کد خبر: 1346847
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
غلامرضا صادقیان

 پاتریک هنری از رهبران برجسته انقلاب امریکا که به ویژه به خاطر سخنرانی‌های پرشور خود در دفاع از آزادی و استقلال و مقاومت مقابل حکومت بریتانیا، مشهور است، شعاری حماسی داشت که می‌گفت «۳ میلیون مردمی که در راه مقدس آزادی سلاح برداشته‌اند، و در کشوری، چون کشور ما به سر می‌برند، در برابر هر نیرویی که دشمن بتواند بر ما وارد کند شکست‌ناپذیرند»! کسی نداند گمان می‌کند این شعار یک انقلابی ایرانی است که از ارتش ۲۰ میلیونی یا بسیج یاد کرده و به اشتباه ۳ میلیون گفته شده است! یک فیلسوف امریکایی در اوایل قرن بیستم درباره‌ی این شعار می‌گوید «این کلمات ویژگی قانون کلی طبیعت را در خود دارند. این سخنان می‌توانست آثاری بی‌نهایت فراتر از آنچه شرایط موجود اجازه تحققش را داد، پدید آورند. برای نمونه ممکن بود پسربچه‌ای امریکایی که مسافر کشتی در اقیانوس آرام است، بی‌آن‌که قصد خاصی داشته باشد، این کلمات را بر برگه‌ای بنویسد، برگه به دریا افکنده شود و در ساحل جزیرۀ لوزون به دست مردی از قوم جاگالا بیفتد؛ و اگر آن مرد این سخنان را برای خود ترجمه می‌کرد، چه بسا همان‌گونه که این کلمات در این کشور از دهانی به دهانی دیگر منتقل شدند، در آنجا نیز چنین انتقال یابند و اثر مشابهی بر جای گذارند»! 
اکنون این امریکا که با چنین شعاری و با همت مردان ۳ میلیونی‌اش از بریتانیا مستقل شد، پشت مرز‌های ما صف کشیده تا ما را که با همین شعارها، مردم و نظامیانی جان‌فدا داریم، وادارد که استقلال خود را به امریکا وانهیم. با آن‌که شعار ما، آرمان خودمان است و آن را از یک پسربچه‌ی امریکایی یا تفنگداران دریایی امریکا که برای ما در آب انداخته باشند، نگرفته‌ایم! این حقیقتی است که اگر امریکا توانست با معجزه‌ی آن قانون کلی طبیعت استقلال پیدا کند، ایران هم خواهد توانست با همین قانون استقلال خود را حفظ کند.
فراتر از این مقایسه، دو رخداد این روز‌ها یعنی «حوادث دانشگاه» و «مذاکرات با پیشنهاد‌های تازه به امریکا»، این پرسش را در ذهن برخی از جوانان و مسن‌تر‌ها ایجاد کرده است که همین‌حالا یعنی در آستانه‌ی سال ۱۴۰۵ انقلاب اسلامی در کجا ایستاده است. 
من بر اساس یک بخش بشدت فلسفی در بینوایان ویکتور هوگو می‌خواهم بگویم که انقلاب اسلامی همین‌حالا و به‌رغم تمامی فشار‌ها و سختی‌ها و حتی «خطاها» و «ریزش‌ها» در جایی بهتر و مستحکم‌تر نسبت به تمامی انقلاب‌های تاریخ جهان ایستاده است. این را برای کسانی می‌گویم که انقلاب را فقط در بستر پیچیدگی‌های تاریخی و اخلاقی می‌بینند و نه همچون امری مقدس.
