سطح جام ملتهای آسیا و عملکرد تیمهایی مثل اندونزی در تمام طول مسابقات این نکته را بیخ گوشمان زمزمه کرد که اگر خواهان حفظ و تکرار موفقیتهایمان در قاره هستیم رضا فلاح – کارشناس فوتسال
جوان آنلاین: سطح جام ملتهای آسیا و عملکرد تیمهایی مثل اندونزی در تمام طول مسابقات این نکته را بیخ گوشمان زمزمه کرد که اگر خواهان حفظ و تکرار موفقیتهایمان در قاره هستیم، باید علاوه بر تیم ملی، به تیمهای باشگاهی نیز اهمیت و بها دهیم؛ نکتهای که بیتردید یکی از بزرگترین دستاوردهای مسابقاتی بود که به میزبانی اندونزی برگزار شد و با قهرمانی ایران به پایان رسید؛ قهرمانیای که آسان به دست نیامد و ثابت کرد بالا بردن جام در آسیا دیگر حتی برای قهرمان بلامنازع قاره هم کار سادهای نیست.
از همان ابتدا مشخص بود شمسایی و شاگردانش کار چندان سادهای در این دوره ندارند. تیم درحالی راهی اندونزی داشت که با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم میکرد. از فضای موجود گرفته تا عدمهمکاری یک باشگاه که دلخوری و قهر سرمربی را به دنبال داشت تا مصدومیتهایی که دست شمسایی را در پوست گردو قرار دادند و البته حریفانی که خوب میدانستیم دیگر کمافی السابق نیستند و مدتهاست در مسیر پیشرفت قدم برمیدارند. نمونه این پیشرفت را در مسابقات همبستگی باشگاههای اسلامی و جایی که افغانستان موفق به گرفتن یک امتیاز از مصاف با ایران شد به وضوح دیده بودیم و خوب میدانستیم فوتسال آسیا مدتهاست درجا نمیزند و تیمها با برنامه پیش میروند و همین مسئله باعث کاهش فاصلهها شده است. همین مسئله به ما یادآوری میکرد که نمیتوانیم صرفاً با خاطره سالهای قبل وارد میدان شویم و مطمئن باشیم که همه چیز طبق روال پیش میرود؛ مسئلهای که وحید شمسایی چه قبل از اعزام و چه در خلال مسابقات بارها به آن اشاره کرد.
بدون شک مجموعه این مسائل و مشکلات، ارزش قهرمانی ایران را دو چندان کرد؛ تیمی که همزمان فشارهای روحی و فنی را تحمل کرد. تیم ما در این دوره با حریفانی روبهرو شد که به لحاظ تاکتیکی و حتی فیزیکی، پیشرفت محسوس و قابل توجهی داشتند. اندونزی نمونه بارز این پیشرفت بود؛ تیمی که صعودش به فینال آن هم با عبور از سد ژاپن نه از سر شانس که ثمره ۱۰ سال کار، برنامهریزی مستمر و سرمایهگذاری هدفمند بود که نتیجه آن را با صعود به فینال جامملتهای آسیا گرفت. این قهرمانی، اما چندان هم بدون عیب و نقص نبود و دشواری مسیر باعث شد نقاط ضعف تیمملی خود را نشان دهد. یکی از مهمترین چالشها، آشفتگیهای خط دفاعی بود و عدمتمرکز و ناهماهنگی که در فینال وحید شمسایی را بر آن داشت برای آرام کردن شاگردانش تایماوت بگیرد. از سوی دیگر دریافت گلهای پرتعداد خصوصاً در فینال زنگ خطر جدی بود که نمیشود ساده از کنار آن گذشت. بعد از سالها، در یک فینال حساس، تیم ایران گلهایی خورد که نشان داد همانطور که شمسایی نیز بارها به آن اشاره داشت، دیگر نمیتوان با اتکا بر نامها و سابقه، بازیها را مدیریت کرد، اما این نکته بیش از آنکه نگرانکننده باشد، آموزنده است چراکه سبکهای بازی متفاوت را به ما یادآور شد و ثابت کرد سبک بازی تهاجمی، بدون توازن دفاعی تا چه اندازه میتواند هزینه داشته باشد.
نباید این مسئله را نادیده گرفت که سبک بازی تیمهایی مثل اندونزی مبتنی بر بازی مستقیم و استفاده از ارسالهای بلند است؛ راهکاری برای فرار از فشار و کاهش مالکیت ایران. در واقع سبک بازی حریف در فنیال، ایران را وادار کرد مدام عقب بیفتد و برای جبران، هجومیتر ظاهر شود؛ شرایطی که باعث افزایش فاصله خطوط و بالا رفتن درصد اشتباهات میشد. درچنین فضایی گلخوردن تا حد زیادی اجتنابناپذیر است، اما مهمتر از نتیجه، درسی است که از آن گرفته میشود.
