با آغاز جنگ تحمیلی سوم و شهادت امام شهید در همان ابتدای جنگ، وحدت بینظیری در میان آحاد مردم شکل گرفت. مردم هر شب با حضور گسترده در میادین و خیابانها در سراسر کشور، حمایت خود از میدان و پاسخ قاطع به متجاوزان تا پیروزی نهایی را اعلام کردند.
در این میان با توجه به برخی از سخنرانیها و شعارها، این ذهنیت در بخشی از جامعه شکل گرفت که هر نوع آتشبس و مذاکره نادرست، خیانت و حرام است. بنابراین به محض اعلام موضوع آتشبس و مذاکره، زمزمههای مخالفت خوانی با مذاکره در برخی شبکههای اجتماعی و اجتماعات مردمی، هر چند محدود شکل گرفت.
بسیار روشن است که اگر منطق این اقدام به درستی تبیین نشود، آسیب جدی به اتحاد مقدس وارد خواهد شد. از همین رو، بر تمامی جهادگران تبیین و صاحبان قلم و افراد دارای جایگاه سخن، واجب است به صورت منطقی و مستدل، به این موضوع بپردازند و مانع از ایجاد یأس و ناامیدی در بخشی از جامعه و خصوصاً نیروهای ارزشمند و جوان انقلابی دارای احساسات پاکدینی و انقلابی شوند. در این جهاد مقدس تبیین، نکات و دلایل زیر، برای تبیین منطق آتشبس و مذاکره کمککننده و مفید خواهد بود.
۱- جبهه نبرد ما با دشمنان امریکایی- صهیونی و دیگر شرکای آنان، دارای سه ضلع یا سه حوزه اصلی است. الف - میدان نظامی ب - مردم در میادین و خیابان ج - دیپلماسی و مذاکره؛ اگر این سه ضلع که هر کدام وظایف و کارکردهای خودشان را دارند، به صورت همافزا و همسو عمل نمایند، با کمترین هزینه، میتوان بیشترین دستاوردها را داشت.
۲- ذهنیت منفی در جامعه نسبت به چگونگی و نتایج مذاکره و دیپلماسی در برجام، موجبشده اساساً عدهای به طور کلی نسبت به ابزار دیپلماسی برای تأمین منافع در هر موضوعی و از جمله در موضوع جنگ مخالفت نمایند. شعارهای گسترده و مستمر در بخش عمدهای از تجمعات که عدهای از مداحان، سخنرانان و مردم سر میدادند؛ مانند «این آخرین پیام است - مذاکره حرام است» متأثر از همین سابقه ذهنی است. این سابقه ذهنی، نباید اصل دیپلماسی و مذاکره را که ابزاری برای تأمین منافع ملی است، به حاشیه رانده و از صحنه خارج کند.
۳- رابطه میدان، خیابان و دیپلماسی؛ خیابان و میدان تولید قدرت میکنند و از این قدرت باید در حوزه دیپلماسی، بهصورت هوشمندانه، بر اساس سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت»، به اقتضای شرایط در راستای تأمین منافع ملی استفاده شود.
۴- ماهیت سهضلعی میدان، خیابان و دیپلماسی؛ هر سه ضلع، دارای ماهیت مبارزه و جهاد است. میدان و رزمندگان جهادشان با دشمنان شکل نظامی دارد. مردم در خیابان با حضور حماسی و اعلام مواضع، هم از میدان پشتیبانی میکنند و هم مانع از اجرای نقشه دشمن برای ایجاد آشوب و اغتشاش میشوند. مردم با این حضور مستمر و حماسی، فرصت به وطنفروشان نمیدهند تا در نقش پیادهنظام دشمن در داخل کشور عمل کنند و این خود، بزرگترین نوع جهاد مردمی به اقتضای شرایط است و، اما ماهیت دیپلماسی هم مبارزه گفتوگویی است. مبارزهای نفسگیر برای تأمین منافع و حقوقی که ملت دارد و دشمن نمیخواهد این حقوق ملت ایران تأمین شود.
۵- رابطه میدان و دیپلماسی؛ از موضوعات بسیار مهم، فهم درست از ماهیت میدان و دیپلماسی و رابطه بین این دو است. نکات زیر به فهم درست و عمیق از میدان و دیپلماسی و رابطه بین این دو کمک میکند: الف- گزاره یا میدان، یا دیپلماسی، هر دو غلط است. ب- گزاره میدان و دیپلماسی با هم درست است. این دو مکمل هم مانند دو بال پرنده برای پرواز و هر دو ابزاری برای یک مقصد و آن هم تأمین منافع ملی و در صدر این منافع، امنیت ملی هستند. باید از این دو ابزار، بهصورت درست، بهنگام و بهاندازه استفاده شود. ج-میدان در ذهن عدهای، فقط ابزار نظامی است، اما مفهوم میدان در ایران گستردهتر و شامل: توان دفاعی و نظامی، حضور منطقهای، شبکههای ارتباطی و فرهنگی، نفوذ نرم و هر نوع تأثیرگذاری اجتماعی است. هدف میدان تولید قدرت، ایجاد بازدارندگی، کاهش تهدید و تأمین امنیت است. د- دیپلماسی، در واقع همان بخشی است که در پرتو قدرت ملی و قدرت تولیدشده در میدان، تلاش میکند تا با گفتوگو و پیگیریهای حقوقی، دستاوردهای میدان را، به منافع سیاسی پایدار تبدیل نماید.
۶- تصمیمگیران میدان و دیپلماسی؛ در ساختار سیاسی و حقوقی جمهوری اسلامی، تصمیمگیری برای میدان و دیپلماسی در موضوعهای مهم از قبیل جنگ، آتشبس، مذاکره و صلح، در یکجا انجام میشود. کسانی که تمرکز بر میدان داشته و مذاکره را حرام میپندارند، شاید اینگونه فکر میکنند که تصمیمگیران میدان و دیپلماسی، دو مجموعه کاملاً متفاوت از هم هستند. البته مجریان تصمیمهای اتخاذ شده برای میدان و دیپلماسی، متفاوت هستند، یکی نظامیها و دیگری دیپلماتها، اما برای هر دو مجموعه، یک دستگاه یا نهاد واحد تصمیمگیری میکند. این مجموعه تصمیمگیر در ایران، شورای عالی امنیت ملی است. نکته مهم اینکه، تصمیمهای این شورا، با تأیید و تصویب رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان فرمانده کل قوا، قابلیت اجرا، چه در میدان و چه در حوزه دیپلماسی پیدا میکند.
اطمینان میتوان گفت، کسانی که بحث تحمیل را مطرح میکنند، این نوعی جفای به رهبری است. درگذشته و در زمان امام شهید هم عدهای چنین جفاهایی را مرتکب میشدند.