حجتالاسلام والمسلمین ابراهیم بهاری، استاد حوزه و دانشگاه میگوید: «نهجالبلاغه به پدران و مادران امروز میآموزد جوان آنلاین: حجتالاسلام والمسلمین ابراهیم بهاری، استاد حوزه و دانشگاه میگوید: «نهجالبلاغه به پدران و مادران امروز میآموزد، اگر میخواهید خانوادهای مستحکم، اصیل و ارزشمند داشته باشید، باید خودتان عالم و عامل به آموزههای اخلاقی باشید.» وی با اشاره به نامه ۳۱ نهجالبلاغه آن را تنها نمونهای از محبت و دلسوزی پدرانه میداند که میتواند درسهای مهمی برای پدران امروز داشته باشد. پدرانی که با الگو گرفتن از این نامه، فرزندان خود را به عدالت، اخلاق، صبر، مسئولیتپذیری و معنویت آموزش میدهند و مسیر زندگی آنها را هموار میکنند. برای آشنایی با اثرات تربیتی این گنج ارزشمند گفتوگو با این کارشناس مذهبی را بخوانید.
آموزههای دینی چه مسئولیتهایی برای پدر و مادر تعریف کرده است و مهمترین آنها چیست؟
اولین و مهمترین مسئولیت پدر و مادر، تربیت عملی فرزند است؛ تربیتی که با رفتار و عمل شکل میگیرد، نه با شعار و حرف. این اصل در زندگی حضرات معصومین (ع)، انبیا و اولیای الهی همواره رعایت شده است. امیرالمؤمنین (ع) و حضرت صدیقه طاهره (س) نمونههای کامل این تربیت عملی هستند. وقتی امیرالمؤمنین (ع) با رنگپریدگی فرزندان روبهرو و از وضعیت آنها آگاه شد، با وجود همه مسئولیتهای دینی و اجتماعی، بلافاصله مسئولیت را پذیرفت و برای تأمین غذای خانواده اقدام کرد. این رفتار ساده، اما عمیق نشان میدهد آموزش مسئولیتپذیری، حل مسئله و توجه به خانواده، در عمل به فرزندان منتقل میشود و همین الگوهاست که پایههای تربیت دینی و انسانی را شکل میدهد. در آموزههای دینی چهار وظیفه اصلی برای پدر و مادر تعریف شده است. اولین وظیفه، انتخاب اسم مناسب برای فرزند است. پدر و مادر موظفند اسمی انتخاب کنند که شخصیت و هویت فرزند را شکل دهد. یک اسم خوب میتواند الهامبخش، شجاع و الگویی برای فرزند باشد. دومین وظیفه که اختصاصی پدر است، کسب روزی حلال و تلاش برای تأمین معاش خانواده است. امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (س) زمانی که ازدواج کردند، کارها را تقسیم کردند. کار بیرون خانه برعهده پدر و کار درون خانه برعهده مادر است. سومین وظیفه که اختصاصی مادر است، تربیت فرزند است. مادر میتواند شاکله و شخصیت فرزندان را بسازد و به آنها ارزشها و اعتقادات دینی، صبر و پایداری خانوادگی را بیاموزد. وقتی فرزند تربیت شد و رشد کرد، خیلی از مسائل زندگی شکل میگیرد. در واقعه کربلا، وقتی امام باقر (ع) پنج ساله بود، مشغول خواندن نماز شب شدند. این نشان میدهد تربیت و آموزش عملی در خانه چقدر اهمیت دارد و تنها به واسطه اینکه فرزند امام است، شکل نمیگیرد.
در آستانه ولادت حضرت علی (ع) از ویژگی پدرانه ایشان بگویید که برای پدران امروزی الهام بخش و الگو باشد.
برای پاسخ به این پرسش میتوان به نامه سیویکم نهجالبلاغه اشاره کرد. نامهای که حضرت علی (ع) آن را با نگاه پدرانه برای فرزندشان امام حسن (ع) نوشتهاند. ایشان ابتدا خود را پدری معرفی میکنند که گذر عمر را دیده و سپس فرزند را برای روبهرو شدن با سختیها و خطرات زندگی آماده میسازند؛ از بیماریهای جسمی و فکری گرفته تا مصائب، فریب دنیا و بلاهای گوناگون.
حضرت علی (ع) در این نامه فرزندشان را به خودسنجی، انصاف و عدالت دعوت میکنند و میفرمایند هرچه برای خود میپسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه را برای خود نمیپسندی، برای دیگران هم نپسند. توجه به آفات اخلاقی، خدمت به مردم، دعا و یاد آخرت از دیگر محورهای مهم این نامه است. نکته قابل توجه آن است که حضرت یادآوری میکنند قلب انسان همیشه آماده یادگیری است و حتی در ۳۰ سالگی نیز میتوان جوان و پذیرای آموزش بود. ایشان با بیان اوصاف، نه صرفاً نامها، زمینه درس گرفتن همه نسلها را فراهم میکنند. این نامه نمونهای روشن از محبت و دلسوزی پدرانه است و درسهای مهمی برای پدران امروز دارد. حضرت علی (ع) در آغاز نامه، شش صفت برای خود و ۱۴ صفت برای فرزند بیان میکنند تا فضای تربیتی روشن شود. از این نامه میتوان آموخت تربیت درست با آموزش عملی عدالت، اخلاق، صبر، مسئولیتپذیری و معنویت شکل میگیرد؛ آموزههایی که اگر سرلوحه زندگی پدران امروز قرار گیرد، مسیر زندگی فرزندان را واقعی، ملموس و درست میکند.