نکته کلیدی این قهرمانی شاید نه فقط در زمین مسابقه که در پس پرده باشد؛ جایی که وحید شمسایی با شجاعت، اما به طور تدریجی اقدام به جوانگرایی کرد. تیمملی یکی از مهمترین سرمایههای امروز فوتسال ایران است؛ تیمی که دارد به آرامی پوست میاندازد. بدون آنکه هویت یا تجربهاش را از دست بدهد. نتیجه این نوع نگاه و راهی که شمسایی در پیش گرفته، داشتن دایره وسیعی از بازیکنان ملیپوش است؛ بازیکنانی که محصول لیگ و نتیجه کار مربیان باشگاهی هستند، به همین دلیل هم است که با نگاهی اصولی به کل داستان، بار دیگر به نقطه آغاز برمیگردیم؛ به اهمیت باشگاهها و لوزم توجه به آنها برای کسب نتایج هرچه بهتر، چراکه بازیکنان از دل لیگی پویاست که بیرون میآیند، به همین دلیل هراندازه که کیفیت لیگ بالاتر برود، سطح کیفی ملیپوشان هم بهتر و بهتر میشود. در واقع لیگ که پویا باشد، تیم ملی هم نفس تازه میکند. اگر باشگاهها حمایت شوند، پشتوانهسازی واقعی شکل میگیرد، اما واقعیت این است که فوتسال ایران سالهاست با حداقلها کنار آمده و با وجود تمام کموکاستیها بهترین نتایج را گرفته است؛ نتایجی که نه قابل انکار است و نه میتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد، اما باتوجه به پیشرفت قابل توجه تیمهای آسیایی، تا چه زمان میتوان این مسیر را پیمود؟ خصوصاً وقتی به وضوح میبینیم تیمهایی که تا دیروز درجه ۲ و ۳ بودند یا تیمهایی که تازه چند سالی است وارد این عرصه شدهاند، به واسطه برنامهریزیها و سرمایهگذاری درست و اصولی چنان قدرت گرفتهاند که اگر بخواهیم هم نمیتوانیم نادیدهشان بگیریم!
قبل از اعزام به جامملتهای فوتسال آسیا خوب میدانستیم کار سادهای برای کسب جام چهاردهم نداریم. شاید فکرش را نمیکردیم در فینال مقابل اندونزی میزبان بایستیم، اما خوب میدانستیم تیمهای زیادی برای رسیدن به این موفقیت دندان تیز کردهاند، به همین دلیل هم بود که سرمربی تیم بارها تأکید کرد قهرمانی در آسیا دیگر آسان نیست و حداقل هشت تیم مدعی قهرمانی هستند، با وجود این روی جام چهاردهم هم نام ایران حک شد، اما قهرمانیهای پرتکرار نباید باعث عادی شدن این موفقیت، مظلومیت فوتسال و دیده نشدن این رشته شود. فشار مسابقات و مشکلات مالی، واقعیت روزمره زندگی فوتسال است؛ فوتسالی که بازیکنان آن باوجود مصدومیت هم دست از تلاش برای کسب موفقیت و افتخارآفرینی برای ایران برنمیدارند، به همین دلیل هم است که باوجود تمام دشواریها و پیشرفت غیرقابل انکار حریفان، میتوانند لبخند شادی را روی لبان یک ملت بنشانند، به همین دلیل هم است که باید نگاهها به آنها تغییر کند و حمایت بیشتری از آنان شود.
در پایان این دوره از جامملتهای فوتسال آسیا نیز قهرمانی به نام ایران ضرب شد. بیتردید ارزش جام چهاردهم بیش از خود جام، میتواند در تلنگری باشد که همه متوجه آن شدیم؛ اینکه آسیای امروز دیگر آن آسیای دیروز نیست. همانطور که حریفان ایران دیگر صرفاً ژاپن و تایلند نیستند. امروز، تیمهایی وارد صحنه شدهاند که شاید روی کاغذ مدعی نباشند، اما در عمل و زمین مسابقه در قد و قوارههای یک مدعی جدی ظاهر میشوند که میتوانند حریفان قدر قاره را برای اثبات خود کنار بزنند، درست مثل کاری که اندونزی با ژاپن کرد، به همین دلیل برای ماندن در اوج باید هر روز بهروزتر شد، در غیر این صورت حفظ جایگاه وقتی سایرین با برنامهریزی در مسیر پیشرفت گام برمیدارند، به هیچ عنوان کار سادهای نیست. خوابیدن در باد قهرمانی میتواند این موفقیتها را به زودی برایمان به خاطره تبدیل کند، به همین دلیل هم است که چهاردهمین قهرمانی هم افتخار بود و هم هشدار؛ هشداری که اگر جدی گرفته شود، باوجود پیشرفت قابل توجه تیمهای آسیایی همچنان میتوان قهرمان شد و بر تعداد جامهای کسب شده افزود، البته برای موفقیت در این مسیر باید به ریشهها (باشگاهها) جان تازهای داد و از آنها حمایت کرد تا بتوانیم ثمره این حمایت را در تیم ملی ببینیم.