امیررضا یکه زارع (ناصح)-ایران چه میگوید ؟ به دنبال چیست ؟ از کجا آمده ؟
او تمدنی است چند هزار ساله که با پیکره ای عظیم، فرهنگ و حماسه هایی را همراه خود در طول تاریخ حمل کرده است . ایران از جایی نیامده ، ناگهان مانند بوته از زمین بیرون نزده است ،او از اول سرجایش بوده است .
از زمان هجرت مادها تا شکل گیری اولین جامعه بشری در زمین های پهناور و چهار فصلش.
او با هخامنشیان همراه بوده ، در پیروزی ها در شکست ها ؛ صدای دعوت اسلام رسول خدا را شنیده؛و با سلجوقیان و خوارزمشاهیان همقدم شده .
ایران همان سرزمینی بود که در زمان شکست های صفویان جدا شدن پاره های تنش را تحمل کرد.
در عهدنامه گلستان و ترکمنچای مظلوم واقع شد و دم نزد.
در جنگ های جهانی چیزی جز زمین بازی و استراحت سربازان ظالمین جهان نبود چه اسمش به عنوان بیطرف ثبت میشد چه اورا با زور به جبههگیری در طرفین جنگ میکشاندند.
به دست پهلویان ، بحرین و آراراتش باجی بود که در مقابل زورگویان عالم پیشکش شد .
پس از این همه بی مهری به خاک مقدسش غیرت مردمش به جوش آمد . حال وقت دگرگونی بود، وقت آن بود تا تحولی رخ دهد .
ایران انقلاب شد ، سختی جنگ تحمیلی و فتنه های انگلیسی را به دوش کشید . با منافقین داخلی و خارجی دست و پنجه نرم کرد.
اما بعد از انقلابی که شکل گرفت یک چیز درونش متوقف شد ،تمام شد .
و آن چیز پاره پاره شدن و جدا شدن تکه های وجودش بود ، حال تفکری آمد که در برابر زورگویی و ظلم سر خم نمیکند .
آمد تا بگوید کسانی که در این عالم خود را بزرگ و قلدر میدانند حق ندارند در تصیمیم گیری های امت ها و کشور های جهان دخالت کنند ، حق ندارند آب و خاک سرزمینی را به یغما ببرند و مردمش نظاره گر چپاول سرزمینشان باشند .
اما این فریاد برای مستکبرین و قدرتهای مادی جهان خوش نیامد ، و راهی پیش رویشان جز دشمنی با ایران نگذاشت...
تحریم پشت تحریم ، یک روز تحریم فناوری ، نفت و گاز و یک روز غذا و دارو
ترور پشت ترور ، یک روز اندیشمندان اسلامی و دولتمردانش و یک روز نظامیان و دانشمندانش .
اما این ایران دیگر آن ایران قبل نبود ، حال آرمان داشت ، هدف داشت و پیشوای حکیمی که مدیریت جامعه را بدست بگیرد . دیگر افتخار مردمش آفتابه سازی نبود ،او به موشک های قاره پیمایش به فناوری هسته ای اش و به داروهای داخلی اش میبالید .
هرچه از سن این انقلاب گذشت شاخ و برگش بالنده تر و رشدش سریع تر شد . حالا مانند هسته ای در میان آسیا متحدینی مانند یمن و عراق و سوریه و لبنان دارد ، همچنین همکاران راهبردی بزرگی مانند چین و روسیه دارد .
حال اگر مستکبرین عالم پشت به پشت یکدیگر علیه او هجمه کنند و دست به حمله نظامی بزنند 12 روز بیشتر دوام نیاورده و التماس آتش بس میکنند .
دوران شکست و غارتش تمام شده ،دوران عهدنامه های ننگینش تمام شده .
حالا دوران امپراتوری عظیم ایران است ، ایرانی که پس از آن انقلاب در رگ و ریشه اش و تمام شاخه هایش نور توحید و یکتا پرستی دمیده شده .
حال ایران به چه چیزی نیاز دارد ؟به اعتماد و باور مردمش به توانایی هایش به دشمن شناسی مردمش .
او دیگر سر خم نمیکند زیرا دوران سکوتش تمام شده .
حتی به اقرار اندیشمندان غربی وشرقی ایرانی که از زمان مادها بوده و حیات داشته قرار است فردای روشنی داشته باشد ، به عنوان نمونه هنرى كسينجر استراتژيست مشهور آمريكايى، در مصاحبهاى با راديو ملّى ايالات متّحده (NPR) به جايگاه تاريخى ايران و نفوذ آن در خاورميانه اشاره مىكند و ايران را مستعدترين كشور منطقه براى ايجاد هژمونى و تشكيل يك امپراتورى قوى مىداند وى باور دارد كه نقشهى خاورميانه در حال تغيير است و از بين رفتن مرزهاى كنونى كه حاصل كشمكش سالهاى پس از فروپاشى عثمانى و جنگ اوّل جهانى است، يك فرصت بىنظير استراتژيك در اختيار ايران قرار داده تا به تعبير او پايههاى امپراتورى خود را بر محور شيعه از بغداد تا بيروت و دمشق مستحكم سازد.
صرفنظر از مايههاى ايرانهراسانهى اين اظهارات، به نظر مىرسد كه عمق راهبردى و نفوذ منطقهاى جمهورى اسلامى ايران، امروزه به يكى از واقعيّتهاى عيان سياسى براى ناظران و تحليلگران سياست بينالملل تبديل شده؛ امّا عامل اصلى اين قدرت پیشه کردن ظلم و استکبار آمریکایی یا انگلیسی گونه نیست بلکه برخلاف ادّعاى كسينجر، تنها عامل قدرت ایران ايستادگى ايران بر اهداف و ارزشهاى اسلامى و بهويژه حمايت از مصالح امّت اسلام و ملّتهاى مظلوم بوده است.
این ایران است .
امروز ایران اسلامی بیشتر از هروقتی فعال و زنده است ، او اینجا بوده و خواهد ماند .