سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی انقلابی و برآمده از اراده و مشارکت مردم در نگهبانی از انقلاب است که بر اساس تجربه شکست انقلابها با کودتا یا اقدامات براندازانه بازماندگان رژیم قبل و گروههای ضدانقلاب، گروههایی از جوانان انقلابی سلاح به دست گرفته و به سنگر نگهبانی رو آوردند.
تعدد و چندگانگی و تلاش دولت موقت برای کنترل این گروهها و ضرورت ساماندهی و نظمبخشی، زمینه مراجعه به محضر امام خمینی (ره) و تنظیم اساسنامه و تشکیل شورای فرماندهی و ارتباط تشکیلاتی با رهبری را مطرح کرد و در روز دوم اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ این نهاد انقلابی با هدف نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن، با همین عنوان فعلی رسمیت یافت.
تعدد توطئههای ضدانقلاب و در نهایت وقوع جنگ تحمیلی، ضرورت حفظ و توسعه این نهاد انقلابی را مسجل ساخته و زمینه شکلگیری نیروی قدس با ایجاد واحد برونمرزی را در سال ۱۳۶۱ و سپس موافقت حضرت امام خمینی با تشکیل نیروی دریایی و هوایی را در سال ۱۳۶۴ فراهم کرد که به سازمان قبلی سپاه اضافه شد.
با پایان جنگ و اثبات نقش نیروی مردمی بسیج در مقابله با بحرانهای وسیع و ضرورت حفظ عمق داخلی، نیروی مقاومت بسیج یا سازمان بسیج مستضعفین فعلی و در ادامه قرارگاه سازندگی با استفاده از امکانات مهندسی برای کمک به سازندگی و عمران کشور به ساختار و سازمان سپاه اضافه شد. با تغییر در معاونت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه نیز در سالهای اخیر به عنوان بازوی امنیتی تقویت شد و قرارگاه بقیه الله نیز برای مقابله با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم فعال گردید.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که سازمانی مرکب و چندبعدی است، طیف وسیعی از وظایف و نقشهای راهبردی و عملیاتی را برای نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن از نفوذ و عمقبخشی منطقهای تا عمران و سازندگی و عمقبخشی فرهنگی داخلی یا به عبارتی دیگر از مقابله با تهدید سخت تا مسئولیت گسترش قدرت نرم بر عهده دارد.
مهمترین مزیت و سرمایه سپاه پاسداران، نیروی انسانی جهادی و مکتبی است که با اطلاع از مأموریتهای سخت و پرخطر داوطلب عضویت در آن هستند و بسیجیان داوطلب مردمی که در قالب یگانهای قشری و صنفی مختلف به صورت هستههای مقاومت فعال در طول و عرض جغرافیای ایران پراکندهاند و آمادگی ایفای نقشهای مختلف نظامی، فرهنگی، علمی، امدادی، سیاسی و امنیتی را داشته و هرگونه نیاز حکمرانی را با روحیه جهادی و مشارکتی پاسخ میدهند. کارایی، اقتدار، نفوذ همراه با تعهد مکتبی و انقلابی سپاه، آن را بازویی توانمند و کارآمد برای رفع همه نوع تهدید و مقابله با بحرانها و افزایش اقتدار و کارآمدی نظام معرفی و خواری در چشم دشمنان نظام و کشور اسلامی قرار داده است.
از این رو، دشمنانی که چشم دیدن ایران قوی و پیشرفته را ندارند، ابتدا به دنبال تحریم سپاه و فرماندهان آن برآمدند و سپس با عصبانیت از سپاه در شکست توطئههایشان به قرار دادن نام آن در فهرست گروههای تروریستی به انتقام از آن رو آوردند. نیروی قدس سپاه را در انتقام از شکست تروریستهای جنایتکار صهیونیستی و تروریستهای تکفیری و نیابتی در مرحله اول در این فهرست قرار داده و سردار قاسم سلیمانی را ترور کردند و پس از شکست جنگ دوم امریکایی- صهیونی در دی ماه ۱۴۰۴، خود سپاه از سوی اتحادیه اروپا در این فهرست قرار گرفت.
این اقدامات را میتوان واکنش عصبی و انفعالی دشمنانی دانست که انقلاب اسلامی را نقطه عطف ضربه به جریان استعماری و سلطهطلبی غرب دانسته و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مانع بزرگ بازگرداندن ایران به آن دوران سیاه استعمار و سلطه با تهدید یا کودتاهای ۲۸ مردادی یا برکناری رضا پهلوی و اشغال سرزمین ایران بدون مقاومت میبینند.
با جنگ سوم امریکا و رژیم صهیونی که توهم تسلیم یا تغییر نظام و تجزیه کشور با جنگی چند روزه درهم شکسته و بسته شدن تنگه هرمز و درهم کوبیدن پایگاههای نظامی و استعماری امریکا، هیمنه ساختگی ابرقدرت جلودار سلطهجویی غرب به چالش کشیده شده، احتمالاً شوک و عصبانیت این زنجیره شکستها روند کینهورزی علیه سپاه و پاسداران را تشدید خواهد کرد که بدنامسازی و ترور شخصیتی فرماندهان سپاه را میتوان یکی از جلوههای این کینه عمیق و درد ناعلاج دشمنان دانست.
دشمنان زبونی که در میدان جنگ و هماوردی با سپاه کم آوردهاند، شیوههای ماکیاولی و مکر و فریب را برای جبران به کار گرفتهاند. دشمنانی که عامل اصلی شکستهای چندگانه خود در برابر ایران را اقتدار و عزت ایران یافتهاند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بازوی توانمند و مقتدری میدانند که شاید راه مقابله با آن، فرسایش اعتبار و ترور شخصیتی باشد و این را با ناجوانمردانهترین شکل ممکن در پیش گرفتهاند. اما به لطف خداوند متعال، هوشیاری مردم و اقدامات مخلصانه پاسداران، این تیر نیز به سنگ خواهد خورد و دلگرمی مردم با موشکهای سید مجید و قدرشناسی آنان از شهید امیرعلی حاجیزاده، نشانگانی از بیهودگی تلاش دشمنان است.