در جنگ نابرابر رمضان یکی از گروههایی که شبانهروز در میدان حضور داشتند، آتشنشانان بودند. هر گلولهای که به تن شهر زخم میزد همه از محل حادثه دور میشدند، اما آتشنشانان به سمت محل حرکت می. کردند. از ساختمانهای مسکونی، تجاری تا زیرساختهای کشور این دسته از امدادگران برای چند عملیات قدم به محل پرخطر میگذاشتند. نجات مصدومان احتمالی زیر آوار، خارج کردن اجساد احتمالی، قطع کردن جریان برق و گاز برای جلوگیری از حوادث احتمالی و مواردی از این دست که هر کدام از این عملیاتها به پیچیدگیهای خاص خود نیاز دارد.
روشن است که شرایط امداد هنگام جنگ با دشواریهای گستردهای همراه است که قابل قیاس با شرایط دیگر نیست، از جمله اینکه در چنین شرایطی جان آتشنشانان بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر قرار دارد. آتشنشانان باید همزمان با رعایت اصول ایمنی عملیاتهای نجات را در کمترین زمان صورت داده از محل دور شوند تا مرحله بعدی امداد از جمله آواربرداری از سوی دیگر تیمهای امداد صورت گیرد. با این حال روشن است هر آتشنشانی که در حال عملیات امداد است میداند که هر لحظه امکان دارد گلوله یا موشک دیگری به همان محل اصابت کند و جانش در معرض خطر قرار گیرد، مثل حادثهای که در پل کرج اتفاق افتاد. روز حادثه بعد از اینکه پل از سوی دشمن هدف قرار گرفت، امدادگران در حال امداد بودند که حمله دوم صورت گرفت؛ بنابراین به وضوح مشخص است عملیاتهای آتشنشانی با فداکاری در حال رقم خوردن است و تلاش آنها در عملیاتهای نجات شهری تلاش مجاهدانهای است که برای صیانت از جامعه در حال رقم خوردن است. امدادرسانی در حوادث معمولی نیاز به آرامش و صبوری بیش از توان یک فرد معمولی را میطلبد. با این حال عملیات امداد در جنگ با فداکاری آنها در جریان است.
این عزیزان در زمان وقوع آتشسوزی ناشی از بمباران که شعلهها زبانه میکشد و حتی در برخی موارد که بمبها و موشکها عمل نمیکند تن ارزشمند خود را همچون ققنوس به آتش زده تا جان را نجات بخشند. این در حالی است که مواجه شدن با پیکرهای تکهتکه شده سوخته و جراحتهای شدید رنج مضاعفی است که آتشنشانان با همت خود برای نجات جانهای گرفتار به جان میخرند.