جوان آنلاین: نه تنها جهانیان از تسلط بی، چون و چرای ایران بر تنگه هرمز غافلگیر شدند، بلکه خود ایرانیان نیز شاید تا این اندازه نمیدانستند از رگ گردن به گلوگاه انرژی جهان نزدیکترند. بازی ناگهان عوض شده است؛ کشوری که بیش از بیست سال تحت سنگینترین تحریمها بوده، اکنون به تنهایی جهان را تحریم کرده و در کمتر از ۲۰ روز، با بستن تنگه هرمز، اقتصاد دنیا را به لرزه درآورده است. البته این ذات طبیعی جنگهاست. آنها عنصر اصلی تعیینکننده در تاریخ سیاست بینالملل بودهاند و همواره دو چهره متعارض داشتهاند؛ ویرانگر، اما در عین حال زاینده. به عبارتی جنگها در طول تاریخ همچون تبر زمان عمل کردهاند؛ پیرایههای کهن را تراشیده و بذر آینده را در جان زمین کاشتهاند. به اعتقاد برخی از فلاسفه بزرگ سیاست، همچون هگل، جنگ بخشی از تحول ضروری تاریخ است، نه صرفاً شرّی بیمعنا، چراکه در هیاهوی شمشیر و خون، روح تاریخ خود را از نو میآفریند. حال، جنگ رمضان به رغم همه خسران و تهدیدهایش، فرصتی بیهمتا فراهم آورده است تا قواعد تنگه هرمز به تمامی، فارسی نوشته شود؛ قواعدی که در آن دیگر خویشتنداری دیرین ایرانیان کنار گذاشته و به همگان اعلام شده از این پس امنیت، توسعه و رفاه در این آبراهه یا برای همه خواهد بود، یا برای هیچکس. این برگ برنده طبیعی و خدادادی آنچنان قدرتمند و تعیینکننده است که امریکاییها با هیچ راه حل نظامی حتی استفاده از بمب اتم نیز نخواهند توانست تنگه هرمز را باز کنند؛ چه بسا خود به بحرانی بزرگتر و طولانیتر بینجامد. همانگونه که اندرئاس کریگ، استاد کینگز کالج لندن، گفته است: تنگه هرمز بهطور یکجانبه و صرفاً با گفتن «ماموریت انجام شد» از سوی امریکا باز نخواهد شد. بازگشایی آن بر اساس یک توافق مذاکرهشده با ایران خواهد بود؛ بنابراین جهان اکنون برای مسئله تنگه هرمز تنها یک راه پیش رو دارد: مذاکره و تن دادن به شرایطی که تهران تعیین میکند. به نظر میرسد دولتها یکی پس از دیگری با این واقعیت جدید آشنا میشوند و از گوشه و کنار شنیده میشود کشورها یکی پس از دیگری برای دریافت اجازه تردد کشتیهای خود در حال تماس با مقامات کشورمان هستند. این نشانههای تولد یک نظم جدید است؛ نظمی که باید قدر دانسته شود و با هوشمندی از آن پاسداری تا برقراری آن تضمین شود.