این نامه در حمایت از خانواده و نوامیس چه درسهایی دارد؟
این نامه یادآوری میکند آموزش دفاع از خانواده، حفظ ارزشها و احترام به نوامیس از درون خانواده آغاز میشود. وقتی فرزندان این مفاهیم را در خانه بیاموزند، در جامعه نیز مسئولیتپذیر و احترامگذار بار میآیند. حضرت علی (ع) در ابتدای نامه از وضعیت خود و احساس مسئولیت پدرانه سخن میگویند و تأکید میکنند فرزند، بخشی از وجود والدین است و باید برای زندگی و مسیر درست آماده شود. این نامه نشان میدهد رفاقت با فرزند ضروری است، اما رفاقتی که همراه با آموزش حد و مرز باشد. ناتوانی پدر و مادر در «نه گفتن» به فرزند، نوعی ظلم است، زیرا کودک باید از همان ابتدا با محدودیتها آشنا شود تا در آینده توان مواجهه با «نه»های جامعه را داشته باشد. تربیت صحیح نیازمند حضور فعال والدین، الگوی عملی و انتقال ارزشها به شکلی ملموس است. حضرت علی (ع) با تصویر کردن آرزوهای جوانی و هشدار نسبت به دلبستگی افراطی به دنیا بر بیداری، خودآگاهی و کنترل هوای نفس تأکید میکنند و با زندگی صادقانه خود، الگویی عملی ارائه میدهند. ایشان این آموزهها را محدود به فرزند خود نمیدانند، بلکه آن را برای همه نسلها مفید میشمارند. در همین چارچوب، سفارش امام خمینی (ره) به مطالعه نهجالبلاغه اهمیت ویژهای دارد. جایی که ایشان این کتاب را «چراغ راه انسان در همه امور» میدانند و بر رجوع مستمر به آن برای فهم اخلاق، سیاست، تربیت و سبک زندگی تأکید میکنند. پیام روشن این سفارش آن است که پدر و مادران امروز، برای داشتن خانوادهای مستحکم، اصیل و ارزشمند، باید خود عالم و عامل به آموزههای اخلاقی باشند. بر این اساس، حتی خواندن و عمل کردن به یک نامه از نهجالبلاغه میتواند اثری عمیق در تربیت فرزندان داشته باشد و راه درست زندگی را به آنان نشان دهد.
به مناسبت روز پدر، با توجه به سیره امیرالمؤمنین علی (ع) که هم امام و خلیفه بودند و هم پدری دلسوز، پدران امروز چگونه میتوانند بین مسئولیتهای سنگین اجتماعی و دغدغههای اقتصادی، تعادل صحیحی برقرار و حضور کیفی خود را در تربیت فرزندانشان حفظ کنند؟
این بخش از زندگی امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) برای پدران امروز درس بسیار دارد! ایشان در عین حال که خلیفه مسلمانان و امام جامعه بودند و بار سنگینی بر دوش داشتند، هرگز نقش پدریشان را فراموش نکردند. راز موفقیت ایشان در تعادل بود. حضرت (ع) نگذاشتند مسئولیت بزرگ اجتماعی و ولایتشان مانع از ایفای کامل مسئولیتهای خانوادگیشان شود. باز نمونهاش در نامه ۳۱ نهجالبلاغه است. ایشان با وجود همه دغدغهها، یادشان نرفت که باید برای فرزندشان خط مشی و برنامه زندگی ترسیم کنند. در مسائل خصوصی و مشترک زندگی فرزندانش، پدری دلسوز و حاضر بود. مثلاً هنگام خواستگاری حضرت زینب (س) یا زمانی که ایشان قصد زیارت قبر پیامبر (ص) را داشتند، امیرالمؤمنین (ع) تمام خطوط را ترسیم و وسایل لازم را فراهم میکردند. این یعنی برای حضرت علی (ع)، نشستن با فرزندان و گفتوگو و مراوده با آنها یک مسیر کاملاً جدی و صحیح بود.
امروزه متأسفانه بعضی از پدران آنقدر غرق کارهای اداری یا تلاش برای تربیت دیگران میشوند که فرزندان خودشان در خانه را فراموش میکنند. اما امیرالمؤمنین (ع) اینطور نبود. ایشان هم نقش امامت را به کمال ایفا کردند و هم نقش پدری را.
نتیجه این تربیت را در فرزندان ایشان میبینیم. امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، حضرت زینب (س) وامکلثوم (س) جایگاه ویژهای دارند و چهار پسرامالبنین که از شهدای کربلا شدند. این نشان میدهد شیوه تربیتی ایشان یک موفقیت بینظیر است. زندگی امیرالمؤمنین (ع) همچنین پاسخی کوبنده به ترسهای مالی و اقتصادی امروز است. بعضی پدر و مادرها از ترس فقر یا اینکه نتوانند تحصیل و خورد و خوراک فرزندشان را تأمین کنند، از بچهدار شدن پرهیز میکنند، اما قرآن کریم صریحاً میگوید: «شیطان شما را از فقر میترساند» و وعده میدهد خداوند تأمین میکند. امیرالمؤمنین (ع) با داشتن فرزندان بسیار نمونه معرفی میشوند که ثابت میکند میتوان با بزرگواری و سرافرازی، فرزندان زیادی را تربیت کرد تا سربلند و بزرگمنشانه در جامعه زندگی کنند.