بک کارشناس بین الملل، جنگ علیه ایران را در تضاد با برنامه های ملی ترامپ خواند و گفت که احمقانه ترین جنگ تاریخ معاصر که ترامپ با فریب نتانیاهو آن را ایجاد کرد، امپراتوری آمریکا را غرق می کند. جوان آنلاین: آوی شلایم یکی از برجستهترین تاریخدانان جهان و از بنیانگذاران جریان «مورخان جدید» و استاد بازنشسته روابط بینالملل در دانشگاه آکسفورد در مقاله ای به بررسی جنگ افروزی آمریکایی- صهیونیستی علیه ایران پرداخته و نوشت که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه بدون هیچ توجیه اخلاقی و قانونی، حملاتی هوایی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام دادند که منجر به شهادت بسیاری از مقامات ارشد این کشور از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران شد.
شلایم این جنگ را احمقانهترین جنگ قرن بیست و یکم خواند و افزود که این عملیات به سرعت به یک جنگ منطقهای با پیامدهای گسترده تبدیل شد که حتی متحدان اروپایی و خلیجی آمریکا، امنیت انرژی جهانی و اقتصاد بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار داد.
گرچه برخی این جنگ را در راستای حرکت استراتژیک آمریکا می دانند که واشنگتن در آن از رژیم صهیونیستی به عنوان شریک منطقهای خود برای تغییر خاورمیانه استفاده کرد، اما در واقع، این تمایل تل آویو بود که آمریکا را تحریک به جنگ کرد. اسرائیل با آمریکا بازی کرد تا به سلطه نظامی در منطقه دست یابد.
این تاریخدان بین المللی می افزاید: مطمئناً دونالد ترامپ از وضعیت کنونی و همچنین توصیف خود به عنوان دنبالهرو بنیامین نتانیاهو، خوشحال نخواهد بود؛ اما باید گفت که او قادر به ارائه یک دلیل منطقی و منسجم برای این جنگ نیست. ترامپ یک استراتژیست نیست، بلکه یک خودشیفته سادهلوح و مبتلا به پارانویا است. او فردی است که نمیتوان اقداماتش را پیشبینی کرد، بنابراین بسیار خطرناک است.
وی افزود: اهداف، یا بهتر بگوییم بهانههایی که ترامپ برای جنگ با ایران ارائه کرد، دائماً در حال تغییر هستند. او در ابتدا وانمود کرد که به مردم ایران فرصت میدهد تا رژیم حاکم بر خود را سرنگون کنند، اما بعید است که آزادی و حقوق مردم ایران در رأس اولویتهای او یا حتی در میان اولویتهای او باشد. سپس ادعا شد که هدف از حمله جلوگیری از تولید سلاح هستهای توسط ایران بوده است، این در حالی است که ترامپ در ژوئن سال گذشته که جنگ ۱۲ روزه نامیده شد، مدعی شد که تأسیسات هستهای ایران را به طور کامل نابود کرده است. اگر چنین بود، پس مطمئناً نیازی به حمله دیگری نبود.
الجزیره می افزاید: هدف دیگری که ترامپ ذکر کرد، نابودی برنامه موشکی بالستیک ایران و سکوهای پرتاب آن بود، اما داشتن این موشکها توسط دشمن به سختی میتواند توجیهی برای آغاز جنگ باشد، زیرا طبق قوانین بینالمللی، تنها تهدید حمله قریبالوقوع است که به یک کشور حق دفاع از خود را میدهد و هیچ تهدید قریبالوقوع ایرانی برای آمریکا یا حتی تل آویو وجود نداشت.
بر اساس این گزارش، دو روز پس از آغاز جنگ، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا به اشتباه فاش کرد که این کشور به این دلیل به ایران حمله کرد که میدانست متحد اسرائیلی قصد حمله دارد. به این ترتیب ترامپ نه به عنوان یک رهبر، بلکه به عنوان یک دنبالهرو مغلوب به نظر میرسید. روبیو تحت فشار کاخ سفید سعی کرد اظهارات خود را پس بگیرد، اما دیگر دیر شده بود.
ترامپ نیز تلاش کرد بازیچه بودن خود در این جنگ را رد کند، وی گفت: «شاید من بودم که اسرائیل را مجبور به جنگ کردم» البته این ادعا مضحک است، زیرا هیچ کس بیشتر از نتانیاهو برای ترویج حمله به ایران تلاش نکرده و بارها خواستار حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران شده است.
جوزف کنت یکی از مسئولان آمریکا در بخش مبارزه با تروریسم و حامی وفادار ترامپ این ایده را مطرح کرد که رئیسجمهور آمریکا توسط رژیم صهیونیستی فریب خورده و به سمت جنگی حرکت کرد که نه به نفع مردم آمریکا است و نه تلفات آمریکاییها در آن را می توان توجیه کرد.
کنت در نامه استعفای خود که در پلتفرم ایکس منتشر کرد، نوشت: ایران هیچ تهدید قریبالوقوعی برای مردم ما ایجاد نکرد، و واضح است که ما این جنگ را به دلیل فشارهای اسرائیل و لابی قدرتمند آن در آمریکا آغاز کردیم.
واقعیت این است که طرح حمله به ایران در نشستی مطرح شد که بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در ۲۸ و ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ در مارالاگو ملک شخصی رئیسجمهور آمریکا برگزار کردند. محتوای پیام نتانیاهو در این نشست این بود که مسئله هستهای ایران دیگر اولویت اصلی نیست؛ بلکه اولویت اصلی موشکهای بالستیک ایرانیها است که در یک سیستم پیچیده چندلایه بعد از جنگ ژوئن آن را توسعه داده اند.
نتانیاهو به ترامپ در مورد مذاکره برای یک توافق هستهای جدید با ایران هشدار داد و افزود که اگر مجوز حمله را صادر نکند، اسرائیل به تنهایی عمل خواهد کرد و ترامپ چارهای جز پیوستن به آن نخواهد داشت.
به نوشته الجزیره؛ بدر البوسعیدی وزیر امور خارجه عمان به عنوان میانجی آخرین مذاکرات هستهای بین ایران و آمریکا، در تایید این مطلب در مجله اکونومیست نوشت که آمریکا کنترل سیاست خارجی خود را از دست داده است. به گفته البوسعیدی، دو طرف «در آستانه دستیابی به یک توافق واقعی» در مذاکرات هستهای بودند.
شلایم می افزاید که تیم مذاکره کننده آمریکایی در ژنو متشکل از استیو ویتکاف فرستاده ویژه ترامپ و جارد کوشنر داماد ترامپ بود و آنها هیچ کارشناسی را با خود نبرده بودند. یکی از دیپلماتهای خلیج فارس این دو نفر را «ابزارهای اسرائیل» برای اجبار ترامپ در ورود به جنگی توصیف کردند که الان می خواهد از آن فرار کند.
این مقاله می افزاید که جنگها به ندرت طبق برنامه پیش میروند، شروع جنگ بسیار آسانتر از پایان دادن به آن است. جنگ علیه ایران به سرعت از کنترل طراحان آن خارج شد و به یک جنگ منطقهای تبدیل شد که مخربترین و ویرانگرترین پیامدهای جهانی را دارد. متجاوزان در این جنگ به حمله به اهداف نظامی بسنده نکردند، بلکه زیرساختهای غیرنظامی، نیروگاهها، بیمارستانها و مدارس را نیز هدف قرار دادند. در اولین روز جنگ، یک موشک آمریکایی از نوع تاماهوک به یک مدرسه ابتدایی دخترانه در میناب در جنوب ایران اصابت کرد که منجر به شهادت حدود ۱۶۵ نفر و زخمی شدن نزدیک به ۱۰۰ نفر دیگر شد.
بر اساس این گزارش، رژیم صهیونیستی در لبنان نیز ضمن نقض آشکار توافق آتشبس، تهاجم بیرویه خود را علیه حزبالله از سر گرفت که منجر به کشته و زخمی هزاران نفر شده و خانهها، مدارس، بیمارستانها و پلها را بمباران کرده و نزدیک به یک میلیون نفر را آواره کرده است.
آوی شلایم در این مقاله تصریح کرد: ایرانیها دقیقاً همان کاری را کردند که گفته بودند در صورت حمله انجام خواهند داد. آنها با قدرت و اثربخشی زیادی علیه اسرائیل پاسخ دادند، موشکها و پهپادها را به پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه پرتاب کردند و بنادر، فرودگاهها، نیروگاهها، پالایشگاههای نفت و سایر اهداف غیرنظامی حساس متحدان آمریکا در بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را بمباران کردند. آنها همچنین تنگه هرمز را که یک پنجم نفت و گاز مایع جهان از آن عبور میکند، بستند که مقدمه ای برای یک بحران اقتصادی عمیق و پایدار در جهان همراه با سقوط بازارهای سهام و افزایش هزینههای زندگی است.
ترامپ در پی این جنگ محبوبیت خود را به ویژه در میان حامیان ویژه خود در جریان «ماگا» (دوباره آمریکا را بزرگ کنیم) از دست داد. مخالفان وی معتقد بودند که ماجراجویی خارجی ترامپ با هدف تقویت اسرائیل، انجام شده است؛ نه آمریکا. این جنگ روزانه بیش از یک میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دارد.
شلایم تصریح کرد که ترامپ درک نمیکند که برخی از اهداف او با دستور کار نتانیاهو همخوانی ندارد. هدف اصلی او تغییر حاکمیت در تهران است، در حالی که هدف نهایی نتانیاهو فروپاشی ایران است. ترامپ انتظار عملیاتی ساده مشابه ونزوئلا را داشت، تا بتواند حاکمیت متخاصم ایران را برکنار کرده و فردی مطیعتر از درون خود ایران را جایگزین کند. اما ایران ونزوئلا نیست. حاکمیت ایران عمیقاً ریشهدار است و تاکنون هیچ نشانهای از فروپاشی در سایه حملات آمریکایی- صهیونیستی در آن مشاهده نشده است.
نتانیاهو اما به دنبال فروپاشی کامل ایران، تضعیف نیروهای نظامی آن و تجزیه کشور است؛ او میخواهد گروههای جداییطلب مانند آذریها، بلوچها، عربها و کردها تقویت شده و دولت مرکزی را تضعیف کنند. موساد در همین راستا تلاش کرد کردستان عراق را به حمله به ایران تشویق کند.
به نوشته الجزیره، این ایده بخشی از یک طرح گستردهتر برای از بین بردن «محور مقاومت» به رهبری ایران بود که شامل جنبش حماس در غزه، انصار الله در یمن و حزبالله در لبنان نیز میشود. این در حالی است که این ایده نه تنها هیچ ربطی به اهداف و بر نامه های ترامپ در قالب شعار «اول آمریکا» و «دوباره آمریکا را بزرگ کنیم» نداشت، بلکه در نتیجه ایجاد جنگ های بی فایده و پرهزینه به شدت با آن در تضاد است.
رژیم صهیونیستی همچنین از تمرکز رسانههای جهانی بر جنگ ایران، برای منحرف کردن افکار عمومی از نسلکشی در غزه و لبنان و پاکسازی قومیتی در کرانه باختری استفاده کرد. آنها بیوقفه رویای «اسرائیل بزرگ» را دنبال می کنند و با اقدامات خود افکار عمومی را نه تنها علیه خود، بلکه علیه حامی ابرقدرت خود نیز متحد می کنند.