کد خبر: 1345004
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
نگاهی به فیلم «قایق‌سواری در تهران» به کارگردانی رسول صدرعاملی 
فیلمی برای نشان دادن تضاد نسلی و شکاف‌های فرهنگی «قایق‌سواری در تهران» تلاشی جسورانه است برای بازخوانی تضاد‌های نسلی، فرهنگی و اخلاقی در تهران امروز، با فیلمنامه‌ای هوشمند، بازی‌هایی قابل قبول و جهان‌بینی فیلمسازی که هنوز به انسان و پیچیدگی‌هایش ایمان دارد
 ناصر سهرابی

جوان آنلاین: «قایق‌سواری در تهران» تلاشی جسورانه است برای بازخوانی تضاد‌های نسلی، فرهنگی و اخلاقی در تهران امروز، با فیلمنامه‌ای هوشمند، بازی‌هایی قابل قبول و جهان‌بینی فیلمسازی که هنوز به انسان و پیچیدگی‌هایش ایمان دارد.

«قایق‌سواری در تهران» نشانه‌ای است از تسلط صدرعاملی بر سینمای اجتماعی، تجربه چهاردهه کار و نگاه یک ناظر دقیق به انسان و جامعه. این فیلم با کشیده شدن به سانس‌های اضافه در سینما‌های مردمی جشنواره نشان داد که می‌تواند با تماشاگر عام نیز ارتباط برقرار کند و صرفاً محدود به تحلیل‌های حرفه‌ای و رسانه‌ای نماند.

این موفقیت تصادفی نیست، چراکه جهان‌بینی صدرعاملی ریشه در روزنامه‌نگاری و تجربه زیسته‌اش در سال‌های پرالتهاب انقلاب اسلامی دارد. او هنوز به سینما به چشم ابزاری برای فهم زندگی، نه ویترینی برای ژست و قضاوت نگاه می‌کند. تهران در این فیلم، صرفاً لوکیشن نیست، بلکه موجودی زنده و فعال است؛ شهری پر از ریتم‌های خشن، قضاوت‌های سریع و تناقض‌های پنهان که بر تصمیم‌ها و روابط شخصیت‌ها سایه می‌اندازد و فیلم را به تجربه‌ای ملموس، اجتماعی و انسانی تبدیل می‌کند.

داستان بازگشت مردی میانسال از امریکا به تهران برای ازدواج با دختری جوان در نگاه اول ساده است، اما صدرعاملی با فیلمنامه‌ای دقیق از پیمان قاسم‌خانی، این موقعیت را به میدانی برای بررسی تضاد نسلی، شکاف‌های فرهنگی و کشمکش‌های اخلاقی بدل کرده است. فیلمنامه آگاهانه از قضاوت و ساده‌سازی دوری می‌کند و طنز کنترل‌شده آن نه برای خنده سطحی، بلکه به‌عنوان ابزار افشای تناقض‌ها و زیرپوستی کردن تراژدی انسانی عمل می‌کند. شخصیت‌ها نه تیپ‌اند و نه نماد؛ آنها انسان‌هایی هستند با ترس‌ها و میل به شروع دوباره و رابطه میان مرد میانسال و دختر جوان، نه سرگرمی است و نه پیام اخلاقی، بلکه آینه‌ای از روابط پیچیده انسانی و تعارض ارزش‌هاست.

بازیگران فیلم در خدمت این جهان‌بینی قرار گرفته‌اند؛ سحر دولتشاهی، زنی را تصویر می‌کند که میان عقل، احساس و فشار‌های اجتماعی گرفتار است و هر تصمیمش هزینه‌ای ملموس دارد. زهرا داودنژاد حضور احساسی و عمیق خود را به فیلم تزریق می‌کند و ریشه‌های فرهنگی و خانوادگی داستان را قابل لمس می‌سازد. محمد بحرانی، با کنترل و ظرافت، نقشی بازی می‌کند که بیشتر حس می‌شود تا دیده شود و این خویشتنداری، شخصیت را باورپذیر می‌کند. امین حیایی در نقشی متفاوت، حضورش لایه‌ای تازه به تعارض‌های داستان اضافه می‌کند؛ بازی او بر پایه شناخت روان شخصیت و کنترل دقیق لحظات شکل گرفته و نه تنها مخاطب را با شخصیت همراه می‌کند، بلکه حس تعلیق و انتظار به‌وجود می‌آورد.

صدرعاملی، که در طول چهار دهه دغدغه نسل جوان و تغییر ارزش‌ها را دنبال کرده، در این فیلم نیز نه قهرمان می‌سازد و نه سیاه‌نمایی می‌کند؛ جهان او خاکستری و انسانی است و قضاوت را به مخاطب واگذار می‌کند. تاریخ زیسته و روزنامه‌نگاری او هنوز هم موتور نگاه او به جامعه و فرد است؛ او می‌داند تجربه‌های گذشته می‌توانند ترمز یا محرک نگاه امروز باشند و این آگاهانه در فیلم جاری است. «قایق‌سواری در تهران» شاید بی‌نقص نباشد و در مرز میان تجربه و محافظه‌کاری حرکت کند، اما همین مرز، آن را ارزشمند می‌کند، چون نشان می‌دهد سینمای اجتماعی هنوز می‌تواند هم جدی باشد، هم دیده شود و هم در ذهن مخاطب باقی بماند.

برچسب ها: تهران ، آتش سوزی ، فرهنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار