کد خبر: 1338768
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
سیدعبدالله متولیان

ربایش رئیس‌جمهور یک کشور مستقل توسط امریکا، تنها یک حادثه سیاسی نیست، این رخداد پرده از حقیقتی تاریخی برمی‌دارد که قرن‌هاست در تار و پود ساختار قدرت امریکا تنیده شده است؛ هرگاه منافعش اقتضا کند، قانون و حقوق بشر را کنار می‌زند و به همان ریشه‌ای بازمی‌گردد که بر خون بومیان قاره امریکا و رنج بردگان آفریقایی بنا شد. امروز جهان شاهد است که امریکا بار دیگر چهره عریان خود را آشکار کرده است. 
آنچه در ماجرای ربایش و محاکمه نیکلاس مادورو رخ داد، تنها یک اختلاف سیاسی میان واشینگتن و کاراکاس نیست. این حادثه ادامه طبیعی همان منطقی است که به کشتار سرخپوستان، برده‌داری، لشکر کشی‌های خارجی و ده‌ها کودتا در جهان انجامید. پیام روشن است امریکا خود را فراتر از قانون می‌بیند. 
چنین اقدامی مستقیماً اصول بنیادین حقوق بین‌الملل را نقض می‌کند، از جمله مصونیت مقامات عالی‌رتبه، ممنوعیت استفاده خودسرانه از زور و نقش انحصاری شورای امنیت در مشروعیت بخشی به اقدامات قهری. وقتی یک کشور بدون مجوز جامعه جهانی، رئیس‌جمهور یک کشور مستقل را می‌رباید و در دادگاهی داخلی محاکمه می‌کند، عملاً اعلام می‌کند که «قدرت جای قانون را گرفته است.»
خطر اصلی اینجاست که این الگو قابل تکثیر است. چین، روسیه، ایران یا هر قدرت منطقه‌ای دیگری می‌تواند با استناد به همین منطق اقدامات خود را توجیه کند. نظم جهانی که پس از جنگ جهانی دوم (اگرچه توجیه گر و در خدمت نظام سلطه است) با هزاران هزینه بنا شد، در معرض فروپاشی قرار می‌گیرد و شورای امنیت بیش از پیش به نهادی تشریفاتی تبدیل می‌شود. 
در این شرایط، شعار (صرفاً شعار) امریکا مبنی بر دفاع از «نظم مبتنی بر قانون» فرو می‌ریزد. جهان اکنون به‌وضوح می‌بیند که واشینگتن تنها تا جایی به قانون پایبند است که مانعی برای منافعش نباشد و هنگامی که تضادی پدید می‌آید، همان ریشه تاریخی خشونت و استعمار دوباره فعال می‌شود. 
این الگو، نه‌تنها غیرقانونی، بلکه ضد دموکراتیک است. زیرا در عمل به ملت‌ها می‌گوید: رأی شما و اراده شما تا زمانی محترم است که مطابق میل امریکا باشد. چنین منطق خطرناکی، زمینه‌ساز افزایش ناامنی، رقابت‌های نظامی و تشدید بی‌ثباتی جهانی است. 
در این میان، نقش شخصیت‌هایی مانند ترامپ تنها برجسته‌تر شدن چهره واقعی قدرت در امریکا است. مسئله افراد نیستند، مسئله ساختاری است که به یک قدرت اجازه می‌دهد قانون و حاکمیت کشور‌ها را به‌راحتی نقض کند. 
اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید برای افکار عمومی ایران عبرت‌آموز باشد. کشوری که امروز بدون هیچ مبنای حقوقی، رئیس‌جمهور یک کشور مستقل را می‌رباید، اگر بتواند برای ایران هم تردیدی به خود راه نخواهد داد. به همین دلیل، ساده‌لوحانه و بلکه خطرناک است که تصور شود نشستن بر سر میز مذاکره با چنین قدرتی، راه‌حل مشکلات است. این نه‌تنها حماقت سیاسی بلکه خیانتی آشکار به عزت ملی است که ایران را در موضع ضعف معرفی کرده و به طرف مقابل پیام می‌دهد: «می‌توانید با فشار و تهدید امتیاز بگیرید و در صورت مساعد دیدن شرایط مشابه ونزوئلا عمل کنید». 
تجربه ونزوئلا نشان می‌دهد امریکا هیچ مرزی برای قانون، اخلاق یا حاکمیت ملت‌ها قائل نیست. هر جا قدرت داشته باشد، نه شریک مذاکره، بلکه قاضی و مجری حکم است. در چنین شرایطی، تنها راه مصون‌سازی کشورها، نه اعتماد به میز محاکمه بلکه اتکا به قدرت ملی، استقلال راهبردی و عدم اعتماد به امریکا است. امروز جهان در برابر انتخابی بزرگ قرار دارد:
یا باید اجازه دهد امریکا جهان را به قانون جنگل بازگرداند، یا باید از نظم مبتنی بر قانون و احترام به حاکمیت‌ها دفاع کند و برای ملت ایران، پیام روشن‌تر از همیشه است: اعتماد به امریکا، بازی با امنیت ملی است. 
کسانی که امروز نسخه «مذاکره و اعتماد به واشینگتن» را تجویز می‌کنند، باید پاسخ دهند: اگر امریکا با ونزوئلا چنین کرد، چه تضمینی وجود دارد که فردا همین سناریو را علیه ما تکرار نکند؟
آری، این ماجرا نه فقط یک حادثه سیاسی بلکه آزمونی برای بصیرت ملت، تصمیم سازان و تصمیم گیران کشور است.

برچسب ها: امریکا ، قتل ، مادورو
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار