کد خبر: 1351210
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۷
اندیشکده استرالیایی: جنگ علیه ایران به تقویت انسجام ملی منجر شده است موسسه روابط بین‌الملل استرالیا در تحلیلی از نخستین ماه تجاوز نظامی ایالات متحده و رژیم اسرائیل به ایران، اعلام کرد: این درگیری برخلاف اهداف اعلام‌شده واشنگتن، به تقویت انسجام داخلی در ایران و گسترش دامنه تنش‌ها، به افزایش قدرت چانه‌زنی تهران در تعیین شرایط پایان جنگ انجامیده است.

جوان آنلاین: آنچه در نخستین ماه آشکار شده، جنگی است که نتایجی دقیقا برخلاف اهداف اعلام‌شده‌اش به بار آورده است. زمانی که ایالات متحده و (رژیم) اسرائیل در نهم اسفند ماه ۱۴۰۴ عملیات «خشم حماسی» را آغاز کردند، انتظار این بود که به‌کارگیری نیرویی قاطع و گسترده، به فروپاشی سریع حکومت بینجامد.

با این حال، جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست. نیروهای ایرانی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به مقاومت ادامه می‌دهند و دامنه درگیری بسیار فراتر از مرزهای ایران گسترش یافته است. پرسش محوری دیگر این نیست که آیا ایران می‌تواند فشارها را تاب بیاورد یا نه؟ بلکه این است که آیا همین بقا، به تهران اهرمی برای تعیین شرایط پایان این جنگ داده است یا خیر؟

نویسنده این گزارش با اشاره به استوار بودن ساختارهای حکومت در ایران نوشت: فهرست اهداف ایالات متحده بر این منطق استوار بود که حذف رهبری ایران در زمان مناسب، نظام را از راس دچار شکاف می‌کند. شهادت آیت‌الله خامنه‌ای قرار بود حکومت را سردرگم کند، در حالی که حملات نظامی توان پاسخ‌گویی آن را از میان می‌برد و در نهایت به نوعی فلج‌شدگی می‌انجامد که راه فروپاشی را هموار کند. اما ساختارهای اصلی دولت و ارتش همچنان پابرجاست؛ امری که در ادامه عملیات موشکی و پهپادی، بازسازی سریع رهبری و نبود جدایی گسترده در دستگاه‌های امنیتی آشکار است. این تمایز اکنون مهم‌ترین واقعیت جنگ به شمار می‌رود.

بقا به‌مثابه اهرم

در این گزارش ضمن اذعان به پیامدهای جهانی مدیریت تردد در تنگه هرمز، تاکید شده است: تنگه هرمز به روشن‌ترین نمود شیوه جنگیدن ایران تبدیل شده است. حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این مسیر عبور می‌کند و از ۹ اسفند تاکنون، بهای نفت خام برنت بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است. افزایشی که به شکل مستقیم ناشی از کارزار ایران است و تردد در این آبراه را به‌شدت کاهش داده است. تهران برای وارد کردن چنین ضربه‌ای نیازی به پیروزی در یک رویارویی نظامی ندارد؛ کافی است سطحی از اختلال را حفظ کند که هزینه اقتصادی ادامه جنگ برای شرکای ایالات متحده، از هزینه پایان دادن به آن سنگین‌تر شود. بقا به یک اهرم تبدیل شده است.

اندیشکده استرالیایی با تاکید بر برتری ژئوپلتیک ایران در جنگ نوشت: دامنه جغرافیایی پاسخ ایران باعث شده این اهرم در سراسر منطقه احساس شود. پایگاه‌های آمریکا در کویت، قطر، عربستان سعودی، بحرین و عراق همگی هدف قرار گرفته‌اند؛ از جمله پایگاه هوایی پرنس سلطان که در یک هفته دو بار مورد اصابت قرار گرفت، ۲۹ نظامی آمریکایی را زخمی کرد و یک هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد را نابود ساخت.

پایگاه دیه‌گو گارسیا نیز با موشک‌های بالستیک از فاصله چهار هزار کیلومتری هدف قرار گرفت. انصارالله نیز وارد درگیری شده‌اند و احتمال تبدیل باب‌المندب به گلوگاه دوم در کنار هرمز را افزایش داده‌اند.

دکترین امنیتی ایران بر فشار توزیع‌شده استوار است؛ جبهه‌ها را تکثیر می‌کند تا هزینه سیاسی نگه داشتن همه آن‌ها غیرقابل تحمل شود. آنچه به‌عنوان یک کارزار مقابله با گسترش تسلیحات آغاز شد، اکنون به رقابتی بر سر نظم منطقه‌ای تبدیل شده است.

نویسنده مطلب، تدابیر مقامات ایرانی را کارساز دانست و افزود: کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران طرحی را برای رسمی‌سازی کنترل بر تنگه هرمز تصویب کرده است که بر اساس آن، دریافت عوارض عبور از کشتی‌ها به ریال الزامی می‌شود.

این اقدامات نشان‌دهنده قصدی برای اداره تنگه هرمز به‌عنوان یک دارایی حاکمیتی است؛ تبدیل یک آبراه بین‌المللی به گلوگاهی که ایران به‌طور رسمی آن را مدیریت می‌کند. ایرانی که از این جنگ با حق نهادینه‌شده دریافت عوارض از ۲۰ درصد جریان نفت جهان خارج شود، اختلالات زمان جنگ را به یک مزیت ساختاری دائمی تبدیل کرده است؛ مزیتی که هیچ دولت ایرانی پیش از این به‌طور رسمی ادعای آن را نداشته است.

چرا ضرب‌الاجل‌های مکرر؟

این اندیشکده با اشاره به طرح‌های ادعایی ترامپ برای گسترش ابعاد تجاوز نظامی به ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، اینگونه ارزیابی کرد که اقدامات مطرح شده این تنگه را باز نخواهد کرد.

ایالات متحده که طی چهار هفته بیش از ۸۵۰ موشک کروز تاماهاوک شلیک کرده، به آستانه محدودیت موجودی تسلیحات دقیق خود در این صحنه نزدیک می‌شود و این در حالی است که همزمان تعهدات بازدارندگی در اقیانوس آرام غربی را نیز حفظ می‌کند؛ تعهداتی که چین و روسیه با دقت آن را زیر نظر دارند.

ضرب‌الاجل‌های مکرر ترامپ ۴۸ ساعت، سپس پنج روز، سپس 10 روز دیپلماسی نیست؛ بلکه نشانه فردی است که گزینه‌هایش را از دست داده است. کشوری که این جنگ را با انتظار فروپاشی سریع آغاز کرد، اکنون در حال تمدید مهلت‌ها و مذاکره برای یافتن راه خروج است.

نویسنده در بخش دیگری از این گزارش عنوان کرد: زمان بی‌طرف نیست؛ هرچه جنگ بدون راه‌حل ادامه یابد، اهرم به‌سوی بازیگری منتقل می‌شود که آمادگی بیشتری برای تحمیل هزینه دارد، و ایران در این یک ماه نشان داده که دقیقا چنین آمادگی‌ای دارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار