فتنه اخیر به طور آشکاری برای قتلعام مردم ایران به خیابانها آمده بود تا انتقام شکست در جنگ ۱۲ روزه را از ملت ایران بگیرد جوان آنلاین: فتنه اخیر به طور آشکاری برای قتلعام مردم ایران به خیابانها آمده بود تا انتقام شکست در جنگ ۱۲ روزه را از ملت ایران بگیرد. مصادیق بسیاری در مورد اهتمام امریکا و مزدورانش برای پیروزی در راهاندازی اقدام تروریستی اخیر حتی به قیمت ریختن خونهای مردم ایران وجود دارد؛ از اذعان به حضور مستقیم مأموران آموزشدیده موساد تا اعتراف به طبیعیبودن کشتههای بسیار در خیابانها برای عادیسازی ایرانیکشی، همگی بیانگر نیات ضدایرانی، ویرانگر و جنایتکارانه پدرخوانده دشمنان کشور، یعنی امریکاست. کارشناس بیبیسی در کشاکش درگیریها با صراحت اعلام کرد: «ما میدانیم مأموران موساد در تهران و در میان اغتشاشگران هستند. تکرار میکنم حاضرم یکمیلیون کشته شوند...» و تجویز میکند: «در جنگ بالاخره آدمها کشته میشوند.»
یک حامی پهلوی هم با استقبال و حمایت از حمله نظامی دوباره امریکا و اسرائیل به ایران صراحتاً گفته است: «اصلاً مهم نیست که حتی یکمیلیون نفر از مردم کشته شوند!» در این میان، یک مقام صهیونیستی به مأموران موساد که در میان معترضان ایرانی هستند، سال نو را تبریک گفت. یک نشریه امریکایی هم افشا میکند که در زمان اغتشاش و ناآرامیها کماندوها و نیروهای آموزشدیده رژیمصهیونیستی در تجمعات تهران شرکت کرده بودند. ترامپ هم از همان ابتدا برای زنده نگهداشتن و رهبری فتنه در داخل از هر نوع حمایتی دریغ نمیکند و مکرراً اعلام میکند در عقبه این ناآرامی امکان جنگی خونبار علیه ایرانیان وجود دارد.
فارغ از این اعترافات، تصاویر و دادههای رقتبار و تأملبرانگیز بسیاری از اجرای این برنامه امریکایی- اسرائیلی در کشور خبر میدهند؛ از حضور بیپرده گروهکهای قدیم و جدید تروریستی وابسته امریکا در خیابانهای تهران، چون بهائیها، سلطنتطلبان، داعش، منافقین و سایر جیرهخواران و مزدوران داخلی تا شیوههای جدید و سازمانیافته در اقدامات تروریستی مسلحانه و خرابکارانه، همگی اثبات میکنند که امریکا برای بالابردن آمار کشتهها در خیابانهای کشور طرح خاصی را دنبال میکرده است.
امریکا درصدد است شکست در جنگ ۱۲ روزه را در عرصه درگیری یا به معنایی دقیقتر جنگ داخلی تعقیب کند، زیرا این شیوه، هم هزینه جنگ را کاهش میدهد و هم امریکا را از عواقب جبرانناپذیر منطقهای محفوظ میدارد. علاوه بر آن، آشوب درونی به کشتهشدن و حذف ایرانیها اعم از غیرنظامیان و نیروهای اطلاعاتی و نظامی منجر میشود و فضای کشور را به سمت امنیتی شدن پیش میبرد که پیامدهای منفی متعددی دارد.
آمار ارائهشده از سوی بنیاد شهید در مورد تعداد شهدا و کشتههای فتنه اخیر نشان میدهد بیش از دوسوم کشتهشدگان را مردم عادی و محافظان امنیت کشور تشکیل میدهند و بیش از ۲ هزار ایرانی در اغتشاش به شهادت رسیدند. برای امریکا که در جنگ ۱۲ روزه بیش از هزار نفر از ایرانیها را کشته است، این ارقام عدد معناداری نیست تا جایی که اتفاق دیگری بتواند این تعداد را تصاعدی بالاتر ببرد.
رخدادهای اخیر بیان میکند که هدف امریکا الزاماً حکومت جمهوری اسلامی نیست، بلکه مردم استقلالخواه، صاحب ایده و اراده ملی که نقشآفرینی مقتدرانهای در تحولات بینالمللی ایفا میکنند، بخش محوری هدف امریکا را تشکیل میدهد، از این رو بهترین شیوه برای رسیدن به این آرزوی دیرینه، ایرانیکشی است که گاهی از بستر جنگ محقق میشود و گاهی هم با تشدید فشارهای همهجانبه، تقویت ناآرامی داخلی و تجهیز تروریستهای آموزش دیده به انجام میرسد.
شواهد و نمونههای تاریخی قبل از انقلاب تا به امروز در رابطه با جنایتهای امریکا علیه مردم ایران، تأیید میکند ایران تضعیفشده که در چارچوب سیاستهای استعماری قرار گیرد و مقاومتی در برابر غارت منابعش نداشته باشد، مطلوب کاخ سفید خواهد بود. کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، اشغال نظامی ایران در جنگ جهانی دوم با چراغ سبز امریکا که قحطی و مرگ بسیاری از ایرانیان را رقم زد، حمایت امریکا از صدام در جنگ ایران و عراق که به کشتهشدن صدها هزار ایرانی منجر شد، تحریمهای گسترده و اثر مرگبار آنها و همچنین عملیاتهای پنهان، ترور و همکاری اطلاعاتی مؤید رویکرد خونبار و جنایتکارانه امریکا در حق مردم ایران و نه حکومت ایران است.
این مسائل اثبات میکند که امریکا، جان ایرانیان را مستقیماً هدف قرار گرفته است تا به اهداف غارتگرایانه خود نائل شود، بنابراین تکرار جنایتها در خیابانهای کشور در تکمیل جنگ ۱۲ روزه، یک الگوی تاریخی امریکا در حق مردم ایران است، نه یک رویداد جدید.