جامعه عشایری ایران، با جمعیتی بالغ بر یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر که ۲۵ درصد از جمعیت کل دام کشور در دست آنهاست صرفاً یک گروه قومی نیستند، بلکه ستون فقرات اقتصادی و امنیتی پایدار کشور هستند. فعالیتهای تولیدی این قشر مولد که ریشه در کوچ سنتی و مدیریت پایدار منابع دارد، نقشی فراتر از سهم اندک آنها در تولید ناخالص داخلی ایفا میکند و مستقیماً بر امنیت غذایی و مرزها سایه میافکند.
در اهمیت تولیدات و سهم اقتصادی عشایر ایران همین بس که بدانیم آنها مسئول تولید بخش قابل توجهی از محصولات دامی کشور هستند. براساس آمارهای رسمی، عشایر نزدیک به ۲۵ درصداز کل تولید گوشت قرمز کشور را تأمین میکنند؛ که این میزان نقش حیاتی در تعدیل بازار داخلی و کاهش وابستگی به واردات دارد.
دامداری و دامپروری عشایر به تولید گوشت قرمز منتهی نمیشود و در بخش لبنیات هم تولید شیر از سوی دامهای عشایر که اغلب به صورت سنتی و با کیفیت بالا صورت میگیرد، حدود ۳۰ درصد از کل تولید شیر کشور را به خود اختصاص میدهد. محصولات لبنی شامل ماست، پنیر و کره محلی است که به وفور در تأمین نیاز استانهای مرکزی و مناطق دورافتاده نقش دارند.
پشم و فرآوردههای جانبی هم به نوبه خود محصولات جانبی زیادی در زیرمجموعه خود دارند، زیرا تولید پشم، پوست و روده، مواداولیه مهمی برای صنایع نساجی و صنایع تبدیلی هستند.
فراتر از موادخام دامی، صنایع دستی عشایر نماد هویت ملی و منبع درآمد ارزی بالقوه هستند. قالی و گلیم بافته شده ازسوی زنان عشایر به دلیل کیفیت مواداولیه و طرحهای اصیل، همواره در بازارهای جهانی دارای ارزش بالایی هستند. هرچند آمار دقیقی از سهم صادرات غیررسمی یا رسمی این محصولات در کل صادرات غیرنفتی وجود ندارد، اما پتانسیل قابل توجهی در ایجاد ارزش افزوده در مناطق کم برخوردار دارد.
یکی از مهمترین و حیاتیترین نقش عشایر، حضور مستمر آنها در مناطق مرزی کشور است. عشایر در مناطقی مستقر هستند که توسعه زیرساختهای دولتی در آنها دشوار است. همین موضوع نقش امنیتی آنها را پررنگتر کرده و خیال همه را از مراقبت و وضعیت آرام مرزهای کشور راحت میکند. کوچ و حضور مستمر عشایر در مناطق کوهستانی و مرزی، پوشش جمعیتی دائمی ایجاد میکند که خود به خود یک عامل بازدارنده قوی در برابر نفوذ و ناامنیهای مرزی است.
همچنین دانش بومی و اشراف کامل عشایر بر جغرافیای صعبالعبور مرزی آنها را به بهترین منبع اطلاعاتی برای نیروهای نظامی و امنیتی تبدیل میکند. در مواقع لزوم، عشایر به عنوان نیروهای مردمی محلی و بسیج عشایری نقش مکمل نیروهای رسمی را ایفا میکنند.
بهرغم این نقش محوری، عشایر با چالشهای ساختاری از جمله خشکسالی، تغییرات اقلیمی، کمبود منابع آب و مراتع و دسترسی ضعیف به خدمات دامپزشکی و آموزشی روبهرو هستند. عدم برنامهریزی مدون برای ساماندهی کوچ و بازاریابی محصولات باعث میشود که بخش بزرگی از ارزش افزوده به دلالان منتقل شود. باید اذعان کرد که توسعه پایدار اقتصاد کشور بدون توجه ویژه به حفظ ساختار تولیدی عشایر میسر نیست. سرمایهگذاری در زیرساختهای عشایری، حمایت از بازاریابی مستقیم محصولات لبنی و دامی و تثبیت مالکیت منابع طبیعی آنها نه تنها به افزایش تولید ملی کمک میکند، بلکه امنیت مرزها و پایداری زیستبوم ایران را تضمین مینماید.