دهیار روستای مدآباد در گفتوگو با «جوان»: تا دو هفته پیش همهچیز در ظاهر رو به جلو بود، اما در آخرین مرحله گفتند کابل نداریم! جوان آنلاین: بیش از دو سال از سرقت کابلهای تلفن مدآباد میگذرد، دو سال پیگیری مداوم، نامهنگاریهای رسمی، مراجعات حضوری و وعدههایی که منتهی به برقراری حتی یک خط تلفن هم نشده است! در این مدت دو ساله، نهتنها کابل جایگزین تأمین نشد، بلکه باقیمانده سیمهای موجود نیز جمعآوری و به منطقهای دیگر منتقل شد! اقدامی که عملا آخرین روزنه امید برای بازگشت ارتباط ثابت را بست.
دهیاری رسماً اعلام کرده که هزینه حفاری و اجرای کار را تقبل میکند تا مشکل زودتر حل و فصل شود. روستاییان هم سالها حق اشتراک پرداخت کردند و امید به وصل تلفن خانههایشان را داشتند. با وجود این، تنها یک پاسخ کوتاه و تکراری میشنوند: «کابل نداریم!»
اکنون روستای مدآباد و سه روستا دیگر بدون تلفن ثابت ماندهاند، آن هم در منطقهای که آنتندهی تلفن همراه پایدار و قابلاتکا نیست و بخش قابلتوجهی از جمعیت آن را سالمندانی تشکیل میدهند که تلفن ثابت تنها راه ارتباطی آسان و آشنایشان بودهاست. مسئله اما، تنها چند حلقه کابل نیست، بلکه بلاتکلیفی مدآبادیهاست که نه زمانبندی روشنی برای حل مشکلارتباطیشان میشنوند و نه پاسخ قانعکنندهای. بدتر اینکه نمیدانند مسئول این وضعیت پیش آمده دقیقاً چه کسی و کدام نهاد است؟!
از سرقت کابل تا سرگردانی
پیگیری وصل مجدد تلفن ثابت در روستای مدآباد، یک مسیر کوتاه و سادهای نبود، زنجیرهای از نامهها و امضاهایی بود که گاهی با پاسخ امیدوارکننده رو به رو شد و گاه هم نه. خانم جعفری، دهیار این روستا، در گفتوگو با «جوان» میگوید که این پرونده از نخستین روزهای مسئولیتش روی میزش بوده و آن را پیگیری کردهاست. او بارها از دهیاری به بخشداری و از آنجا به فرمانداری رفته و با پیوستها و مکاتبات متعدد بازگشته است: «یک سال است دهیار هستم و در این مدت بارها موضوع راهاندازی خطوط تلفن ثابت را پیگیری کردهام. مردم رفتند، شورا رفت، چندین بار مراجعه کردیم و حتی نماینده مجلس برای پیگیری این موضوع به روستا آمد. بعد از دیدن شرایط هم وعده دادند که کابل تأمین میشود، اما گفتند به شرط اینکه حفاری را خودتان انجام دهید. ما هم پذیرفتیم.»
او ادامه میدهد: «قرار شد چالهها کنده شود و بخشی از هزینهها را از منابع محدود دهیاری تأمین کنیم. به آنها گفتیم سهم تمام این کارها با روستا، فقط کابل را بدهید.».
اما به گفته دهیار مدآباد، درست در لحظهای که تصور میشد کار، وارد مرحله اجرا شده، همه چیز متوقف میشود: «تا دو هفته پیش همهچیز در ظاهر رو به جلو بود و قرار بود طبق روال پیش برود، اما در آخرین مرحله اعلام کردند که «کابل نداریم»! پاسخی که عملاً تمام توافقهای قبلی را بیاثر کرد و روستا را دوباره به نقطه آغاز بازگرداند.»
خانم جعفری با لحنی گلایهآمیز میگوید: «میدانیم شرایط مالی برخی از دستگاهها دشوار است و سعی کردیم با آنها همراهی کنیم، اما انتظار داریم مجموعهای مثل مخابرات حداقل همکاری لازم را داشته باشد. امروز بخشی از وظایف چند اداره، از آب و برق گرفته تا زیرساخت، عملاً بر دوش دهیاری افتادهاست، ما تا جایی که بتوانیم پیش میرویم، اما بدون شک ظرفیت یک روستا محدود است.»
کابل نیست، مسئول کیست؟!
ماجرای مدآباد تنها به نبود کابل خلاصه نمیشود، بلکه مسئله، فرسایشی شدن مطالبهای است که طی دو سال، نه پاسخ شفافی دریافت کرده و نه زمانبندی مشخصی برای حل آن اعلام شدهاست. آنطور که ساکنان روستا میگویند، اگر در همان هفتههای نخست جدی گرفته میشد، میتوانست به سرعت جمع شود، اما با گذشت زمان به ماجرایی پیچیده تبدیل شدهاست.
آقای فرخی، یکی از ساکنان روستا، در گفتوگو با «جوان» ماجرا را از نخستین روزهای وقوع سرقت اینگونه روایت میکند: «سارقان، ابتدا بخشی از کابلهای مخابراتی مدآباد را بریدند و با خود بردند. در پی این اتفاق، تلفنهای ثابت روستاهای سیدآباد و گلیجرد نیز از کار افتاد. آن زمان برای جبران خسارت، چیزی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر کابل نیاز بود، مسافتی که اگر همان موقع و بدون تأخیر جایگزین میشد، شاید کار به اینجا نمیرسید، اما هیچ اقدامی صورت نگرفت و همین تعلل باعث شد بهتدریج باقی کابلها هم به سرقت برود.»
به گفته او، اما آنچه بیش از خود سرقت، ذهن اهالی را درگیر کرده، اتفاقی است که پس از آن رخ داد: «مدتی بعد نیروهای مخابرات آمدند و باقی کابلهای مانده را هم جمع کردند. گفتند اینها را میبریم برای روستای دربند استفاده میکنیم! یعنی همان امید اندکی هم که باقیمانده بود، از بین رفت!»
پیگیریها، اما متوقف نشد. روستاییان حتی رئیس مخابرات را به نماز جمعه دعوت کردند تا رو در رو پاسخگوی مطالبات مردم باشد. در این دیدار، وعده داده شد که یا کابل مورد نیاز تأمین میشود یا راهکاری جایگزین داده خواهد شد. با این حال، آنچه در عمل رخ داد، متفاوت از چیزی بود که بیان شد. فرخی در این باره میگوید: «گفتند قرار بوده کابل بفرستند، اما هنوز نرسیده. حالا هم به صراحت میگویند کابل تأمین نمیشود و اهالی باید سیمکارت و تلفن همراه، تهیه کنند!»
در این رابطه، آقای یوسفی، یکی دیگر از ساکنان روستای مدآباد، با لحنی معترضانه میگوید: «اگر قرار است مشکل برقراری ارتبات را با تلفن همراه حل کنند، پس اصلاً تلفن ثابت برای چه بود؟ بخش زیادی از جمعیت این روستا سالمندان هستند، پدربزرگها و مادربزرگهایی که سالها تنها راه ارتباطشان با فرزندان و بستگان، همین تلفن ثابت بوده. خیلی از آنها، نه توان خرید گوشی مناسب را دارند و نه کار با آن را بلدند. بیتردید قطع تلفن ثابت برای این افراد یعنی قطع یک ارتباط اضطراری و چه بسا عاطفی با آشنایانشان.»
از سوی دیگر، پیشنهاد استفاده از سیمکارت در منطقهای که با مشکل جدی پوشش تلفن همراه روبهروست، برای بسیاری از ساکنان راهحل عملی به نظر نمیرسد. یوسفی در این باره توضیح میدهد: «آنتندهی تلفن همراه، چه همراه اول و چه ایرانسل، در این منطقه بسیار ضعیف است و متأسفانه هر سال هم بدتر میشود. در بعضی نقاط روستا حتی برقراری یک تماس ساده هم ممکن نیست.»
اکنون، به گفته اهالی، برای برقراری حتی یک تماس کوتاه هم باید مدتها منتظر ماند تا تلفن همراه برای چند لحظه آنتن بدهد. این وضعیت برای بسیاری از سالمندانی که سالها ارتباط خود با فرزندان و نزدیکانشان را از طریق همان تلفنهای ثابت قدیمی حفظ کرده بودند، دشوار و نگرانکننده است. آنها امروز در شرایطی قرار گرفتهاند که نه جایگزین مناسبی در اختیار دارند و نه آشنایی کافی با فناوریهای جدید. برای این گروه، تلفن ثابت تنها یک وسیله ارتباطی نیست، بلکه پلی هست میان خانههایشان با صدای عزیزانی که دور از آنها، زندگی میکنند، پلی که حالا از بین رفته و بازسازی آن، نیازمند توجه جدی مسئولان است.
ارتباطی که به مرکز استان ارجاع شد.
اما چرا تاکنون کابل مخابرات تأمین نشده و ماجرا تا این اندازه طولانی شدهاست؟ مجتبی لک، رئیس اداره مخابرات شهرستان ازنا در پاسخ به این سؤال و با اشاره به اقدام انجامشده تاکنون، به «جوان» میگوید: «برای اهالی، سیمکارت روستایی آماده کردهایم که امتیازاتی دارد، از جمله اینترنت با هزینه حداقلی. تعرفه مکالمه آن نیز مشابه تلفن ثابت محاسبه میشود و امکان استفاده از آن در سطح روستا وجود دارد.»
به گفته او، این سیمکارتها با هدف کاهش هزینههای ارتباطی روستاییان در نظر گرفته شدهاست. رئیس اداره مخابرات ازنا در توضیح بیشتر اضافه میکند: «قیمت سیمکارت ۱۰ هزار تومان است، هزینه اینترنت آن از اینترنت همراه اول ارزانتر است و هزینه مکالمه هم مانند تلفن ثابت محاسبه میشود.»
لک در پاسخ به این پرسش که برخی از اهالی معتقدند راهاندازی دوباره تلفن ثابت، مطالبه و حق آنهاست و چرا به این مطالبه رسیدگی نشده، بیان میکند: «این موضوع باید از طریق مرکز استان لرستان پیگیری شود.» پاسخی که نشان میدهد تصمیمگیری درباره بازگشت خطوط ثابت، در سطح شهرستان انجام نمیشود.
او همچنین درباره دغدغه اهالی درخصوص ضعف آنتندهی تلفن همراه در منطقه اینگونه توضیح میدهد: «موضوع آنتن مربوط به سازمان ICT است. یا باید برایشان دکل نصب شود یا مشکل از آن مسیر حل شود. ما پیگیری کردیم و اعلام شد که با BTS موجود این مشکل قابل حل نیست. باید یک دکل جدید نصب شود که این موضوع در حیطه سازمان تنظیم مقررات و فناوری اطلاعات است تا تشخیص دهند چه دکلی نصب شود و مشکل از اساس برطرف شود.»
بر این اساس، مخابرات شهرستان ازنا، سیمکارت روستایی را به عنوان راهکار پیشنهادی مطرح میکند و در عین حال، رفع مشکل پوشش شبکه و تعیینتکلیف نهایی تلفن ثابت را نیازمند پیگیری در سطوح بالاتر میداند، موضوعی که همچنان چشمانتظار تصمیمی روشن برای آینده ارتباطی مدآباد و روستاهای اطراف است.
پرسشی که بیپاسخ ماند
اکنون آنچه در مدآباد میگذرد، تنها یک مشکل فنی یا نبود کابل نیست، بلکه پرسشی است درباره سهم روستاها از حداقلهای ارتباطی. در روزگاری که از توسعه زیرساختها سخن گفته میشود، مطالبه اهالی نه فناوری پیچیده، که دسترسی پایدار و موردنیازشان است، امکانی ساده که باید برای همه، فارغ از محل زندگیشان، فراهم باشد.
اکنون خواسته ساکنان مدآباد، دریافت پاسخی شفاف همراه با زمانبندی مشخص است. آنها بیش از شنیدن وعدهها، چشمانتظار تصمیمی عملی و اقدامی مؤثرند. برای این روستا، یک خط ارتباطی صرفا یک خدمت عمومی نیست، نشانهای است از دیدهشدن و بهرسمیتشناختهشدن مطالباتشان، مطالبهای که متأسفانه در دو سال گذشته همچنان بیپاسخ ماندهاست.