روندهای جنگ نشان از پیروزی ایران و شکست امریکا است. امریکا با هشت چالش بزرگ و مهم در این جنگ روبهرو است و شرایط نشان میدهد که امکان فائق آمدن بر آنها سخت خواهد بود و ممکن است شکست بزرگی را تجربه کند.
۱. محاسبه غلط در خصوص قدرت ایران: امریکا با محاسبات غلط فکر میکرد ایران ضعیف شده و دیگر اراده قوی برای مقابله با امریکا در کشور وجود ندارد، اما همین اواخر اعلام کرد ایرانیان در جنگ شجاع هستند.
۲. ساختار مقاوم و تاب آور ایران: ترامپ براساس اطلاعات غیر کارشناسی تصور میکرد ساختار حکمرانی در ایران به ویژه دفاعی کاملا متکی به رهبری ایران است و با ترور ایشان (شهید حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای) ساختار تصمیم گیری از هم خواهد پاشید و ایران مواجه با یک آنارشی و به هم ریختگی میشود، اما با یک ساختار پیچیده، منسجم و کارآمد روبهرو شد که تصور آن هم برایش ممکن نبود.
۳. مدیریت زمان جنگ: ترامپ تصور میکرد ایران تسلیم میشود و یا به سرعت شکست میخورد و این یک جنگ کوتاه مدت خواهد بود و یا شاید حمله به ونزوئلا باعث اشتباه در محاسبات او شده لذا خود را برای یک جنگ کوتاه آماده کرده بود. حال با مقاومت فعال ایران مواجه شده و با ضربات جدی به رژیم صهیونیستی و امریکا از سوی ایران روبهرو شده است. ایران جنگ فرسایشی را به نفع خود میداند و مخصوصا با اشرافی که بر تنگه هرمز دارد، امریکا را تحت فشار بین المللی قرار داده است و گویا خود را برای آن آماده کرده، در حالی که امریکا این آمادگی را ندارد و برای یک جنگ طولانی مواجه با چالش جدی است.
۴. ضعف همراهی شرکای قدیم: ترامپ تحت تأثیر فریبکاری نتانیاهو بر این تصور بود که این یک جنگ ساده است و نیاز به یارگیری و پیدا کردن شریک ندارد. اکنون نیز بسیاری از کشورهای منطقه و جهان در مسیری غیر ازدرخواست امریکا حرکت میکنند و حاضر به شریک شدن با امریکا در جنگ نیستند و بعضی از کشورها هم به صراحت با امریکا مخالفند. در واقع شاهد شکاف در جبهه غرب شده است.
۵. بحران اقتصادی ممکن: این جنگ و تاکتیکهای ایران، اقتصاد جهان را وارد چالشهای بزرگ کرده و تداوم این چالش، هزینه امریکا و ترامپ را بیشتر خواهد کرد.
۶. محاسبه روی همراهی دولتهای منطقه: نوع عملکرد امریکا و رو شدن دست آنها و عدم ورود دولتهای عربی منطقه در همراهی- حتی کلامی- با ترامپ و نتانیاهو، آنها را برای تداوم جنگ و ادامه آن وارد چالش جدی کرده است.
۷. مخالفین داخلی و افکار عمومی: ترامپ تصور میکرد با تصویر سازی از یک پیروزی و دستاوردهای این جنگ، جبهه داخلی امریکا و افکار عمومی را همراه خود خواهد کرد و با دستاورد سازی از یک چالش ۴۷ ساله، محبوبیت از دست رفته خود را در جهان و در امریکا باز خواهد یافت. اما طولانی شدن آن و عدم استقلال لازم برای این جنگ و گسترش مخالفان جنگ و فشار بر او، روز به روز فضا را تنگتر کرده است.
۸. مشروعیت جنگ: امریکا و رژیم صهیونیستی بدون اقناع افکار عمومی مردم امریکا و همپیمانان خود و سیاستمداران تأثیر گذار در امریکا، در میان مذاکرات جنگ را آغاز کردند و با هدف قرار دادن غیر نظامیان و مدرسه ابتدایی در شهر میناب، چهره یک جنایتکار جنگی از خود بجای گذاشتند، ضمن آنکه امریکا هیچ دلیلی برای حمله به ایران از نظر حقوق بین المللی نداشت، اگر چه ترامپ امید داشت در داخل ایران بخشی از مردم با او همراهی کرده، به حمله او کنند، اما انسجام مثال زدنی مردم ایران در کنار دولت و نیروهای مسلح، امریکائیان را شگفت زده کرده است؛ لذا تجاوز نظامی امریکا از نظر محافل بین المللی هیچگونه توجیه و مشروعیت ندارد و در همه محافل اجتماعی، حقوقی و بین المللی زیر سوال رفته است و عملاً برای تداوم آن هیچ مشروعیت قانونی ندارد.
هر چند ترامپ، نتانیاهو و همکاران آنها تلاش میکنند با تغییر روایت ها، توطئه در منطقه و کشاندن پای دولتهای منطقه به جنگ وتسلیم ایران، از این چالشها فرار کند، اما معلوم نیست این فرار به جلو چقدر میتواند از شکست آنها جلوگیری کند یا خسارت آنها را کمتر نماید. در این میان عملکرد و نوع دفاع ایران بسیار حایز اهمیت است که و فریب امریکا را نخورد و هوشمندانه جنگ را مدیریت کند.
