فاجعه! همین یک کلمه لب مطلب را ادا میکند و توضیحی مکفی از نتیجه کار امیدهای فوتبال ایران در عربستان است؛ پایانی زودهنگام و بدون حتی یک گل زده و قعرنشینی در گروه! جوان آنلاین: فاجعه! همین یک کلمه لب مطلب را ادا میکند و توضیحی مکفی از نتیجه کار امیدهای فوتبال ایران در عربستان است؛ پایانی زودهنگام و بدون حتی یک گل زده و قعرنشینی در گروه!
هیچ توجیهی وجود ندارد. هربار که به امید یافتن کوچکترین بهانه بازیهای مرحله گروهی جامملتهای زیر ۲۳ سال آسیا را بالاوپایین و زیر و رو میکنیم، سرخوردهتر از قبل به یک جواب میرسیم. تساوی مقابل کره و ازبکستان موفقیت نبود، اما باخت به لبنان قعرنشینی که هر دو دیدار قبلی را با شکست پشت سر گذاشته بود و مصاف با ایران برایش صرفاً یک دیدار تشریفاتی به حساب میآمد، قطعاً شکست بود؛ شکستی تحقیرآمیز وهشدار دهنده، البته اگر گوشی شنوای این زنگ خطر باشد. بیتردید امیدهای فوتبال ایران نکات مثبتی هم در عربستان داشتند، اما برای جبران ناکامی باید دست روی اشکالات و ایرادها گذاشت و فکری برای آن کرد چراکه برشمردن نقاط مثبت به تنهایی اگر گرهگشا بود، کلینشیتهای خلیفه در دو بازی نخست و مانور کردن روی آن باید صعود ایران به مرحله بعد را هموار میکرد، اما شاید سفر امیدها صرفاً به دلیل همین مهم در عربستان خیلی زود به نقطه پایان رسید. به این دلیل که چشم آنها که باید، صرفاً نقاط مثبت را دید!
فوتبال یک بازی گروهی است و کلینشیت زمانی موفقیت محسوب میشود که با گلزنی همراه شود، درغیر این صورت حتی تیمی که دو کلینشیت درکارنامهدارد هم میتواند به عنوان قعرنشین جامملتهای زیر ۲۳ سالههای آسیا را ترک کند، آن هم بدون گل زده! دقیقاً همان نقطه ضعفی که نقطه قوت تیم را هم تحتالشعاع قرار داد!
روانخواه خوشفکر بود و قصد داشت با پاسهای پرتعداد و ارائه فوتبال مالکانه مسیر موفقیت را هموار کند. بیتردید مالکیت توپ و تمرکز روی فوتبال مالکانه یک ویژگی مثبت و تحسینبرانگیز است و نزدیک به فوتبال روز دنیا، اما به شرط آنکه فلسفه آن صرفاً به پاسکاری محدود نشود، آن هم تنها نزدیک به دروازه و محوطه امن خودی چراکه اگر این پاسکاریهای پرتعداد و حفظ توپ در ادامه به دیگر خطوط زمین متصل نشود، نمیتواند هماهنگی و در نهایت موقعیت ایجاد کند. در واقع این نوع سبک بازی زمانی جواب میدهد که بتوانیم خطوط مختلف را با همین شیوه پاسکاری به یکدیگر متصل کنیم تا مقابل دفاع حریف و در مناطق خطرناک زمین صاحب موقعیت شده و به نتیجه نهایی که گلزنی است برسیم، اما امیدهای فوتبال ایران نتوانستند این سبک را به طور کامل و درست به اجرا درآورند. در واقع شاگردان روانخواه قادر نبودند مالکیت توپ را تحت فشار حریف و زمانیکه دفاع آنها فشردگی بالایی دارد حفظ کنند، شاید، چون نفرات این تیم آنقدرها هم که باید در کنار یکدیگر کار، تمرین و بازی نکرده بودند و شاید هم به دلیل نقصهایی که در ترکیب نفرات بود و تفکرات سرمربی برای کوچ کردن شاگردانش.
بزرگترین مشکل امیدهای ایران در عربستان عدمگلزنی بود. همانطور که بازسازی از زمین خودی و عملکرد قابل تقدیر گلر تیم کاملاً مشهود بود، نداشتن استراتژی برای گلزنی هم در این تیم کاملاً مشهود بود؛ ضعفی که باعث شد امیدهای فوتبال ایران در عین ناباوری بدون هیچ گلزدهای از گردونه رقابتهای جامملتهای زیر ۲۳ سال آسیا حذف شوند، آن هم درشرایطی که کاملاً مشخص بود بازیکنان درصدد آن هستند با پاسکاری از زمین خودی راه به دروازه حریف پیدا کنند، اما وقتی هیچ یک از این تلاشها نتیجه نمیدهد و تیم گلی به ثمر نمیرساند، یعنی در برنامه هجومی تیم نقص و مشکل اساسی وجود دارد که تلاشهای تیم برای ایجاد موقعیت نمیتواند در نهایت به لرزاندن تور دروازه حریف بینجامد. اینکه صرفاً در یک بازی پنج مرتبه تیر دروازه حریف به لرزه درمیآید، اما توپ راهی به چارچوب پیدا نمیکند، هیچ ارتباطی به شانس و اقبال ندارد و برعکس، فریادی بلند از ناتوانی خط حمله یکتیم است، هرچند سهم یورش مدافعان و هافبکهای تیم به دروازهحریفان در این رقابتها به مراتب بیشتر از مهاجمان بود!
تمرکز روی بیلدآپ نشان از علاقه روانخواه به ارائه فوتبالی زیبا داشت، اما فوتبال زمانی زیباست که با گلزنی همراه باشد. درغیر این صورت با دهها کلینشیت هم نمیتوان نه به موفقیت رسید و نه رضایت هواداران را جلب کرد.
امیدهای فوتبال ایران درحالی بدون به ثمر رساندن هیچ گلی عربستان را ترک کردند که در مقدماتی جامملتهای آسیا عملکردی متفاوت داشتند، به طوری که دو مهاجم این تیم مجموعاً هشت گل به ثمر رساندند (کسری طاهری پنج گل و سعید سحرخیزان سه گل)، اما درشرایطی که طاهری به دلیل مصدومیت شرایط همراهی امیدهای فوتبال ایران در عربستان را نداشت، روانخواه قید سحرخیزان را هم زد و نتیجه این شد که تیم او صرفاً دو گل آن هم برابر قرقیزستان و بحرین (بازیهای دوستانه) به ثمر رساند و بعد از آن نه در دیدار تدارکاتی با روسها گلی به ثمر رساند و نه در بازیهای مرحله گروهی جامملتهای آسیا مقابل کرهجنوبی، ازبکستان و لبنان!
در واقع روانخواه خودش صرف تکیه کردن به عسگری و غندیپور، زهر خط حمله تیمش را گرفت، خصوصاً که عسگری هم در ادامه مصدوم شد تا عملاً تیم او در حمله هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشد، حال آنکه همین امیدهای فوتبال ایران با به ثمر رساندن ۱۳ گل توانسته بودند مقتدرانه به جامملتهای زیر ۲۳ سال صعود کنند، اما در غیاب ستارههای خط حمله که برخی مصدوم بودند و برخی نیز با نظر سرمربی تیم کنار گذاشته شدند خط حمله امیدهای فوتبال ایران چهار ماه چنان سیرنزولی را طی کرد که با ضعیفترین آمار ممکن (بدون گل زده) به کار خود در عربستان پایان دهد.
اینکه آیا روانخواه به خاطر تیمملی بزرگسالان قید سحرخیزان را زد یا دلایل دیگر، مسئلهای است که صرفاً سرمربی تیم میتواند به آن پاسخ دهد. بیتردید مربیگری سلیقهای است و روانخواه هم مثل همه میتواند براساس سلایق خود نفرات تیمش را انتخاب کند، اما بیتردید منطقی نیست ترکیب تیم چنان دستخوش تغییرات شود که نقطه قوت آن (حمله) به نقطه ضعفش تبدیل شود، خصوصاً وقتی برخیمهرههای اصلی تیم به دلیل مصدومیت شرایط همراهی ندارند. درست در چنین شرایطی، روانخواه تکیهاش را میگذارد روی غندیپور؛ مهاجمی که در هیچ یک از سه بازی مقابل کره، ازبکستان و لبنان حتی یکمرتبه هم در موقعیت ۱۰۰ درصد گلزنی قرار نگرفت و این نشان از اشتباه محرز کادرفنی در انتخاب مهرههای خط حمله امیدها داشت. بیتردید مصدومیت کسری طاهری و محمد عسگری را میتوان جزو بدشانسیهای روانخواه و تیمش خواند، اما عدمگلزنی آن هم با برشمردن توپهایی که جای تور دروازه به تیرکها برخورد میکردند، نشانه ضعف است نه بدشانسی.
