز وابسته است. این همان نقطه‌ای است که بسیاری از آن به عنوان تغییر در «ادراک قدرت» یاد می‌کنند. در دهه‌های گذشته، ایالات متحده نه‌فقط با تکیه بر توان نظامی و اقتصادی، بلکه از طریق شکل‌دهی به روایت‌های مسلط، جایگاه خود را تثبیت کرده بود. مفاهیمی مانند «نظم مبتنی بر قواعد»، «مداخله بشردوستانه» و «رهبری جهانی» به‌تدریج به بخشی از ادبیات غالب در سیاست بین‌الملل تبدیل شدند. اما شکاف میان این روایت‌ها و رفتار‌های واقعی - از خروج یکجانبه از توافق‌ها گرفته تا اعمال تحریم‌های گسترده-باعث شد این تصویر با چالش مواجه شود. در مقابل، ایران تلاش کرده است روایت متفاوتی ارائه دهد؛ روایتی که در آن «مقاومت» و «تاب‌آوری» نه نشانه ضعف، بلکه ابزار قدرت تلقی می‌شوند. جنگ اخیر، این روایت را از سطح شعار به سطح تجربه منتقل کرد. بسیاری از کشورها، به‌ویژه در جهان در حال توسعه، این تحولات را با دقت دنبال کردند. برای آنها، آنچه اهمیت دارد این است که یک کشور تحت فشار شدید اقتصادی و سیاسی، توانست در برابر یکی از قدرتمندترین بازیگران جهان ایستادگی کند و بدون تسلیم، از یک درگیری مستقیم خارج شود. نشانه‌های این تغییر نگاه، به‌تدریج در عرصه بین‌المللی قابل‌مشاهده است؛ از اظهارات برخی مقامات در امریکای لاتین و آسیا درباره پایان دوران مداخلات یکجانبه، تا شکل‌گیری الگو‌های جدید همکاری که الزاماً حول محور واشینگتن تعریف نمی‌شوند، همگی بیانگر نوعی بازاندیشی در مفهوم قدرت هستند.
 در این میان، ایران به عنوان نمونه‌ای از «قدرت مبتنی بر تاب‌آوری» مورد توجه قرار گرفته است. البته این به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های مادی قدرت نیست. ایالات متحده همچنان یکی از بزرگ‌ترین اقتصاد‌های جهان را در اختیار دارد، اما آنچه در حال تغییر است، انحصار در تعریف این قدرت است. دیگر نمی‌توان تنها با تکیه بر شاخص‌های سنتی، جایگاه بازیگران را تعیین کرد. 
ایران در این میان توانسته است جایگاهی متفاوت برای خود تعریف کند؛ کشوری که با وجود محدودیت‌ها، توانسته است در معادلات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نقش‌آفرینی کند، مسیر‌های حیاتی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و در شرایط بحرانی، انسجام خود را حفظ کند. این ویژگی‌ها، در کنار تجربه اخیر، باعث شده‌اند که ادعای «ابرقدرت بودن» دست‌کم در یک معنای جدید، قابل تأمل باشد. جمله بقایی را می‌توان تلاشی برای تثبیت همین معنا دانست؛ تلاشی برای اینکه بگوید معیار‌ها در حال تغییرند. اگر در گذشته «ابرقدرت» به معنای سلطه بی‌چون‌وچرا بود، امروز می‌توان از نوعی قدرت سخن گفت که در توانایی مقاومت، ایجاد توازن و تغییر قواعد بازی تجلی پیدا می‌کند. از این منظر، ایران نه‌تنها یک بازیگر مقاوم، بلکه یک بازیگر تأثیرگذار در بازتعریف این قواعد است. سه هفته پس از آتش‌بس، شاید هنوز برای جمع‌بندی نهایی زود باشد، اما یک نکته روشن است: جنگ اخیر صرفاً یک تقابل نظامی نبود، بلکه آزمونی برای سنجش مدل‌های مختلف قدرت بود. در این آزمون، ایران توانست نشان دهد که می‌توان بدون برخورداری از تمام ابزار‌های کلاسیک، به سطحی از اثرگذاری رسید که معادلات را تغییر داد و بازتعریف کرد. در نهایت، «ما هم ابرقدرتیم» را می‌توان به‌عنوان نشانه‌ای از یک تغییر در حال وقوع دید؛ تغییری که در آن قدرت دیگر فقط در زرادخانه‌ها تعریف نمی‌شود، بلکه در اراده، تاب‌آوری و توانایی شکل‌دادن به آینده نیز معنا پیدا می‌کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار