طبق روایت راویان آنسالها، سرهنگ هوشنگ عطاریان در حضور نیروهای سپاه نماز شب میخواند و بسیار متشرع به نظر میرسید. او یک فرمانده ارتشی بود که گفته میشد حتی بیشتر از شهید صیاد شیرازی به نظام اسلامی نزدیکتر و مورد اعتمادتر است. به همیندلیل کسی باور نمیکرد عطاریان تودهای باشد! او دوستی و رفاقت عمیقی با نیروهای سپاه در غرب کشور به هم زده بود و نیروهای مختلف از اخلاص و نماز شبهایش صحبت میکردند. جوان آنلاین:تابناک نوشت:
در سالهایی که جمهوری اسلامی ایران، وقایعی چون تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، ماجرای طبس، کودتای نقاب و سپس شروع جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته بود و ضمن درگیری در مرزهای خود با دشمن خارجی، با آتشافروزیهای منافقین و گروهکهای مختلف معاند درگیر بود، با ماجرای کودتای خطرناک دیگری مواجه شد که تصور نمیشد از جانب چنان گردانندگانی مدیریت شود. اینکودتا از طرف حزب توده تدارک دیده میشد اما پیش از اجرا، کشف و خنثی شد.
حقیقت عجیب و عبرتآموز مرور تاریخ ضربه سپاه به حزب توده، این است که نظام اسلامی ایران که با وجود نفوذ عمیق نیروهای توده، مجاهدین خلق و دیگر گرایشهای ضد ایرانی در بدنه خود، در سالهای نوباوگی و اول انقلاب دوام آورد، امروز هم که نهال انقلاب، درختی تناور شده، بر دشمنان داخلی خود پیروز شده و به موقع سراغ دشمنان خارجی خواهد رفت.
اما نکته مهم درباره ضربهای که سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تشکیلات توده در کشور زد، این است که هیچگونه تصوری درباره اجرای کودتای توده وجود نداشت. چون سران توده بهظاهر آرام و سر به راه بوده و در درون دایره نظام فعالیت مسالمتآمیز میکردند. بنابراین، کشف فعالیتهای مسلحانه مخفی توده و ضربه به اینسازمان کمونیستی، دستاورد بزرگی برای اطلاعات سپاه بود که موجب تقویت دستگاه امنیتی ایران شد. البته بسیاری از افراد بهظاهر دوست تلاشی برای درک اینواقعیت تاریخی نمیکنند.
بهعنوان مقدمه بحث باید گفت تمام شبکه حزب توده از سال ۱۳۵۹ در سپاه منطقه ۱۰ (تهران) بهطور روزانه شنود میشد. فعالان اطلاعاتی آندوره میگویند نظام جمهوری اسلامی ایران، در موضوع مواجهه با حزب توده، بسیار بهروزتر از ماجرای ۳۰ خرداد منافقین بود. نیروهای اطلاعات سپاه در مواجهه با منافقین، پا به پای عملیاتهای آنها به روز میشدند اما در مساله مواجهه با توده، اشراف کامل، جمعبندی و اطلاعات طبقهبندیشده وجود داشت.
ذکر ایننکته هم بیلطف نیست که شوروی در کشورهای عربی و افغانستان هم مانند ایران عمل کرده بود؛ به اینمعنا که جریانات سیاسیای ایجاد میکرد که در ظاهر با نظام موجود مشکل چندانی نداشتند و فعالیت سیاسی خود را در پیش میگرفتند. بهنوعی هم همراه نظام محسوب میشدند اما در شرایط خاص و مناسب، اقدام به کودتا و براندازی میکردند. راویان سالهای ابتدای انقلاب میگویند نیروهای حزب توده اینقدر در بدنه نظام نفوذ داشتند که برنامه کنگره اول حزب جمهوری اسلامی را آنها طراحی کردند. همچنین میگویند حزب توده بهقدری از نظام حمایت میکرد که کسی فکر نمیکرد اینحزب انبار اسلحه دارد و اقدام به نفوذ میکند.
نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران هم در سالهای نخستین شکلگیری خود، با بررسیهای اطلاعاتی و امنیتی به اینجمعبندی رسید که بسیاری از نیروهای حزب توده، در ساختار نظام نفوذ کرده و بهمرور تبدیل به مدیر یا وزیر و نماینده شدهاند. اطلاع از اینواقعیت باعث شد ضربه به حزب توده در دستور کار قرار بگیرد. اینمیان نباید نقش حیاتی شهید سیدکاظم کاظمی یا سیدنذیر فرمانده واحد اطلاعات سپاه را به معمار امنیت دهه ۱۳۶۰ فراموش کرد. شهید نذیر یا سیدنذیر در کارشناسی و محاسبات پیش از انجام ضربه، نقش مهمی داشت که در مطلبی جداگانه به آن خواهیم پرداخت.
* چرا باورش سخت بود؟
مسالهای که باور کودتاچیبودن تودهای را برای عدهای سخت میکرد، این بود که اعضای اینحزب بهطور علنی اعلام میکردند در خط جمهوری اسلامی و ضد امپریالیسم هستند. مواضع مشترک زیادی هم با ایران دارند. حتی ارتباط اطلاعاتی هم با نیروهای اطلاعاتی نظام داشتند و دادههایی را از فعالیتهای جریانات سلطنتطلب به واحد اطلاعات آنموقع سپاه دادند. تودهایها در مورد کودتای نقاب هم همکاریهایی کرده و اطلاعات خوبی در اینزمینه دادند. اطلاعات مفید توده برای دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران، هم به واحد اطلاعات سپاه و هم از کانالی مستقیم به اطلاعات نخستوزیری منتقل میشد. اما بیشتر حجم اطلاعاتی که تودهایها به جمهوری اسلامی دادند، به واحد اطلاعات منتقل شد.
در چنینشرایطی که همکاریهای تنگاتنگی بین حزب توده و دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی شکل گرفته بود، برخورد قهرآمیز با اینحزب بهنظر ضروری نمیرسید چون اینحزب بهظاهر مشی براندازی نداشت. اما همانزمان در سطح بالای واحد اطلاعات سپاه، تحلیلی وجود داشت که اینرفتارها، پوسته ظاهری یکموضوع عمیقتر هستند. در هر صورت بسیاری از مدیران وقت نظام اسلامی با ضربه به حزب توده موافق نبودند. اما تحلیل شهید نذیر این بود که حزب توده قطعا در ارکان نظام نفوذ کرده و شاخههای نظامی و شاخههای مخفی دارد، مشغول جمعآوری اطلاعات و جاسوسی است و تخصص اطلاعاتی خوبی هم دارد.
* ناخدا افضلی، سرهنگ عطاریان و سرهنگ کبیری
حزب توده در آنمقطع زمانی، ۳ تشکیلات داشت؛ بخش اول ظاهری و علنی بود که نورالدین کیانوری دبیرکل آن بود. وزارت کشور هم بهطور رسمی به اینساختار مجوز داده بود و اینبخش دارای اساسنامه بود و فعالیتهایی داشت. بخش دوم، نیمهعلنی بود و ساختار حزب را در شهرستانها و نواحی مختلف کشور رصد میکرد. اما سومینتشکیلات حزب توده، بهطور کامل سری و مخفی بود. سازمان مخفی نظامی توده پیش از پیروزی انقلاب، «نوید» نام داشت که شاه و نیروهای ساواک نتوانستند ضربهای به آن وارد کنند و حفظ شد تا در نهایت توسط سازمان اطلاعات سپاه در هم کوبیده شود. ناخدا بهرام افضلی فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش و هوشنگ عطاریان سرهنگ نیروی زمینی همراه با ۱۱۰ افسر نظامی دیگر، عضو اینبخش مخفی حزب توده بودند.