هرچند بازیکنان امید نتوانستند سبک مدنظر روانخواه (فوتبال مالکانه) را آنطور که باید به نمایش بگذارند، اما با همین پاسکاریها و بازیسازی از منطقه خودی هم میشد نتیجه گرفت، اگر تیم روانخواه یک مهاجم نوک تمامعیار با خود به عربستان برده بود؛ مهاجمی که جای خالی آن در هر سه بازی ایران به چشم آمد، اما متأسفانه مثل سابق جای دیدن اشکالات و ایرادهای تیم، صرفاً روی نقاط مثبت آن مانور داده شد؛ روی عملکرد خوب دفاع و درخشش محمد خلیفه درچارچوب دروازه که اگرچه بیتردید قابل تقدیر بود، اما کافی نبود، خصوصاً برای تیمی که مشکل اصلی آن (عدمگلزنی) دیده نشد که برطرف شود. علاوه بر خلیفه، خط دفاعی تیم امید ایران نیز در عربستان عملکرد بسیار خوبی از خود به نمایش گذاشت، اما دست آخر قانون نانوشته فوتبال (تیمی که گل نزند، گل میخورد) گریبان روانخواه و یارانش را گرفت، آن هم نه از سوی کره یا ازبکستان که از طریق لبنان؛ تیمی که حتی خودش هم تصورش را نمیکرد تنها بردش در این رقابتها مقابل ایران رقم بخورد!
شاید اگر روانخواه طی تصمیمی دور از انتظار و عجیب در مصاف با لبنان محمدجواد حسیننژاد، کاپیتان تیمش را که در مصاف با ازبکستان یکی از ستارههای ایران بود، نیمکتنشین نمیکرد، شرایط اندکی متفاوتتر بود؛ هافبکی که اتفاقاً در دیدار تدارکاتی مقابل چین (در جریان اردوی آمادهسازی دوبی) روی تکگل برتری امیدهای ایران نقش داشت و در واقع ارسال او بود که با اشتباه مدافع چین به تکگل آن دیدار دوستانه منجر شد، اما در مصاف با کره و ازبکستان اواسط نیمه دوم تعویض شد و در بازی با لبنان از ابتدا روی نیمکت نشست و حتی به عنوان یارتعویضی هم اجازه ورود به میدان را پیدا نکرد، حال آنکه به عنوان یک بازیکن دریبل زن هم میتوانست در بازیسازی و ایجاد موقعیت کمک قابل توجهی برای تیم باشد و هم روی ضربات ایستگاهی و کرنرهای پرشماری که در آخرین بازی مرحله گروهی و مصاف با لبنان نصیب ایران شد، مؤثر واقع شود.
بیتردید اینکه امیدهای فوتبال ایران ماهها بعد از المپیک در بلاتکلیفی به سر بردند و هفت هشت ماه قبل آقایان اقدام به روشن کردن تکلیف کادرفنی آن کردند، در نتایج کسب شده امروز بیتأثیر نیست. همانطور که انتخاب یک مربی جوان و کمتجربه که کارنامه قابل استنادی نداشت، در آنچه امروز شاهدیم بیتأثیر نیست. شاید اگر روانخواه تجربه و پختگی کامل را داشت، اوضاع اندکی متفاوت بود چراکه این بار هم باشگاهها نهایت همکاری را داشتند و هم در این اندک زمان ممکن اردوها و بازیهای دوستانه تدارک دیده شد که اگرچه کافی نبود، اما نسبت به همیشه خیلی خوب بود، با وجود این نتیجه همان شد که همیشه شاهد هستیم؛ ناکامی، ناکامی و باز هم ناکامی؛ ناکامیای که گویی قرار نیست گریبان امیدهای فوتبال ایران را رها کند. حداقل نه تا زمانی که تصمیمات گرفته شده آنطور که باید و شاید اصولی نیست و صرفاً نامها تغییر میکنند؛ نامهایی که هر بار میگوییم این مرتبه قرار است کاری کنند کارستان، اما همیشه نتیجه واحد را شاهدیم؛ ناکامیهایی که به اخراج منجر میشوند و بلاتکلیفی دوباره امیدهای فوتبال ایران که هر بار ناامیدتر از قبلمان میکنند؛ امیدهایی که بیتردید توان کسب موفقیت را دارند، اما در مسیر درستی قرار ندارند تا طلسم ناکامیهای خود را بشکنند و نتیجهای متفاوت را رقم بزنند.