در سالهای اخیر، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» بیش از هر زمان دیگری در ادبیات سیاستگذاری و تحلیلهای اقتصادی کشور مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد علاوه بر اینکه یک نسخه کوتاهمدت برای عبور از فشارهای اقتصادی است، چارچوبی راهبردی برای بازآرایی ساختار اقتصادی کشور در مسیر تابآوری، رشد پایدار و کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای بیرونی محسوب میشود. در این میان، نقش استانهای کشور به عنوان کانونهای اصلی تولید، نوآوری و ظرفیتهای بومی بیش از پیش اهمیت یافته است.
اقتصاد مقاومتی، برخلاف برداشتهای محدود اقتصادی، مفهومی چندبعدی است که علاوه بر حوزه تولید و تجارت، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی را نیز در بر میگیرد. در چنین نگاهی، توسعه اقتصادی تنها در پایتخت یا چند کلانشهر تعریف نمیشود؛ بلکه شبکهای گسترده از توانمندیهای منطقهای در سراسر کشور باید فعال شود تا یک اقتصاد ملی پویا و مقاوم شکل گیرد.
ایران از نظر جغرافیایی و انسانی، کشوری متنوع با ظرفیتهای گسترده است. هر استان، بستهای از فرصتهای اقتصادی را در خود جای داده است؛ از منابع طبیعی و معدنی گرفته تا کشاورزی، گردشگری، صنایع کوچک و متوسط و ظرفیتهای دانشبنیان. اگر این توانمندیها با سیاستگذاری دقیق، سرمایهگذاری هدفمند و مدیریت کارآمد فعال شوند، میتوانند به موتورهای محرک رشد اقتصادی و اشتغال در مقیاس ملی تبدیل شوند.
در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران از «دفاع مقدس سوم» به عنوان نبرد اقتصادی و فناورانه کشور یاد میکنند، اهمیت فعالسازی ظرفیتهای استانی بیش از گذشته آشکار میشود. همانگونه که در دفاع مقدس نظامی، مشارکت مردمی و ظرفیتهای محلی نقش تعیینکنندهای در پیروزی داشت، در میدان اقتصاد نیز اتکا به توان داخلی و توانمندسازی مناطق مختلف کشور میتواند بنیانهای اقتصاد ملی را مستحکمتر کند.
اقتصاد مقاومتی در سطح منطقهای زمانی معنا پیدا میکند که استانها بتوانند مزیتهای نسبی خود را شناسایی و به زنجیرههای ارزش اقتصادی تبدیل کنند. توسعه صنایع تبدیلی در مناطق کشاورزی، تقویت خوشههای صنعتی در استانهای صنعتی، گسترش گردشگری در مناطق دارای میراث تاریخی و طبیعی و حمایت از شرکتهای دانشبنیان در مراکز دانشگاهی استانها، نمونههایی از این مسیر هستند. چنین رویکردی علاوه بر افزایش بهرهوری اقتصادی، موجب توزیع متوازن فرصتهای شغلی و کاهش مهاجرتهای ناخواسته به کلانشهرها نیز خواهد شد.
از منظر علمی، اقتصاد مقاومتی بر سه محور کلیدی، افزایش بهرهوری درونی اقتصاد، کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای خارجی و تقویت پیوند اقتصاد با ظرفیتهای بومی و دانشبنیان استوار است. تحقق این سه محور بدون مشارکت فعال استانها عملاً ممکن نیست، چراکه بسیاری از منابع تولیدی، سرمایه انسانی و ظرفیتهای نوآوری در همین جغرافیای متنوع منطقهای شکل گرفتهاند.
در کنار این مسئله، پیوند اقتصاد استانها با بازارهای منطقهای و کشورهای همسایه نیز میتواند افقهای تازهای برای توسعه ایجاد کند. بسیاری از استانهای مرزی ایران دارای مزیتهای قابل توجهی در حوزه تجارت، ترانزیت و همکاریهای اقتصادی منطقهای هستند. فعالسازی این ظرفیتها نه تنها به رونق تولید و تجارت کمک میکند، بلکه قدرت اقتصادی کشور را در برابر فشارهای خارجی افزایش میدهد.
اقتصاد مقاومتی، پروژه ملی برای بازتعریف مسیر توسعه ایران است. پروژهای که موفقیت آن در گرو نگاه علمی، سیاستگذاری هوشمند و مشارکت فعال همه نهادها و سازمانها در فرآیند تولید و نوآوری است.
بر همین اساس، اگر ظرفیتهای متنوع استانهای کشور به درستی شناخته و فعال شوند، اقتصاد ایران میتواند در میدان پیچیده رقابت جهانی با اتکا به توان داخلی، مسیر پیشرفت پایدار و اشتغالآفرین خود را با اطمینان بیشتری ادامه دهد.