ایران با انجام یک سلسله عملیات هدفمند و برنامه ریزی شده، جنگ را در لایهها و ابعاد مختلفی فرماندهی کرد. حمله به ناوگان دریایی امریکا که موجب عقب راندن آن شد، قطع شریانهای حیاتی و نظامی آن همچون مراکز سوخت رسانی و اختلال در سامانههای راداری و پدافندی، ضربه به پایگاههای نظامی و مراکز تصمیم گیری، انهدام و شناسایی مراکز اختفای سربازان امریکایی و در نهایت حملات راهبردی به تل آویو و در اختیار گرفتن آسمان سرزمینهای اشغالی، امریکا را ناباورانه در برابر جنگی قرار داد که پیشتر محاسبه نکرده بود، زیرا همه این مراکز به راحتی در دسترس موشکها و پهپادهای ایران قرار داشت و امریکا هیچ اقدامی برای محافظت از آنها انجام نداده بود.
علاوه بر موارد فوق، اظهارات ضد و نقیض ترامپ در مورد جنگ زمینی و ورود تروریستهای تجزیه طلب به داخل کشور نیز بیانگر شکست پروژه بی ثبات سازی ایران برای زمینه چینی فروپاشی نظام است. او با ادعاهای پرطمطراقش تلاش داشت نشان دهد که سنگرهای ایران با فرماندهی وی یکی پس از دیگری در حال فتح شدن است و تا رسیدن به قلب ایران زمانی باقی نمانده است. اما حضور میدانی و حداکثری مردم و حمایت تام و سراسری آنها از انقلاب اسلامی از یکسو و تدابیر ویژه نیروهای مسلح در هدف قرار دادن مراکز و عقبه تجزیه طلبان در اقلیم کردستان عراق، نقشه آنها را ناکام گذاشت.
رهبر شهید انقلاب امسال بارها در بیانات خود بر اتحاد مقدس میان مردم و مسئولان تأکید کردهاند و آن را لازمه پیروزی کشور دانستند. بر همین اساس بود که مردم با حضور آگاهانه خود در صدد مخابره تصویر ایران یکدست که در برابر هر توطئهای آمادگی دارد، بر آمدند. شکست برنامههای امریکا به دلیل اثبات وجود وحدت در بدنه اجتماعی ایران، فشارهای زیادی را به کاخ سفید وارد کرد، به طوری که ترامپ نتوانست این موضوع را پنهان نماید و با عقده گشایی از مردم راه توهین به پیش گرفت وگفت که ایرانیها «از شرورترین مردم روی زمین هستند. آنها سر نوزادان را میبرند، آنها زنان را از وسط نصف میکنند».
دشمن بر مراکز انتظامی و پایگاههای بسیج هدفگذاری کرده بود تا مراکز دفاعی و پدافندی داخلی را نابود کرده و مسیر ورود مزدوران مسلح را برای آغاز یک جنگ تروریستی در خیابانهای کشور باز کند. در ادامه نیز با تلفیق آن به احتمالا ورود سربازان امریکایی به خاک ایران، یک جنگ تمام عیار را رقم زند. از طرفی، امریکا و رژیم صهیونیستی در صدد بودند که با گسیل تجزیه طلب از سمت غرب، یک جنگ تروریستی خونین را آغاز کنند. اما عقب نشینی ترامپ از این دو موضع، نشان داد که دشمن در ترسیم نتایج برای فاز اولیه جنگ نیز با بحران مواجه شده و نمیتواند از آن خارج شود. در واقع، ناتو و رژیم صهیونیستی که به اعتراف شخص ترامپ، بیش از ۲۰ سال برای چنین روزی برنامه ریزی کرده بودند، اکنون در برابر جنگی غیر قابل محاسبه که میتواند همان پیامدهای سهمگین مقامات امریکایی مخالف جنگ را بازخوانی کند، قرار گرفتهاند. اکنون اثرات منفی جنگ بر اقتصاد جهانی و نگرانیها از تبعات پایان ناپذیر و غیر قابل بازگشت جنگ، بیش از پیش نمایان شده است. در همین رابطه، کریس مورفی سناتور دموکرات امریکا تصریح کرد که تنها نتیجه این جنگ بی ثباتی بیشتر برای منطقه، افزایش شدید هزینهها برای مردم امریکا و در معرض خطر قرار گرفتن نیروهای ما است. ترامپ هیچ برنامه مشخصی برای این جنگ ندارد. وی همچنین با اشاره به اختلال تصمیم گیری در دولت ترامپ گفته که این جنگ ظاهرا هیچ دستاوردی جز هدر دادن روزانه یک میلیارد دلار و افزایش قیمتها برای مردم امریکا در داخل کشور ندارد. امریکاییها مشاهده کردهاند وقتی نیروهای ما به کشورهایی مثل عراق و افغانستان اعزام میشوند چه اتفاقی میافتد. در نهایت افراد زیادی کشته میشوند و پول زیادی هدر میرود.
با این توصیف دشمن نفسهای آخر را میکشد و به احتضار افتاده و ملت ایران و همه ارکان دفاعی و حاکمیتی، همسو و متحد تا تنبیه و اخراج متجاوز، دشمن را رها نخواهند کرد.