هوگو در کتاب اول بینوایان، اسطوره‌ی رمانش یعنی اسقف «میری‌یل» را به ملاقات پیرمردی منزوی (کنوانسیونل) در کوهستان می‌فرستد که از گروه دوم انقلابیون افراطی بود که سردمداران انقلاب کبیر را اعدام کردند و جای آنان نشستند و انقلاب را به انحراف کشاندند. اسقف نیک‌پی در مناظره با او از خشونت انقلابی‌های افراطی یاد می‌کند و آن پیرمرد سخنانی از خشونت امپراطوران زمانه و گذشته‌ی فرانسه می‌گوید که به گفته هوگو، «اسقف از این جواب به لرزه درآمد؛ پاسخ مناسبی به نظرش نرسید» (بینوایان، ترجمه‌ی مستعان، ص ۲۱۶). به گمان من هوگو با این تصویر نمی‌خواهد یکسره اسقف را بر صدارت حق بنشاند و علیه کسانی که انقلاب مردم فرانسه را به انحراف کشاندند تا آن‌که آن را دوباره به پادشاهی (ناپلئون) بازگرداندند، موضع بگیرد. اسقف نه طرفدار امپراطور است و نه از رفتار دشمنان انقلاب کبیر حمایت می‌کند، این وسط دنبال حق است و تعهد به خدا و انسانیت.
 هوگو قضاوتی ساده و تک بعدی از انقلاب ندارد، بلکه آن را در پیچیدگی‌های تاریخی خودش به تصویر می‌کشد. کاری که ما نیز باید به آن ملزم باشیم و بدانیم چه چیز به انقلاب ما بیش از همه ضربه می‌زند. انقلاب با نقد درونی زنده می‌ماند نه با مانع‌شدن مقابل نقد و اصلاح. البته تفاوت میان انقلاب اسلامی با انقلاب کبیر فرانسه در ابعاد ماهیتی و سرنوشت، از زمین تا آسمان است، چنان‌که انقلاب فرانسه بعد از ظهور دو دسته‌ی افراطی سرانجام به پادشاهی ناپلئون سپرده شد. رویکرد هوگو در ملاقات اسقف با مرد بازمانده از انقلابیون افراطی بسیار مهم و آموختنی است. 
خود هوگو در بینوایان، یک طرفدار یا مخالف ساده‌ی انقلاب فرانسه نیست، یک تحلیلگر عمیق و منتقد سرنوشت انقلاب است. او به آرمان‌های اولیه‌ی انقلاب مانند آزادی، برابری و عدالت باور داشت، اما برخی خطا‌های آن را در بستر تاریخی نقد می‌کرد. شخصیت اسقف نیز فراتر از دسته‌بندی‌های سیاسی است. او نماد عشق، بخشش و انسانیت است و به جای طرفداری از یک جناح سیاسی، به یاری تک‌تک انسان‌های بینوا می‌شتابد، بدون توجه به گذشته و عقایدشان. 
برای فهم دیدگاه هوگو، باید به این نکته توجه کرد که او بینوایان را در ۱۸۶۲ و در دوران تبعید خود به دلیل مخالفت با حکومت ناپلئون سوم نوشت. هوگو در پیش‌گفتار رمان، هدف خود را مبارزه با سه معضل بزرگ جهان می‌داند: «ذلّت مردان در اثر تنگدستی، تباهی زنان در اثر گرسنگی و آسیب‌دیدگی کودکان به‌خاطر تاریکی جسمی و روحی». این اهداف دقیقاً همان آرمان‌هایی است که انقلاب فرانسه نیز برای تحقق آنها به پا خاسته بود. بنابراین، هوگو با هسته مرکزی عدالت‌خواهانه انقلاب همدل است. آنچه هوگو از انقلاب فرانسه مورد نقد قرار می‌دهد، مسیری است که انقلاب پس از پیروزی پیمود. او به دورانی اشاره دارد که در آن، گروه‌های مختلف انقلابی یکدیگر را قلع و قمع کردند، و ملاقات اسقف با مرد بازمانده از انقلاب دوم درواقع نقد هوگو از خشونت و بی‌ثباتی پس از انقلاب فرانسه است. در این بخش، اسقف نه طرفدار انقلاب است و نه مخالف آن و به هیچ‌یک از جناح‌های درگیر در منازعات پساانقلابی تعلق ندارد و دقیقاً به همین دلیل، می‌تواند پلی برای نجات کسانی باشد که این منازعات آنها را به ورطه نابودی کشانده است.
در جایی مرد افراطی از آرمان‌های انسانی انقلاب دفاع می‌کند و می‌گوید که هدفش پیشرفت و رهایی بشر از جهل و استبداد بوده است. «آری خشونت‌های ترقی، انقلاب نامیده می‌شوند. چون این خشونت‌ها به پایان رسند، هر کس به این معنی پی می‌برد که نوع بشر مشقت دیده ولی پیش رفته است» (همان، ص ۲۱۸)؛ و اسقف با کلامی که «تقریباً همه‌ی خشونت آغاز سخن در آن محسوس بود»، می‌گوید: «ترقی باید به خداوند متعهد باشد. خوبی نمی‌تواند خدمتگزار بی‌دین داشته باشد. آن‌کس که ملحد است، راهنمای بدی برای نوع بشر خواهد بود» (همان، ص ۲۱۹). اسقف که نماد عشق و ایمان مذهبی است، در پایان و قبل از مرگ مرد افراطی، برای او طلب بخشش می‌کند، زیرا او انقلاب فرانسه را به خاطر آرمان‌های والایش می‌ستاید و به خاطر خطاهایش نکوهش می‌کند. 
این سرنوشت انقلاب کبیر فرانسه بود که هوگو به خوبی فراز و فرود و خشونت‌ها و انحرافاتش را در این بخش از بینوایان نمایش می‌دهد. در مقابل، انقلاب اسلامی پنج دهه است که همان آرمان‌های اول انقلاب را دارد. خود انقلاب با انحراف‌هایش مبارزه کرده و نه این‌که انحراف‌ها جایگزین انقلاب شده باشند. هرچند برخی می‌خواهند خلاف این را نشان دهند، اما سبقه و صبغه‌ی مقابله با انحراف‌ها جدی و اصیل است و رهبران انقلاب آن را جدی‌تر از همه گرفته‌اند. 
انقلاب اسلامی از ابتدا متحمل «خشونت» شد، چه با ترور رهبران انقلاب و چه با کشتن مردم بی‌دفاع در خیابان‌ها و سپس جنگی که جهان پشت آن ایستاد. در همین حوادث دی‌ماه اکنون دیگر بر ناظران منصف روشن شده است که یک خشونت وارداتی چگونه بر انقلاب تحمیل شد. 
انقلاب ایران هرگز با شعار‌هایی که با آن به استقلال رسید، به استقلال دیگران حمله نکرد. برخی شعار «صدور انقلاب» را بهانه تعرض به استقلال دیگران می‌کنند که با ایشان سخنی نیست. 
انقلاب اسلامی از ابتدا و تا همین‌حالا رابطه‌ی دیالکتیکی با آرمان‌ها را تداوم بخشید و هرگز دچار شکاف هستی‌شناختی نشد. حتی در مقاطع اوج خطا‌ها یا ریزش‌ها، گفتمان اصلی انقلاب که اسلام، عدالت و استقلال بود، همچنان به عنوان حقیقتی فراتر از قدرت باقی ماند؛ و هیچ‌گاه یک ایدئولوژی سکولار جایگزین اندیشه‌ی دینی انقلاب نشد. در انقلاب اسلامی، دین همچنان به عنوان قاضی درونی عمل می‌کند و امکان نقد را از درون فراهم می‌سازد. به دلیل پیوند با سنت دینی، همواره این ظرفیت وجود داشته است که شخصیت‌ها و جریان‌هایی مشابه اسقف میری‌یل- نه لزوماً سیاسی، بلکه اخلاقی و معنوی- بتوانند در مقاطع حساس، انقلاب را به آرمان‌های اولیه‌اش ارجاع دهند، چنان‌که بخشی از روحانیون در میان عامه بسیار محبوب و اثرگذار هستند. این حافظه‌ی تاریخی مقدس در فرانسه پساانقلابی وجود نداشت، زیرا انقلاب با گسست کامل از گذشته، هر نقدی را به نفع وضع موجود مصادره می‌کرد. 
انقلاب اسلامی منطق آن انقلابی افراطی فرانسه را که «خشونت‌های ترقی، انقلاب نامیده می‌شوند» نداشت و مقابل شتاب‌زدگی تاریخی مقاومت کرد و با وجود فشار‌ها و خشونت‌های تحمیلی (ترورها، جنگ تحمیلی، تحریم‌ها)، هرگز «خشونت» را همچون یک راهبرد یا حتی روش پیشبرد اهداف خود نهادینه نکرد بلکه برعکس، صبر راهبردی را ترجیح داد. آنجا که برخی به اسم «خشونت انقلاب» از آن یاد می‌کنند- مثلاً همین حوادث دی‌ماه- دقیقاً جایی است که انقلاب متحمل خشونت شده است. در انقلاب اسلامی، عمده‌ی خشونت‌ها از ترور‌های اول انقلاب تا جنگ تحمیلی و ناآرامی‌های اخیر یا از بیرون تحمیل شده، یا واکنشی به توطئه‌های خارجی بوده است. این یعنی خون‌ریخته‌شده‌ی مردم و شهدا، نه بر گردن انقلاب، که بر گردن دشمنان آن است. برخلاف انقلاب فرانسه، که خشونت از درون پروژه‌ی انقلابی برخاست. این همان جایی است که «ایمان به خداوند» (که اسقف بر آن تأکید دارد) مانع از آن شد که انقلاب برای بقا، به خشونت‌ورزی درونی روی آورد. خون بی‌گناهانی در خشونت وارداتی ریخته شد ولی از خون هزاران نفر و از خاک میهن محافظت شد. این بسیار متفاوت از سرنوشت انقلاب فرانسه است. 
انقلاب فرانسه در نهایت به ناامیدی فلسفی انجامید، زیرا بشر دید که با تغییر ساختارها، طبیعت انسان تغییر نکرد. هوگو در بینوایان سعی کرد این ناامیدی را با رستگاری فردی از طریق ژان والژان التیام بخشد. اما انقلاب اسلامی، به دلیل وعده‌های دینی، افق را به غایت آن‌جهانی و پاداش الهی گشوده نگه داشت. به همین دلیل است که پس از پنج دهه، هنوز آرمان‌ها فراموش نشده‌اند. مردم در سخت‌ترین شرایط، انقلاب را نه چونان یک پروژه‌ی سیاسی تمام‌شده، که همچون یک «حرکت رو به جلو» می‌بینند. هرچند برخی آن دسته از مردم صد‌ها هزارنفری در راهپیمایی‌های حمایتی از انقلاب را نمی‌بینند و این از عهده‌ی ما خارج است! این «زنده بودن آرمان‌ها» در ذهن و دل مردم، بزرگ‌ترین نقطه تمایز با انقلاب فرانسه است که به سرعت به موزه تاریخ پیوست.
در انقلاب فرانسه، ریزش‌ها به «خوردن فرزندان خود» انجامید، ولی در انقلاب اسلامی، ریزش‌ها عمدتاً به صورت «تغییر مسیر» یا «کناره‌گیری» بوده است. این وضعیت تحمل «دیگران» یا حتی به حاشیه‌راندن مخالفان، بی‌آنکه مجبور به نابودی فیزیکی آنان شود- هرچند می‌توانست و می‌تواند تحمل بیشتری به خرج داده شود- نشانه‌ی قابل‌دفاعی از یک نظام سیاسی رو به پیشرفت است. همین امر موجب شده است که همیشه بازگشت به آرمان‌ها یا تثبیت آنها امکان‌پذیر باشد.‌
می‌بینیم که انقلاب فرانسه مانند رعد و برقی بود که درخشید و سوخت و خاکستر آن به دست ناپلئونیسم افتاد. اما انقلاب اسلامی مانند چراغی مانده است که هرچند گاهی نورش کم و زیاد می‌شود، اما خاموش نشده و هنوز هم همان مسیر ابتدایی را روشن می‌کند. دلیل این استقامت، نه در بی‌خطایی آن، که در مقدس‌بودن بسترش نهفته است، چیزی که اسقف میری‌یل در جدال با کنوانسیونل، فقدان آن را عامل انحراف انقلاب فرانسه دانست.
اکنون چنین انقلابی مقابل یک لشکر عظیم ناو و هواپیما، مقابل ارتجاع دانشجوی عقب‌مانده، مقابل فشار اقتصادی و سیاسی برای پذیرش تسلیم در مذاکرات ایستاده است، اما به همین گواه تاریخی، زنده می‌ماند و زنده می‌رویاند.

| سردبیر

برچسب ها: استقلال ، آزادی ، بریتانیا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار