کد خبر: 1343166
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۸
نقد فیلم نیم شب ساخته محمد حسین مهدویان/ تعلیق ملی در قاب کارگردانی و خلأ در استخوان‌بندی روایت مهم‌ترین امتیاز «نیم‌شب» در طراحی موقعیت مرکزی آن است: بمبی عمل‌نکرده در بیمارستان، و قهرمانی که هم‌زمان با مأموریت خنثی‌سازی، با مرگ تدریجی همسرش در ICU روبه‌روست.
لیلا محمودی شرق

جوان آنلاین: نیم‌شب تازه‌ترین ساخته محمدحسین مهدویان، تلاشی است برای روایت یکی از حساس‌ترین بزنگاه‌های معاصر؛ جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی. فیلم از همان ابتدا تکلیف خود را روشن می‌کند: نه قصد بازسازی قهرمانانه کلاسیک دارد و نه می‌خواهد به دام شعار بیفتد. مهدویان همچنان به جهان آشنای خود وفادار است؛ جهانی که در آن مرز میان مستند و درام، واقعیت و بازسازی، عمداً مخدوش می‌شود. همین انتخاب، مهم‌ترین نقطه قوت فیلم است، هرچند فیلمنامه نتوانسته هم‌پای کارگردانی حرکت کند.

مهم‌ترین امتیاز «نیم‌شب» در طراحی موقعیت مرکزی آن است: بمبی عمل‌نکرده در بیمارستان، و قهرمانی که هم‌زمان با مأموریت خنثی‌سازی، با مرگ تدریجی همسرش در ICU روبه‌روست. این دوگانه‌ی تعلیق بیرونی و بحران درونی، ظرفیتی بالقوه برای خلق یک درام نفس‌گیر فراهم می‌کند. مهدویان در اجرا، به‌ویژه در میزانسن‌ها، کنترل فضا و هدایت حس اضطراب، نشان می‌دهد که همچنان کارگردانی مسلط است. دوربین ناآرام، قاب‌های تنگ، نور‌های سرد و حذف هرگونه اغراق بصری، به شکل مؤثری فضای ناامن و معلق فیلم را می‌سازد.

در ادامه‌ی مسیر فیلم‌سازی مهدویان از «ایستاده در غبار» تا «ماجرای نیمروز» و «رد خون»، «نیم‌شب» نیز بر همان رگه‌ی مستندگرایی استوار است. استفاده از بازیگران عمدتاً ناآشنا، پرهیز از ستاره‌سازی (به‌جز حضور کوتاه و فرعی الناز ملک) و تأکید بر تیپ‌های واقعی به‌جای شخصیت‌های اغراق‌شده، به باورپذیری جهان فیلم کمک کرده است. این انتخاب، به‌ویژه در موضوعی به این میزان حساس و ملتهب، تصمیمی آگاهانه و قابل دفاع است.

اما درست در همین‌جا، ضعف فیلمنامه خود را نشان می‌دهد. مشکل اصلی «نیم‌شب» نه ایده است و نه جهان داستانی، بلکه انباشت خرده‌روایت‌ها و شخصیت‌هایی است که کارکرد دراماتیک روشنی ندارند. فیلم مدام از مسیر اصلی منحرف می‌شود؛ روایت‌هایی فرعی معرفی می‌شوند که نه به تعلیق مرکزی کمک می‌کنند و نه به عمق روانی قهرمان. نتیجه، افت ریتم و فرسایش تدریجی تمرکز مخاطب است؛ به‌طوری که فیلم دست‌کم به ۲۰ دقیقه تدوین مجدد نیاز دارد تا به استخوان‌بندی منسجم‌تری برسد.

فیلمنامه در پرداخت شخصیت مهدی، قهرمان داستان، نیز دچار محافظه‌کاری است. بحران اخلاقی و روانی او ـ انتخاب میان وظیفه ملی و فروپاشی زندگی شخصی ـ بیشتر «گفته» می‌شود تا «زیسته». لحظات احساسی فیلم، به‌ویژه در مواجهه با همسر در آستانه مرگ، تأثیرگذارند، اما این تأثیر اغلب از اجرای درست و فضاسازی کارگردان می‌آید، نه از پیشرفت طبیعی درام.

با این حال، نمی‌توان از این نکته عبور کرد که «نیم‌شب» گامی جدی در مسیر شکل‌گیری سینمای استراتژیک است؛ سینمایی که به‌جای شعار، به موقعیت، به‌جای بیانیه، به تعلیق و به‌جای قهرمان‌سازی کلیشه‌ای، به انسان در لحظه بحران تکیه می‌کند. فیلم نشان می‌دهد که پرداختن به جنگ ۱۲روزه، اگر با دقت و پرهیز از ساده‌سازی همراه باشد، می‌تواند به آثاری قابل تأمل منجر شود.

در مجموع، «نیم‌شب» فیلمی است که کارگردانی آن جلوتر از فیلمنامه حرکت می‌کند. مهدویان بار دیگر ثابت می‌کند که در خلق فضا، هدایت بازی‌ها و مدیریت تنش، فیلم‌سازی توانمند است، اما ضعف ساختاری متن اجازه نمی‌دهد فیلم به اثری ماندگار بدل شود. با همه اینها، «نیم‌شب» می‌تواند در ردیف فیلم‌های قابل توجه سینمای ایران درباره جنگ ۱۲روزه مطرح شود؛ فیلمی که بیش از آنکه پاسخ نهایی بدهد، مسیر درست طرح پرسش را یادآوری می‌کند.

برچسب ها: فیلم ، سینما ، هنر
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار