ناوگان دریایی بهراه میاندازند. تهدید به جنگ میکنند. بسیاری از دوستان خوف حمله امریکا دارند و از سانتبهسانت تحرکات ناوهای امریکایی، تحلیلهای مأیوسکننده به جامعه مخابره میکنند. بعضیها بچههاشان را به مدرسه نمیفرستند. بسیاری دشمنان درباره ساعت حمله امریکا شرطبندیهای میلیوندلاری میکنند و کار ایران را تمامشده میبینند.
او، اما ابتدا در موعد سالانه و طبق روال، به بهشتزهرا میرود و نماز میخواند و تصویرش رسانهای میشود تا حواس عالم جمع او شود. بعد امتش را نزد خود میخواند و از موضع اقتدار، ابرو بههمکشیده و انگشتبلندکرده، رسا میگوید که ما خواهان صلحیم؛ دیگران اگر خواهان جنگاند پس ما مرد جنگیم. اما جنگ کوچک کار مردان بزرگ نیست؛ تمام منطقه در آتش جنگ ما خواهد سوخت. تمام کشورهای خائن همپیمانتان اهداف این نبرد میشوند و تقاص غلطهای چندسالشان را یکجا از همگی میگیریم. اگر باز خواهان آن هستید پس بسمالله!
آسمان کشورهای منطقه، ستارهبارانهای شبانگاهی خردادماه توسط سجیلها و فتاحهای آیتالله خامنهای را خوب به یاد دارد. شیوخ عرب، خاطره تماشای سراسیمه موشکهای ایران از فراز عمارتهای بلندشان را فراموش نکردهاند. صدای رعبانگیز شاهدها هنوز در گوش ژنرالها و امرای جیوش عربی میپیچد. آن شبها آسمان شما فقط گذرگاه حملات ایران بود.
حالا یا امنیت برای همه ماست، یا اگر بنا باشد که ملت ایران در امنیت نباشد و شما در آرامش تماشاگر باشید، آسمان و زمین همه شما از نیل تا دریای عمان، در آتش جنگ منطقهای سربازان او خواهد سوخت. شیوخ و بزرگانتان را صدا بزنید؛ دینارها و درهمهایتان را کیسه کنید. عباوقبا کنید و بهپای اربابانتان بیفتید که خامنهای امروز عصا بلند کرده است!