مرگ زن ۳۸ سالهای در جنوب تهران که ابتدا با ادعای «بدحالی ناگهانی» از سوی همسرش گزارش شدهبود، با کشف آثار ضرب و جرح و تحقیقات میدانی کارآگاهان رنگ جنایی گرفت جوان آنلاین: مرگ زن ۳۸ سالهای در جنوب تهران که ابتدا با ادعای «بدحالی ناگهانی» از سوی همسرش گزارش شدهبود، با کشف آثار ضرب و جرح و تحقیقات میدانی کارآگاهان رنگ جنایی گرفت. مرد جوان که تلاش داشت ماجرا را حادثهای اتفاقی جلوه دهد، سرانجام در بازجوییهای فنی به درگیری مرگبار با همسرش اعتراف کرد.
ساعت ۴ بامداد جمعه هشتم اسفندماه، مأموران کلانتری ۱۶۱ ابوذر در جنوب تهران، طی تماس تلفنی با محمدجواد شفیعی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، مرگ مشکوک زن جوانی را گزارش کردند.
یکی از مأموران اعلام کرد: زن جوان شب قبل دچار بدحالی شده و همسرش او را برای درمان به یکی از بیمارستانهای جنوب تهران منتقل کردهاست، اما ساعتی بعد جان باخته و مسئولان بیمارستان مرگ وی را مشکوک اعلام کردهاند.
حضور تیم جنایی در بیمارستان
با اعلام این خبر، بازپرس جنایی به همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی بیمارستان شدند. آنان در محل با جسد زن ۳۸ سالهای به نام مرجان روبهرو شدند.
بررسیهای اولیه نشان میداد آثار ضرب و جرح روی بدن و گردن این زن وجود دارد؛ آثاری که حکایت از وقوع یک درگیری شدید و مرگ مشکوک داشت.
ادعای شوهر: ناگهان حالش بد شد
در نخستین گام، تیم جنایی از همسر مرجان که او را به بیمارستان منتقل کردهبود، تحقیق کردند. مرد جوان مدعی شد: «در خانه بودیم که همسرم ناگهان حالش بد شد و روی مبل افتاد. آثار روی بدنش هم به همین دلیل ایجاد شدهاست و بلافاصله او را به بیمارستان منتقل کردم، اما دیر شده بود.».
اما اظهارات ضد و نقیض این مرد، شک مأموران را برانگیخت.
افشای اختلافات خانوادگی
کارآگاهان در تحقیقات میدانی دریافتند مرجان و همسرش از مدتی قبل با یکدیگر اختلاف داشتهاند. همسایهها نیز اعلام کردند شب حادثه صدای مشاجره و درگیری شدید از خانه آنها به گوش رسیدهاست.
با به دست آمدن این اطلاعات، مرد جوان بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت. این بار او که خود را در برابر شواهد موجود ناتوان میدید، لب به اعتراف گشود و به درگیری مرگبار با همسرش اقرار کرد.
روایت متهم از شب حادثه
متهم در توضیح ماجرا گفت: «شش سال قبل با مرجان ازدواج کردیم و زندگی خوبی داشتیم، اما کمکم اختلافاتی بین ما به وجود آمد که باعث مشاجره و درگیری میشد. امیدوار بودم با بچهدار شدن، اختلافات کمتر شود، اما به دلایلی صاحب فرزند نشدیم و مشکلاتمان بیشتر شد.
شب پنجشنبه وقتی از محل کار به خانه برگشتم، دوباره بر سر موضوعات قبلی مشاجره کردیم. در اوج عصبانیت دو مشت به او زدم و بعد هلش دادم. تعادلش را از دست داد و روی مبل افتاد. بیهوش شد و من سریع او را به بیمارستان رساندم، اما فوت کرد. قصد قتل نداشتم. از ترس، ابتدا دروغ گفتم، اما عذاب وجدان باعث شد حقیقت را بگویم. حالا پشیمانم و امیدوارم خانواده همسرم مرا ببخشند.»
ادامه تحقیقات قضایی
به دستور بازپرس جنایی، جسد زن جوان برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.
متهم نیز پس از اعتراف، برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
تحقیقات درباره این حادثه ادامه دارد تا زوایای پنهان آن روشن شود.