کد خبر: 1353349
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۰
چرا اروپا از واشینگتن فاصله گرفت؟
غرب دوپاره در جنگ با ایران آنچه این بحران را متمایز می‌کند، نه‌تنها ماهیت درگیری، بلکه شکاف در درون غرب است. این شکاف، اگرچه هنوز به‌طور کامل نمایان نشده، اما نشانه‌های آن به‌وضوح قابل مشاهده است.
داریوش دادگر 

جوان آنلاین: در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر، تنش میان امریکا، اسرائیل و ایران به یک رویارویی تمام‌عیار رسید، اما برخلاف بسیاری از بحران‌های پیشین، این بار یک متغیر کلیدی معادله را تغییر داده است: همراهی نکردن کامل اروپا و ناتو با رویکرد تهاجمی واشینگتن. این وضعیت نه‌تنها نشانه‌ای از اختلاف نظر در تاکتیک‌ها، بلکه بازتاب یک شکاف عمیق‌تر در درک تهدید، منافع و حتی آینده نظم جهانی است. در ظاهر، انتظار می‌رفت که در صورت تشدید تنش، بلوک غرب با محوریت امریکا به‌صورت یکپارچه وارد عمل شود، اما آنچه در عمل رخ داده، فاصله‌گذاری آشکار و پنهان کشور‌های اروپایی از سناریوی جنگ است. نه ناتو به‌عنوان یک ائتلاف نظامی وارد میدان شد و نه کشور‌های کلیدی اتحادیه اروپا تمایل جدی به مشارکت مستقیم در درگیری نشان داده‌اند. این حضور نداشتن، به‌ویژه در شرایطی که برخی چهره‌های سیاسی در امریکا از گزینه‌های تهاجمی‌تر سخن گفته‌اند، معنای بیشتری پیدا می‌کند. 

برای درک این شکاف، باید به تجربه تاریخی اروپا بازگشت. جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ یکی از نقاط عطف بود که اعتماد بسیاری از کشور‌های اروپایی به تحلیل‌های امنیتی امریکا را متزلزل کرد. پیامد‌های آن جنگ از بی‌ثباتی منطقه‌ای گرفته تا موج‌های مهاجرت و گسترش افراط‌گرایی، به‌طور مستقیم بر اروپا تأثیر گذاشت. از آن زمان، رویکرد بسیاری از پایتخت‌های اروپایی به مداخلات نظامی در خاورمیانه محتاطانه‌تر و حتی بدبینانه‌تر شده است. در کنار این تجربه تاریخی، شرایط اقتصادی اروپا نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. اقتصاد‌های اروپایی در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از بحران‌ها مواجه بوده‌اند. از تبعات همه‌گیری گرفته تا بحران انرژی، تورم و کاهش رشد اقتصادی. در چنین فضایی، ورود به یک جنگ جدید، آن هم در منطقه‌ای که تأثیر مستقیمی بر بازار انرژی دارد، ریسکی است که بسیاری از دولت‌ها حاضر به پذیرش آن نیستند. مسئله انرژی در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد. اروپا که پیش‌تر با شوک‌های انرژی مواجه شده، به‌خوبی می‌داند که هرگونه اختلال در خاورمیانه می‌تواند قیمت‌ها را به‌شدت افزایش دهد و فشار مضاعفی بر اقتصاد‌های آسیب‌پذیر وارد کند. به همین دلیل، حتی پیشنهاد‌هایی که از سوی برخی در امریکا درباره اقدامات شدیدتر مانند ایجاد محدودیت در مسیر‌های انتقال انرژی مطرح شد، با استقبال چندانی در اروپا مواجه نشده است. 

احتیاط ناتو 

ناتو نیز به‌عنوان نماد اتحاد نظامی غرب، در این بحران رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده است. این سازمان که بر پایه اصل دفاع جمعی شکل گرفته، برای ورود به یک درگیری نیازمند اجماع اعضاست؛ اجماعی که در این مورد وجود ندارد. اختلاف نظر میان اعضا، به‌ویژه میان امریکا و برخی کشور‌های اروپایی، باعث شد ناتو از ورود مستقیم به این جنگ خودداری کند، اما این مشارکت نکردن رسمی، به معنای بی‌طرفی کامل نیست. در واقع، اروپا در حال دنبال کردن یک مسیر میانه است؛ مسیری که در آن تلاش می‌کند از یک‌سو روابط راهبردی خود با امریکا را حفظ کند و از سوی دیگر، از گرفتار شدن در یک جنگ پرهزینه اجتناب کند. این تعادل‌سازی، به‌ویژه در شرایطی که فشار‌های سیاسی از دو سو افزایش یافته، کار آسانی نیست. در سطح داخلی نیز افکار عمومی در بسیاری از کشور‌های اروپایی نسبت به ورود به جنگ‌های خارجی حساس و حتی مخالف است. تجربه‌های گذشته، هزینه‌های انسانی و اقتصادی و همچنین نگرانی از پیامد‌های غیرقابل‌پیش‌بینی، باعث شده که دولت‌ها با احتیاط بیشتری عمل کنند. در چنین فضایی، هرگونه تصمیم برای مشارکت در جنگ می‌تواند تبعات سیاسی داخلی جدی به‌همراه داشته باشد. 

در نهایت، آنچه در این مقطع مشاهده می‌شود، نوعی واگرایی در درون بلوک غرب است. این واگرایی، اگرچه هنوز به یک گسست کامل تبدیل نشده، اما نشان‌دهنده تغییراتی عمیق در نحوه درک منافع و تهدیدهاست. اروپا دیگر صرفاً دنباله‌رو سیاست‌های واشینگتن نیست، بلکه تلاش می‌کند بر اساس محاسبات خود عمل کند، حتی اگر این به معنای فاصله گرفتن از نزدیک‌ترین متحدش باشد. 

