کد خبر: 1345197
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
حمیدرضا‌شاه‌نظری

این روز‌ها اگر نگاهی به تحلیل‌های اندیشکده‌های غربی و نیز سخنان مقامات رژیم صهیونی و امریکایی بیندازیم، یک الگوی تکرارشونده دیده می‌شود؛ رژیم صهیونی و ایالات متحده، برنامه موشکی ایران را تهدیدی وجودی و فوری می‌دانند که باید محدود یا نابود شود. گزارش‌های ماه‌های اخیر این اندیشکده‌ها نشان می‌دهد که پس از جنگ دوازده‌روزه، رژیم صهیونی اولویت نخست خود را زدن زیرساخت‌های موشکی ایران قرار داده، زیرا این جنگ آشکار کرد که توان موشکی ایران فراتر از تصورات آنها بوده و در صورت تداوم و تقویت آن، نه تنها اجازه تعبیر خواب شیطانی آزادی عمل مطلوب این رژیم برای تکرار مدل لبنان در ایران را نخواهد داد بلکه چنان بازدارندگی‌ای ایجاد خواهد کرد که دیگر این رژیم نخواهد توانست حتی مانند قبل از ادراک این توان راهبردی، هر از گاهی عملیات ترور و خرابکاری در ایران انجام دهد که شاهد این واقعیت جدید نیز، عملکرد این رژیم در پرهیز از آن بعد از پایان جنگ ۱۲ روزه است. در واقع معادله بازدارندگی بعد از روشن شدن قدرت موشکی ایران و ادراک دیگران به خصوص رژیم صهیونی از آن وارد دوره‌ای تازه شده است، چراکه اکنون هر تعرضی به خاک ایران و حتی هر ترور و اقدام خرابکارانه، خطر پاسخ مستقیم با صد‌ها موشک بالستیک را به همراه دارد که می‌تواند پایگاه‌ها، شهر‌ها و زیرساخت‌های حیاتی رژیم را هدف قرار داده و فلج کند. این معادله حتی امریکایی‌ها را هم تحت تأثیر قرار داده است، به خصوص وقتی بزرگ‌ترین پایگاه منطقه‌ای آنان در العدید قطر که مرکز فرماندهی سنتکام است با موشک‌های ایرانی در هم کوبیده شد. برای درک این کابوس برای امریکایی‌ها، و به خصوص رژیم صهیونی، باید به عمق کوه‌های البرز و زاگرس نگریست. ایران طی دو دهه گذشته، شبکه‌ای از «شهر‌های موشکی» زیرزمینی ساخته؛ تأسیساتی در عمق چندصد متری سنگ‌های سخت که نه تنها انبار موشک‌اند، بلکه مراکز فرماندهی و پرتاب نیز هستند. این شهرها، بقای زرادخانه را در برابر ضربه پیش‌دستانه تضمین می‌کنند. با این حال، رژیم صهیونی در جنگ ۱۲ روزه تلاش کرد با تمرکز بر انهدام ورودی تونل‌ها، پرتابگر‌های متحرک و کارخانه‌های تولید، بخشی از این توان را مختل کند، اما ساختار پراکنده و عمقی، مانع نابودی و حتی آسیب جدی شد و جمهوری اسلامی ایران توانست به سرعت به بازسازی موارد آسیب‌دیده بپردازد. 
از نظر ایران در طی سال‌های گذشته، تحریم‌های طولانی‌مدت و عوامل متعدد دیگر، نوسازی نیروی هوایی را ناممکن یا سخت کرده بود و به همین دلیل توسعه موشک‌ها در دستور کار قرار گرفت تا به عنوان جایگزین نامتقارن، برتری هوایی دشمن را در جنگ‌های پیش رو خنثی کند. امروز سازمان‌های اطلاعاتی امریکا برآورد می‌کنند که ایران یکی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین زرادخانه‌های موشکی منطقه و حتی جهان را دارد که قدرت آنها در سه دور نبرد وعده صادق و به خصوص در جنگ ۱۲ روزه مشخص شد، جایی که موشک‌هایی مانند خیبر، حاج قاسم و فتاح با سرعت فراصوت و مسیر مانورپذیر، سامانه‌های دفاع گران‌قیمت رژیم صهیونی (مانند پیکان و گنبد آهنین) را به چالش جدی کشیدند و میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری در آنها را زیر سؤال بردند. جنگ ۱۲ روزه این را ثابت کرد که علی‌رغم رهگیری بخشی از موشک‌ها، صد‌ها موشک به اهداف خود رسیدند و خسارت‌های جبران‌ناپذیری به رژیم صهیونی وارد کردند. تحلیلگران غربی بی‌طرف تخمین زدند که تنها حدود یک‌سوم موشک‌های بالستیک رهگیری شدند. جایی که با شلیک انبوه موشک‌ها و پهپاد‌ها دفاع هوایی دشمن اشباع شد و تعداد قابل توجهی به اهداف اصلی اصابت کردند. این تاکتیک «اشباع» دفاع هوایی دشمن، از نظر اقتصادی و عملیاتی، برتری هوایی دشمن را به چالش جدی کشیده و یک برتری آتش هوایی نامتقارن ایجاد کرد. 
جغرافیای کوچک رژیم صهیونی، جمعیت متراکم و تمرکز تأسیسات حیاتی در نقاط محدود، این رژیم را در برابر قدرت آتش انبوه به شدت آسیب‌پذیر کرده است. کارشناسان غربی و کارشناسان این رژیم تأکید می‌کنند که یک حمله موفق موشکی به زیرساخت‌های راهبردی یا شهرها، می‌تواند بحران بی‌سابقه‌ای برای این موجودیت نامشروع ایجاد کند. به همین دلیل، رژیم صهیونی برنامه موشکی ایران را «تهدید وجودی» می‌بیند و آرزو دارد که با نابودی برنامه موشکی، ایران را به سطحی برساند که مانند لبنان، بتواند بدون ترس از تلافی گسترده، عملیات روزانه تروریستی و بمباران انجام دهد. گزارش‌های موسسه مطالعات جنگ و مرکز مطالعات استراتژیک بین‌المللی رژیم صهیونی نشان می‌دهد که اگر ایران این مرحله را پشت سر بگذارد یعنی فشار‌ها را خنثی کرده و تهدید را از خود دور ساخته و تعداد، دقت و برد موشک‌ها را افزایش دهد دیگر «قابل کنترل» نخواهد بود و تعادل ژئوپلیتیک منطقه برای همیشه تغییر خواهد کرد و ایران به عنوان قدرتی حتی فراتر از تراز منطقه ظهور خواهد کرد که دیگر قابل مهار یا نابودی نیست. 
برای ایران، این برنامه نتیجه تجربه تاریخی جنگ، تهدید و تحریم است. موشک‌ها بخشی از دکترین دفاعی‌اند و مذاکره‌ناپذیر. محدود کردن آنها یعنی بی‌دفاع کردن کشور در برابر برتری هوایی دشمنان. برخلاف بسیاری از کشور‌های منطقه که سلاح‌های غربی می‌خرند که امکان استفاده از آن برخلاف منافع غرب هم محل تردید است، ایران به خودکفایی کامل در صنعت موشکی رسیده و به دانش بومی در این زمینه دست یافته که تحریم ناپذیر است و اختیار آن به طور کامل در دست فرزندان این ملت قرار دارد. 
عملیات‌های وعده صادق، تابوی مصونیت رژیم صهیونی را شکست و نشان داد که هر ماجراجویی، هزینه مستقیم برای تل‌آویو دارد. اصرار امریکا و رژیم صهیونی برای گنجاندن موضوع موشکی در مذاکرات، تلاشی برای کاهش هزینه حمله به ایران است. آنها می‌خواهند با محدود کردن برد، تعداد یا دقت، دستشان برای تجاوز بازتر شود. اما استحکام، پراکندگی و هشدار مقامات ایرانی مبنی بر پاسخ «جنگ تمام‌عیار و منطقه‌ای» به هر حمله محدود، نشان می‌دهد که مسیر نظامی در شرایط کنونی برای این رژیم و امریکا در بن‌بست کامل قرار گرفته و به همین خاطر است که فعلاً در تلاش هستند تا با حربه ارعاب و جنگ شناختی و استفاده از ابزار مذاکره، شانس خود را برای محدودسازی برنامه موشکی ایران امتحان کنند. 
برای دشمنان، موشک‌های ایران تهدیدی است که باید مهار شود و برای ایران، تضمینی برای بقا و استقلال. وسواس و اصرار دشمن بر نابودی این برنامه، خود بهترین گواه اهمیت راهبردی آن است. اگر این توان بی‌اثر بود و بر اساس پروپاگاندای قبلی آنان موشک‌های ایرانی آبگرمکن بودند، این قدر در محاسبات نظامی و سیاسی جای نمی‌گرفتند. 
ایران مسیر خود را انتخاب کرده است؛ بر اساس واقعیت‌های تاریخی و میدانی و اهمیت ژئوپلیتیکی، امنیت در منطقه غرب آسیا نه با امید به دیپلماسی، که با آمادگی و قدرت درونزا به دست می‌آید. از این رو تکیه بر موشک‌هایی که در دل کوه‌ها خانه کرده‌اند تا خانه‌های مردم در امان بماند. راهبرد درست و قدرت ارزشمندی است که به همت شهید طهرانی مقدم‌ها و حاجی‌زاده‌ها توسعه یافته و خواب را از چشمان دشمنان ربوده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار