جوان آنلاین: تمرکز صهیونیستها در یمن که البته حمایت کامل امریکا را نیز در پشت صحنه دارند این روزها در حال بروز و ظهور بیشتری است. تحلیل کانال تلگرامی محلل درباره تحرکات اخیر رژیم صهیونی در یمن قابل تأمل است.
۱. در خبرها داشتیم که جنگندههای رژیم، اهدافی را در صنعا هدف قرار دادند. گفته شد محل جلسات شورای عالی سیاسی یمن، منزل جمال الحثره، تاجر یمنی که در آن برخی مقامات گرد آمدهاند هدف قرار گرفته است. همچنین گفته شد سرلشکر الغماری، سرلشکر العاطفی و حزام الاسد نیز هدف بودهاند. اولین نکته اینجاست، این رژیم معمولاً پس از حملات ترور در غزه، لبنان، سوریه و ایران، اندکی بعد نام فرد هدف قرار گرفته را اعلام میکند. اینبار، تنها به گفتن اینکه محل جلسات مقامات نظامی و سیاسی هدف قرار گرفته است اکتفا کرد. نامهای اعلامی نیز فقط افرادی هستند که به دلیل سمت، نامشان رسانهای است.
محدود به زدن زیرساختهای مدنی
۲. به رغم سطح هشدار بالا در عراق، لبنان و ایران، این روزها مقامات رژیم به شدت دغدغه یمن را دارند و به هر دری میزنند تا کاری کنند. اقدامات برنامهریزی شده آنان محدود به زدن زیرساختهای مدنی است با این حال عملیات «یک قطره شانس» بر مبنای دریافت اطلاعات ناگهانی رخ داد که نشانهای از اهمیت نقش تکمیل زنجیره اطلاعات و عملیات، در شروع حملات است. پس نشانه اینکه آنها دغدغه یمن دارند چیست؟ اینکه بر مبنای «شانس» عمل کردهاند؛ رفتاری که کمتر از سوی صهیونیستها صورت میگیرد.
کوری اطلاعاتی
۳. اینکه رژیم بر مبنای شانس اقدام کرده است، یعنی آنها همچنان از «کوری اطلاعاتی» رنج میبرند، بنابراین به شدت تلاش دارند تا از راههای مختلف، این خلأ را جبران کنند به همین دلیل کمکم میبینیم اهدافی دیگر را هم جز نقاط زیرساختی یا اعلامی رسمی میزنند. در حوزه جمع آوری اطلاعات انسانی (Humint) آنها بیشتر روی شبکههای جاسوسی مزدوران سعودی و اماراتی حساب میکنند. آنها تلاشهایی برای بهرهبرداری از ظرفیت مهاجران آفریقایی کردهاند. اخیراً تماسها جهت تخلیه تلفنی افزایش یافته و همزمان با اقدامات اخیر و ترورهای فوق به دنبال ردزنی با همان شیوه معروف زنجیرهای هستند که با اقدام و اعلام اهداف، تماسها افزایش یافته تا آنها با ردزنی مرحله به مرحله تماسها به سوژه برسند. مسئله، اما این است که نفوذ در ساختار به گونهای که اشراف کامل اطلاعاتی ایجاد شود، چه بسا گاهی نیاز به ۱۰ سال زمان دارد! برای مثال میبینیم که آن اشرافی که رژیم بر حزبالله پیدا کرده بود نتیجه شروع برنامهریزی و تلاش آنها پس از جنگ ۳۳ روزه و همچنین طی جنگ سوریه بود، چه بسا در ساختار بسیار خاص انصارالله، این طولانیتر و زمانبرتر باشد. آنها اعتراف میکنند که توجهی به یمن نداشتهاند و اکنون هم که قصد نفوذ دارند، یمنیها نسبت به آن هوشیارند. در این قسمت، یمن حفاظت را به مثابه استراتژی به شکست کشاندن دشمن و پیروزی بر آن میداند و نه یک امر جانبی؛ بنابراین علاوه بر رعایت نکات فوق، شما میبینید که مثلاً در حمله اخیر، در کل شاید یک عکس از بمبارانها منتشر شد و بیشتر تصاویر فیک و قدیمی بودند. همچنان که شما هیچ عکسی از نزدیکی و محل تخریب مانند آنچه در لبنان و سوریه بود، نمیبینید. یک دلیل برجسته، تجربه نبرد نزدیک و مستقیم یمنیها با سعودی، امارات و امریکا در چندین مرحله است. حزبالله و ایران برای بار اول بود که مستقیم درگیر شدند، اما یمنیها از ۱۳۹۴ مداوم در نبرد بودند.
ترورهای همزمان پراکنده
۴. یک عادت رژیم این است که برخی حملات خاص را یا از بعد راهبردی یا از بعد تاکتیکی یا از بعد عملیاتی در نقاط دیگر آزمایش میکند. اسرائیل از کانالهای علنی تهدید کرده است در جنگ بعدی با ما، رأس سیاسی کشور و اعضای شورای عالی امنیت ملی و حتی شورای دفاع را هدف دارد، با این محاسبه مجدد که با نبود هرم، بدنه دچار هرج و مرج میشود. عملیات مشابه آنها در جنگ ۱۲ روزه اجرا شد و آنها قصد داشتند این مدل را امروز نیز در یمن با شلیک «تیری در تاریکی» پیاده سازند، اینکه آیا آنها قصد تداوم تاکتیک فوق یعنی ترورهای همزمان پراکنده در نقاط دیگر را دارند نیازمند دقت و تأمل است.
چگونگی رسیدن جنگندههای رژیم به یمن
۵. یک امر مهم و کمتر توجه شده چگونگی رسیدن جنگندههای رژیم به یمن و بر فراز صنعاست؛ چه در چندین حمله قبلی، آنها یا با ابزارهای دیگر یورش آوردند یا با ورود جنگندهها و شلیک انبوه پدافندی مجبور به نیمه تمام ماندن عملیات میشدند. روش سنتی و کلاسیک نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی در رساندن هواپیماهای خود، حرکت و پوشش قرار دادن هواپیماهای مسافربری است؛ بنابراین لازم است که این موضوع بررسی شود.