در بررسی موضوع عوامل قدرت حاکمیت و ملت در ایران، قبل از هر چیز باید به دو موضوع خودباوری و خودباختگی توجه ویژه داشته باشیم.
انسانهای خودباور کسانی هستند که همواره خود را دارای توانمندیهای علمی و عملی برای ایجاد بهترین شرایط و وضعیتها میدانند و در نقطه مقابل؛ خودباختگان کسانیاند که خود را فاقد این توانمندیها میپندارند و در نتیجه؛ گروه نخست در مسیر شکوفایی و بالندگی و گروه دوم، در راه انجماد و شکست قرار میگیرند.
تجربه تاریخی حاکمیتها و ملتها در جهان نشان داده است که خودباوری میتواند جوامع را از استثمار عوامل و ایادی نظام سلطه و استکبار جهانی به دور نگهدارد و قدرتمندی واقعی را به نمایش بگذارد، ولی اگر حاکمیت و ملتی به خودباختگی دچار شوند، بهترین طعمه و قربانی برای سلطهگران جهانی خواهند بود.
حال برای تعیین و تبیین این حد و مرزها باید دید که سرزمین، ملت و حاکمیت ایران اکنون در کدام مسیر قرار دارد و ریشههای انتخاب این مسیر چیست؟
تردیدی وجود ندارد که بنیان حرکتهای فردی و گروهی در جوامع بشری بر پایه اصول و مبانی فرهنگی و اجتماعی شکل میگیرد و در ایران؛ هویت ملی، دینی و مذهبی توانسته است مبدأشناسی، مقصدشناسی و مسیرشناسی ایرانیان را به بهترین شکل ممکن، تعیین و تبیین کند.
اگر تاریخ معاصر را مبنای بحث مورد نظر خود قرار دهیم، به روشنی خواهیم دید که بحران هویت، محصول خطرناکی به نام خودباختگی را به ثمر میرساند و برخورداری و بهرهمندی از هویت اصیل ملی، دینی و مذهبی میتواند خودباوری را به همراه داشته باشد.
با همین سازوکار؛ حاکمیت و ملت ایران توانسته است به خودباوری برسد و خود را به مرزهای واقعی سربلندی و پیروزی نزدیک سازد.
در ادبیات ملی، دینی و مذهبی ما منابع ارزشمندی وجود دارد که راههای رسیدن به خودباوری و دور شدن از خودباختگی را بر ما نمایان میسازد و ما ایرانیان با بهرهگیری از این منابع توانستهایم به خودباوری برسیم و عدم پذیرش سلطه و سلطهگران جهان را به دنیا اعلام کنیم.
شاید بهترین مصادیق مفاهیمی که تاکنون بیان کردیم، اشاره به وضعیت موجود باشد و هماکنون همه حاکمیتها و ملتهای جهان شاهد آنند که ملت و حاکمیت ایران دوشادوش هم و با بهرهگیری از آموزههای نشأتگرفته از هویت ملی، دینی و مذهبی خود در حال به نمایش گذاشتن نمونه بارزی از خودباوری هستند و در این راه هزینههای لازم را نیز میپردازند.
اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست که خودباوری ایرانیان و نپذیرفتن خودباختگی از سوی آنان باعث تجاوز نظام سلطه و استکبار جهانی و تحمیل جنگی ناخواسته از سوی امریکا و رژیم صهیونیستی برای ایران و ایرانی شده است.
از سوی دیگر، ایرانیان راهی جز برگزیدن مسیر خودباوری ندارند، زیرا هیچیک از آموزههای مربوط به هویت ملی، دینی و مذهبی سرزمین ایران، خودباختگی را نمیپذیرد و خودباوری را تنها راه سعادت و خوشبختی در زندگی میداند و به همین دلیل است که اکنون شاهد آنیم که ملت و حاکمیت ایران زمین دوشادوش یکدیگر و در مسیر خودباوری در مقابل متجاوزان و سلطهگران قد برافراشتهاند.
بهرهگیری از ظرفیتهای موجود در دیپلماسی رسمی و عمومی برای حل مشکلات منطقهای و جهانی از سیاستهای محوری جمهوری اسلامی ایران است، اما زمانی که طرفهای درگیر مسیر دیگری را برای مقابله با ما برمیگزینند، چارهای جز دفاع از داشتههای خود نداریم و ما نیز در جبهه نظامی مجبور به پاسخگویی هستیم.
اما نکته قابل توجه و اشاره در کنار اقدامات نظامی برای پاسخگویی به متجاوزان امریکایی-صهیونیستی و همپیمانان آنها، حضور منسجم و گسترده اقشار مختلف مردم ایران در میادین، خیابانها، معابر و مناطق مختلف شهری و روستایی است که مانند آن را نمیتوان در هیچیک از ممالک جهان مشاهده کرد.
حضور حمایتگرانه ملت از حاکمیت با هدف پاسداری از سرزمین ایران و داشتههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن را میتوان یکی از مهمترین جلوههای قدرت ناشی از برخورداری و بهرهمندی از هویت ملی، دینی و مذهبی دانست.
*پژوهشگر حوزه فرهنگ و اجتماع