احتمال ورود سایه‌وار 

با وجود مشارکت نکردن مستقیم، اروپا به‌طور کامل از صحنه کنار نرفته است. آنچه در حال شکل‌گیری است، نوعی «حضور پنهان» یا «مشارکت سایه» است که در آن کشور‌های اروپایی تلاش می‌کنند بدون ورود رسمی به جنگ، بر روند تحولات تأثیر بگذارند. این رویکرد، ترکیبی از ملاحظات امنیتی، اقتصادی و سیاسی است که اروپا را به اتخاذ سیاستی چندلایه و گاه متناقض سوق داده است. یکی از ابعاد این حضور پنهان، روابط اروپا با کشور‌های عربی منطقه است. در سال‌های اخیر، این روابط به‌ویژه در حوزه انرژی، سرمایه‌گذاری و امنیت تقویت شده است. در شرایطی که اروپا به‌دنبال تنوع‌بخشی به منابع انرژی خود است، همکاری با کشور‌های عربی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. 

در چنین چارچوبی، برخی حمایت‌های غیرمستقیم اعم از اطلاعاتی، لجستیکی یا امنیتی می‌تواند بخشی از راهبرد حفظ این روابط تلقی شود. این حمایت‌ها، هرچند به‌صورت علنی مطرح نمی‌شوند، اما نشانه‌هایی از آنها در تحرکات دیپلماتیک و امنیتی قابل مشاهده است. اروپا با این رویکرد تلاش می‌کند بدون آنکه به‌طور رسمی درگیر شود، نفوذ خود را در معادلات منطقه‌ای حفظ کند. این سیاست، نوعی موازنه‌گری میان تعهدات فراآتلانتیکی و منافع مستقل اروپایی است. 

در عین حال، اروپا به‌شدت نگران گسترش دامنه جنگ است. هرگونه تشدید درگیری می‌تواند پیامد‌هایی داشته باشد که مستقیماً به داخل اروپا منتقل می‌شود: افزایش قیمت انرژی، بی‌ثباتی بازارها، اختلال در تجارت جهانی و حتی احتمال شکل‌گیری موج‌های جدید مهاجرت. این نگرانی‌ها، یکی از مهم‌ترین دلایل احتیاط اروپا در مواجهه با این بحران است. 

تفاوت نگاه اروپا و امریکا در اینجا بیش از پیش آشکار می‌شود. در حالی که واشینگتن ممکن است برخی گزینه‌های سخت‌گیرانه را به‌عنوان ابزار فشار در نظر بگیرد، اروپا بیشتر بر مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید آن تمرکز دارد. این تفاوت نه‌تنها ناشی از اولویت‌های متفاوت، بلکه بازتاب ساختار‌های سیاسی و اقتصادی متفاوت دو سوی آتلانتیک است. با این حال، این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد. اگر بحران به سطحی برسد که منافع حیاتی غرب به‌طور مستقیم تهدید شود (برای مثال، اختلال گسترده در جریان انرژی)، فشار برای هماهنگی بیشتر میان امریکا و اروپا افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، احتمال تغییر رویکرد اروپا و حتی ورود تدریجی ناتو به صحنه وجود دارد. این ورود، لزوماً به‌صورت رسمی و گسترده نخواهد بود. تجربه‌های گذشته نشان داده که ناتو می‌تواند در قالب‌های غیرعلنی و محدود، نقش‌آفرینی کند؛ از پشتیبانی اطلاعاتی و سایبری گرفته تا حضور لجستیکی یا عملیات‌های محدود. چنین رویکردی به این سازمان اجازه می‌دهد بدون اعلام رسمی جنگ، در تحولات نقش داشته باشد. در واقع، یکی از سناریو‌های محتمل، گسترش همین «مشارکت سایه» به سطحی گسترده‌تر است؛ جایی که مرز میان عدم مداخله و مشارکت فعال، به‌تدریج کمرنگ می‌شود. در این حالت، اروپا و ناتو ممکن است به‌طور فزاینده‌ای درگیر شوند، بدون آنکه این درگیری به‌صورت رسمی اعلام شود. 

در نهایت، آنچه این بحران را متمایز می‌کند، نه‌تنها ماهیت درگیری، بلکه شکاف در درون غرب است. این شکاف، اگرچه هنوز به‌طور کامل نمایان نشده، اما نشانه‌های آن به‌وضوح قابل مشاهده است. اروپا در تلاش است میان وفاداری به اتحاد سنتی خود با امریکا و ضرورت‌های جدید اقتصادی و امنیتی تعادل برقرار کند؛ تعادلی که هر لحظه ممکن است برهم بخورد و شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: در جهان امروز، جنگ‌ها تنها در میدان نبرد تعیین نمی‌شوند، بلکه در نحوه هم‌راستایی یا واگرایی قدرت‌ها نیز سرنوشت آنها رقم می‌خورد. اروپا فعلاً عقب ایستاده، اما نه کاملاً بیرون از بازی؛ ناتو، هرچند ساکت، همچنان سایه خود را بر میدان حفظ کرده است؛ سایه‌ای که ممکن است در صورت تغییر شرایط، به حضوری ملموس‌تر تبدیل شود، حتی اگر این حضور در ابتدا پنهان و بی‌صدا باشد.

برچسب ها: ژئوپلتیک ، امریکا ، اروپا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار