تجربه تاریخی و تحلیل رفتار سلطهگران جهانی نشان میدهد هرگاه جامعهای فاقد دانشمند، پژوهشگر و اهل فکر مستقل باشد، میتواند سالها تحت سلطه و بهرهبرداری قرار گیرد. چنین جامعهای نه تنها از ظرفیت تصمیمگیری مستقل محروم میشود، بلکه در معرض تحریف واقعیتها و ایجاد شک و تردید در افکار عمومی قرار میگیرد. جهانخواران و سلطهگران همیشه به دنبال این هستند که جوامع را ضعیف، ناآگاه و بیقدرت نگه دارند تا بتوانند منابع و اندیشهها را چپاول کنند. تجربه تاریخی نشان داده است جامعهای که دانشمند، پژوهشگر و اهل فکر ندارد، به راحتی سالها تحت سلطه و مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. برای درک اهمیت این مسئله، کافی است به نمونههای منطقه نگاه کنیم. نگاه به عراق و سوریه، نمونهای روشن است: ۱. عراق: پس از اشغال، امریکا فهرستی از ۵۳۰ استاد و دانشمند عراقی را در اختیار شرکت امنیتی بلکواتر قرار داد. بسیاری از این افراد در تاریکی شب ترور شدند. نتیجه این اقدامات، تخریب ساختار علمی و پژوهشی عراق و فلج شدن توان ملی آن کشور بود. ۲. سوریه: اولین فرد مهم هدف ترور در روند تغییر حکومت، زهره الحمصیه، دانشمند میکروبیولوژی اهل دمشق بود که خانوادهاش نیز قربانی شدند. این نمونه نشان میدهد دشمنان پیش از هر اقدامی، فرهیختگان و دانشمندان را هدف قرار میدهند تا قدرت فکری و استدلالی جامعه را از بین ببرند. ۳. ایران: دشمنان غربی تاکنون تلاش کردهاند راه غیرمستقیم برای نابودی فرهیختگان ایجاد کنند. آنها با تقویت قاچاقچیان، اراذل و تولید گسترده مواد مخدر، جامعه را در آشوب، اعتیاد و انفعال فرو بردهاند. هدف واضح است: بیاثر کردن نیروهای فکری و کاهش توان تحلیل و مقاومت اجتماعی. تجربه نشان میدهد دشمنان غربی، به جای ترور آشکار و مستقیم استادان و دانشمندان، با تولید و قاچاق مواد مخدر، اراذل و اوباش را تقویت کردهاند تا جامعه را در آشوب و اعتیاد غرق کنند. واقعیت تلخ این است که دشمن فرهیختگان را هدف قرار میدهد و به جای آنکه مستقیماً با مردم عادی مقابله کند، زمینهساز نابودی فرهیختگان میشود. سؤال اساسی این است: اگر بنیانهای جمهوری اسلامی و نظامهای مستقل علمی در کشور از بین برود، اولین گروهی که هدف ترور و سرکوب دشمن و عوامل دستنشانده آنها قرار خواهند گرفت، چه کسانی خواهند بود؟ پاسخ روشن است: استادان، دانشمندان و همه کسانی که مغز فعال و نقدگرایانه دارند. علاوه بر این، دشمنان برای یافتن این افراد، از منابع آشکار و رسمی مانند ثبت بینالمللی مقالات (ISI) و پایگاههای علمی دیگر استفاده میکنند.
همان روشی که فهرست استادان عراقی را فراهم کرد، امروز برای ایران نیز به سادگی قابل اجراست. مراقب باشیم با رفتارهای غیرمنطق و پرخاشگرانه زمینه سوءاستفاده دشمن برای حذف ظرفیتهای راهبردی کشور عزیزمان را فراهم نیاوریم. دشمن امروز دقیقاً با فهم اینکه آگاهی و دانش، سدی محکم در برابر سلطه و نفوذ و سلطه او است، جنگ علیه دین و دانش ایران را آغاز کرده است، بنابراین حفاظت از دانشگاهها، فرهیختگان و دانشمندان، اولین گام برای حفظ استقلال فکری و هویت ملی است. در این زمینه و در چنین فضایی، هوشیاری و مشارکت فعال دانشجویان و استادان، بخشی از دفاع ملی و مقابله با جنگ شناختی دشمن است. هر دانشجو و استاد منتقد باید بداند که قدرت فکری و نقدگری، بهترین ابزار اعلام اعتراض است و در عین حال یک مقاومت در برابر تحریف و تسلط خارجی است. پروژه دشمن برای ملتهب نگهداشتن جامعه و به ویژه ملتهبسازی فضای دانشگاهها بخشی از جنگ ترکیبی او علیه ایران و ملت است. بدانید و بدانیم حفظ وضعیت التهاب و اضطراب در جامعه و کشور ادامه جنگ دشمن علیه کشور است و هر حرکت غیرقانونی و غیرمتمدنانه میتواند به هموارسازی مسیر برای موفقیت دشمن در این روزهای سرنوشتساز کمک کند. در این یادداشت تلاش کردم از باب تکلیف، با قوام منطقی و مستدل، پیوند روشن بین تجربههای تاریخی، تهدیدات فعلی و ضرورت واکنش هوشمندانه دانشجویان و دانشگاهیان را نشان دهم. درک این واقعیت، نه تنها به حفظ امنیت علمی و ملی کمک، بلکه قدرت تحلیل و مقاومت دانشجویان منتقد را تقویت میکند تا به مطالبات و اعتراضات قانونی و معقول خود نیز توجه داشته باشند و دولتمردان نیز موظف به پاسخگویی به مطالبات قانونی آنها هستند.