میخواهم چند سطر در مناقب شهید سلیمانی، ریاست شهید سازمان بسیج مستضعفین بنویسم. در نبود شهید قاسم سلیمانی هرگاه او را میدیدم یاد قاسم میافتادم. نه فقط در تشابه فامیل که در مشی و مرام بسیار تطبیق داشت.
چون همشهری هستیم شناخت نزدیکم از او ۴٠ ساله است. حاج غلامرضا سلیمانی در سال١٣۵٩ یعنی در همان ماههای اول جنگ خود را به جبهه رساند و از جاده آبادان- ماهشهر شروع کرد و بعداً در زمستان سال١٣۶٠ به جبهه شوش آمد و تا پایان جنگ این عرصه را ترک نکرد. رشادتهای او در عملیاتهای مختلف در تیپ ۴۴ قمر بنی هاشم خصوصاً در گردان امام سجاد (ع) زبانزد اهل جبهه بود.
با پایان جنگ تحمیلی فرماندهی تیپ۴۴ قمربنی هاشم را عهده دار شد و از اینجا مجدد خانه به دوشی او شروع شد. همسرش شهر به شهر و استان به استان، همپای او بود که نهایتاً در اصفهان به دیار باقی شتافت. ابتدا از چهارمحال به لرستان رفت و فرمانده تیپ۵٧ ابوالفضل و بعد با حفظ سمت، فرمانده سپاه لرستان شد. سپس به لشکر۴١ ثارالله رفت و جایگزین حاج قاسم شهید شد و از آنجا به فارس رفت و فرماندهی لشکر١٩ فجر را به عهده گرفت و نهایتاً به اصفهان آمد و ١٣ سال فرمانده لشکر١۴ امام حسین و سپس کل سپاه استان را به عهده گرفت. سردار سلامی او را کاندیدای سازمان بسیج کرد، اما او بشدت ابا داشت. حکمش را از آقا گرفتند و تسلیم شد و قبول کرد.
این سوابق او بود، اما شخصیت حاج غلامرضا، بسیار قابل مطالعه است. خودسازی، پاکی، اخلاص و سلامت نفس در او موج میزد. حتی یک بار ندیدم غیبت کسی را بکند. فهم اجتماعی او در سازمان بسیج، بر ابعاد دیگر مأموریتش میچربید. فهم سیاسی عمیق، اشراف بر مسایل کشور، دنبال کردن منویات رهبر شهید و از همه مهمتر بسیار روش بین بود. ابعاد سازندگی و خدمت رسانی در بسیج را در اولویت قرار داد. فهم مردمی اش ستودنی بود. همه را بسیجی میدانست.
اما آنچه او را دوست داشتنیتر میکرد، بی علاقگی به رسانهای شدن بود. گمنامی را بشدت دوست داشت. از اقدامات نمایشی بر حذر بود. بشدت از باند بازی و رفیق گرایی دور بود. وقتی رئیس سازمان بسیج مستضعفین شد، حتی مسؤل مراجعات فرمانده قبل را هم تعویض نکرد.
بشدت خود ساخته بود و سالها منتظر و آماده شهادت بود. مرگ در راه خدا را ۴۵ سال تمرین کرده بود و نه تنها از شهادت و ترور ابایی نداشت که آماده شهادت بود و چند بار هم این را به زبان میآورد. به معنای واقعی کلمه تکلیف گرا و بی حاشیه بود. مگر میشود پایان ۴۵ سال مجاهدت چنین مردی مرگ در بستر باشد؟ توفیق مضاعف او همسفری با رهبر شهید بود. او سرباز ایشان بود و با فرمانده رفت. حاج غلامرضا بعد از۴۵سال آرام گرفت و به یاران شهیدش در شهرستان فارسان و چهارمحال و بختیاری و تیپ۴۴ قمر بنی هاشم پیوست و از مرگ در بستر نجات یافت. درود خدا بر این شیر مرد بختیاری باد. ان شاءالله.