در مقطعی از تاریخ معاصر ایران که صحبتش را میکنیم، یعنی سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب، حزب توده و انجمن حجتیه در ساختار یکدیگر نفوذ زیادی پیدا کرده بودند. ایندو ساختار، برای رشد و نفوذ هرچه بیشتر در بین نیروهای خط امام و انقلاب، در بسیاری از مواقع، موضع موافق اتخاذ کرده و به اصطلاح خود را خودی نشان میدادند. به گفته نیروهای سابق اطلاعات سپاه، جایی که کار براندازی روی جریانات راست بود، حزب توده تا هشتاد نود درصد، اطلاعاتی را که داشت، به نظام میداد؛ مگر مقاطعی که پیوند با روسها و در جهت اهداف بزرگتری برای غرب بود. یکی از کانالهای اطلاعاتی که اخبار و اطلاعات را به نظام میرساند، سرهنگ بیژن کبیری نفوذی ردهبالای حزب توده بود. او دست راست حجتالاسلام ریشهری رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش محسوب میشد.
جالب است که بین ۷۰ تا ۷۵ درصد بخش کودک و نوجوان صدا و سیمای آنروز، تودهای بودند و برنامههای کودک، کارتونها و برنامههای شاد را اعضای رسمی حزب توده برای تلویزیون و رادیو میساختند.
* یعنی تا اینحد؟
طبق روایت راویان آنسالها، سرهنگ هوشنگ عطاریان در حضور نیروهای سپاه نماز شب میخواند و بسیار متشرع به نظر میرسید. او یک فرمانده ارتشی بود که گفته میشد حتی بیشتر از شهید صیاد شیرازی به نظام اسلامی نزدیکتر و مورد اعتمادتر است. به همیندلیل کسی باور نمیکرد عطاریان تودهای باشد! او دوستی و رفاقت عمیقی با نیروهای سپاه در غرب کشور به هم زده بود و نیروهای مختلف از اخلاص و نماز شبهایش صحبت میکردند.
ناخدا افضلی هم چهرهای موجه، تلویزیونی و فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش بود که بین نیروهای ارتشی فردی بسیاری مومن و مذهبی تلقی میشد. در همانایام، درجهداران و فرماندهانی چون تیمسار فلاحی و تیمسار ظهیرنژاد، ریش خود را تراشیده و سبیل میگذاشتند اما ناخدا افضلی اینگونه نبود و در کنار شهید علی صیاد شیرازی، یکی از دو چهره مهم ارتش محسوب میشد که وجهه بسیار مذهبی داشتند.
یکی از راویان خاطرات آنسالها و اتفاقات ضربه به حزب توده، روایت کرده ناخدا افضلی تنها کسی از تودهایها بوده که در لحظات پیش از اعدام، به نفع حزب کمونیست شعار میداده است.
به اینترتیب، مهرههای کلیدی نفوذ توده در نظام، اقدام به چیدمان دقیقی بین نیروهای نظامی ایران کرده بودند. با حضور ناخدا افضلی، نیروی دریایی را به دست آورده و در صدد بودند با رساندن سرهنگ عطاریان به فرماندهی نیروی زمینی ارتش، اینبازوی ارتش را هم تصاحب کنند. به اینترتیب موفق میشدند طرح براندازی یکجای خود را پیاده کنند که البته ناکام ماندند.
همانطور که گفته شد، حزب توده در پی براندازی یکجا و لحظهای بود و باوری به براندازی قدم به قدم نداشت. برای همینکار هم دورخیز کرده بود که در نهایت موفق نشد. در زمان ضربه سپاه به سازمان مخفی «نوید»، توده ۱۰۹ تن نفوذی بین نظامیان ردهبالای ارتش داشت؛ از بالاترین سطح فرماندهی که ناخدا افضلی بود، تا سرهنگ عطاریان در قرارگاه غرب کشور و سرهنگ بیژن کبیری در دادگاه انقلاب ارتش و نمونههای عجیب دیگر!
توده، نفوذیهای دیگری هم در حزب جمهوری اسلامی و سپاه داشت. بین فرماندهان سپاه تهران، دو فرد با نام خانوادگی عبدی، نفوذی حزب توده بودند؛ محمدحسن عبدی با نام مستعار جاوید مسئول منطقه ۴ سپاه تهران و محمدحسین عبدی با نام مستعار فارسی دیگر عضو سپاه بود. ایندو چهره، پس از ضربه نهایی به توده که سال ۱۳۶۲ رخ داد، اردیبهشت ۱۳۶۳ با حکم دادگاه نظامی اعدام شدند.
در آنمقطع، عبدالله جاسبی معاون حزب جمهوری اسلامی بود و مسعود اصحاب یمین، قائم مقامش که همهکاره محسوب میشد و اختیارات زیادی داشت، نفوذی سازمان مخفی توده بود.
ارتش جمهوری اسلامی ایران ۷ ناخدایکم داشت که ۵ تن از آنها تودهای بودند و تصمیم گرفته شد بازداشت شوند. یکی از نیروهای اطلاعاتی روایت کرده در ابتدای امر که اینمساله طرح شد، آیتالله خامنهای رئیسجمهور وقت، موافقت چندانی برای بازداشت ناخدا افضلی نداشت اما وقتی با مستندات و اطلاعات موثق نیروهای اطلاعاتی مواجه شد، گفت: «بروید و از او سوال کنید! اطلاعاتش را بگیرید و رهایش کنید!»
* ضربه/به اطلاعات نخستوزیری اطلاع ندادیم
نیروهای اطلاعات سپاه که در کنار شهید نذیر، طومار حزب توده را برچیدند، میگویند آنها میخواستند کودتا کنند اما خط فریب، کودتا را لوث کرد. کودتای واقعی هم نبود و هوشنگ اسدی خط فریب را لو داده بود.
اینراویان تاریخ همچنین میگویند اطلاعات نخستوزیری ابدا درباره زمان، کم و کیف و جزئیات ضربه به حزب توده اطلاع نداشت و در جریان گذاشته نشد.
سعید حجاریان از مسئولان وقت واحد اطلاعات نخست وزیری، میگوید پرونده حزب توده در اینواحد، پروندهای ضدجاسوسی شناخته میشد. در حالی که در سپاه پاسداران پرونده اینحزب پروندهای در حوزه امنیت داخلی محسوب میشد.
به هرحال، نیروهای سپاه میگویند هیچاطلاعاتی را درباره حزب توده به اطلاعات نخستوزیری نمیدادند چون باور داشتند «اطلاعات نخستوزیری در اینحوزه کاملا سوراخ دارد؛ همینطور کمیته، دادستانی و ...»
ضربه سپاه به حزب توده در ۲ مرحله انجام شد؛ ابتدا در بهمن سال ۱۳۶۱ حدود ۱۰۰ نفر از سران حزب دستگیر شدند و سپس در اردیبهشت ۱۳۶۲ جمع کثیری از اعضا و مرتبطین حزب توده بازداشت شدند. اینمیان، دو تن از ناخداهای ارتش یعنی ناخدا حقیقت و ناخدا احمدی موفق به فرار شدند.
کارشناس سفارت شوروی با نام کوزیکچین از دیگر مهرههای کودتای ناموفق توده در ایران، یکی از مرتبطین اصلی حزب توده در سفارت شوروی بود و از حدود ۳ سال پیشتر با نیروهای اطلاعاتی انگلیسی همکاری میکرد.
پس از دستگیری راس حزب توده، با هماهنگی دادستانی انقلاب، فراخوانی در سطح کشور اعلام شد که اعضا و سمپاتها خود را معرفی کنند و از مجازات معاف شوند. اینطرح که بعدا اسم طرح شهید کاظمی را به خود گرفت، باعث شد ۲۵ هزار نفر در سراسر کشور فرم مورد نظر را پر و خود را معرفی کنند.
* اعتراض کشورهای دیگر به ضربه!
پس از ضربه جمهوری اسلامی ایران به تشکیلات مخفی حزب توده، علیاکبر ولایتی وزیر وقت امور خارجه گفت حدود ۲۸ کشور به این دستگیریها اعتراض کردهاند؛ آن هم در حد نخستوزیران، روسای جمهور و وزیر خارجه!