تا قبل از جنگهای دوگانه ایران- روس که با دو معاهده ننگین گلستان (۱۲۲۸ ه) و ترکمنچای (۱۲۴۳ ه) به پایان رسید، ایرانیان بر این باور بودند که جهان در حال رؤیت قامت بلند امپراتوری ایران است. دوران درخشان هخامنشی، آلبویه و صفویه، نقاط عطف قد کشیدن ایرانیان بود، اما بعد از آن دو جنگ، حقارت و حدود ۱۸۰ سال استمرار یافت و اشغال، کودتا، تجزیه و قراردادهای استعماری و... نمادهای توصیف ایرانیان شد. با انقلاب اسلامی این داستان پایان یافت و با جنگ هشت ساله عبور از آن وضعیت تثبیت شد. اما جنگ رمضان، ایران را به ۲۳۰ سال قبل یعنی به دوران قبل ازجنگ اول ایران- روس برد و امپراتوری ایرانیان را مجدداً بیدار کرد. برای فهم این مهم باید مقدورات، شرایط اقتصادی، نظامی و فناوری و در یک کلمه قدرت عرفی دوطرف را سنجید. بعد از این سنجش، پنجرهای در ذهن باز میشود: ایران محاصرهشده ۴۰ روز با دو غول بزرگ نظامی- اقتصادی و فناوری دنیا جنگیده است. قدرت یکی به حدی است که اکثریت کشورهای جهان اشاره او را تمکین میکنند (مثل اعمال تحریمهای ایران). صفآرایی حق - باطل، فقر- غنا، استکبار- استضعاف، اسلام- کفر، اسلام- غرب، اپستین- پاکان مهمترین ادراک از این جنگ نابرابر است که ما تقریباً آن را برابر کردیم و چربش ایمانمان هویدا شد. در این جنگ معنویت ایرانیان بر قدرت مادی غرب پیروز شد. اما مؤلفهها و شاخصهای قد کشیدن ما چیست؟
۱- در هیچ جنگی مهاجم براساس شروط مدافع مذاکره نمیکند. مهاجم که در حین یا پس از جنگ شرایط را برای تحمیل دیکته میکند و کشوری که تحت فشار جنگ است مجبور به پذیرش یا تسلیم میشود. در این جنگ- که قرار بود ایران فرو بپاشد یا تسلیم شود- شرایط پانزدهگانه امریکا رد و شرایط دهگانه ایران مبنای آتشبس قرار گرفت و معادله معکوس شد. ترامپ ابتدا رسماً جنگ را سه روزه اعلام کرد ولی ما ۴۰ روزه او را مجاب به عقبنشینی کردیم.
۲- سابقه ندارد یک کشور محاصره شده و خارج از قدرتهای اصلی مقابل غرب و امریکا اینگونه بجنگد و دشمن را عصبانی و بیتاب کند، به صورتی که به تخریب پل و فولاد و برق روی آورد و تهدید کند. دشمنی که مزیتهای فناوری و نظامی آن زبانزد است، اینگونه در باتلاق ایران گرفتار شود.
۳- آنها آمده بودند ما را با فروپاشی اجتماعی- از طریق بمباران کلانتری و بسیج- به پایان رسانند و تجزیه ایران را با بمباران پاسگاههای غرب کشور و کلانتری استانهای کردی و ارسال سلاح به گروهکهای تجزیهطلب سامان دهند، اما نتیجه جنگ تغییر معادلات منطقه شد. ترتیبات امنیتی و اقتصادی آینده خلیجفارس برکشیده مقاومت ایرانیان شد.
۴- اهداف جنگ از تسلیم، فروپاشی، نابودی هستهای، نابودی موشکی، نظامی و انتظامی، تجزیه از هفته سوم به درخواست مذاکره و «اون تنگه لعنتی را باز کنید» تغییر یافت و دشمن اهداف راهبردی اولیه را به کلی دست نیافتنی دید.
۵- پیشبینی و آیندهنگری ستودنی فرماندهان شهید ما در تضمین امنیت شهرکهای موشکی باعث شد دشمن با صدها بار بمباران توسط بمبهای سنگرشکن B۲ و B۵۲ به جایی نرسد و آتش ایران برای یک روز خاموش نشد و هفت کشور را همزمان زیر آتش گرفتیم و چندین سال به عقب برگرداندیم.
۶- رئیسجمهور امریکا مدیریت سوخت جهان را در اختیار ایران دید و با تقلیل خود به یک خبرنگار آماتور، شخصاً صحنه بمباران پل و ... را توییت میکرد و شخصاً چهارده بار اعلام پیروزی کرد و رسانههای امریکا را به فحش و ناسزا آراسته میکرد که چرا از پیروزی سخن نمیگویند؟
۷- صلابت و منطق ایران جرئت ورود اروپاییان به جنگ را نداد و علاوه بر شکاف در صفبندی ناتو، اروپاییان پشت دروازههای ایران برای مذاکره و تعدیل قیمت سوخت صف کشیدند و در آینده نیز باید این مسیر را در خلیج فارس ادامه دهند. تصویر ایران در اروپا تصویری جدید و قدرتمند شد.
۸- ایران در وسط جنگ فروش نفت تحریم شده خود را افزایش داد و قیمتهای جدید را نیزاعمال کردم و برخی خریداران جدید مثل هند نیز بعد از شش سال سراغ ما آمدند و این روند بعد از جنگ نیز استمرار مییابد.
۹- داستان مدرسه میناب، ورزشگاه لامرد، انهدام هواپیماها و هلیکوپترهای امریکا در جرقویه اصفهان خود روایت بدون راوی شکست دشمن شد. صحنههایی که تلخی آن را یک بار در ویتنام چشیده بودند و اینجا تکرار شد.
۱۰- کشورهای عربی تمام خریدهای پدافندی خود از غرب را برای حفاظت از منافع امریکا خرج کردند، اما ۱۴ پایگاه امریکا نابود شد و اعراب جنوب خلیجفارس دچار بحران معنا در امنیت و آینده امنیتی خود شدند و فهمیدند پایگاههای امریکا نه برای امریکا دستاورد دارد و نه برای آنان امنیتآور است. ترتیبات امنیتی جدید خلیج فارس را ما با قامتی کشیده تعیین خواهیم کرد و امریکا از این پس در خلیجفارس فاقد اقتدار و صلابت برای اعراب خواهد بود.
۱۱- حضور ملت به عنوان خرج قدرت نرم موشکی، دشمنان را در فروپاشی ناکام گذاشت و در حیطه رهبری صرفاً سن آن تغییر و چشمانداز آینده را بلندتر کرد. همه اینها در سایه حضور ملت، دوراندیشی نیروهای مسلح از جهت چگونگی حیات و مقاومت در زیر بمباران و صلابت کشور در قاعده «چشم در مقابل چشم» بود. ایران تحریم شده، ایران بدون رهبر و فرماندهان نظامی در اوج جنگید و دنیا فهمید این الگوی سیاسی و متمایز و ممتاز ناشناخته است و بدون افراد کلیدی خود به مثابه شاهکلید گرهگشایی خواهد بود که قدرت انعطاف و قبض و بسط آن هر دشمنی را پشیمان خواهد کرد.