جوان آنلاین: امریکا و اروپا هیچگاه و هرگز به قصد رفع تحریمها با ایران مذاکره نکردند. این را چند بار در سالهای اخیر نوشتهام. این چیزی است که فعالان سیاسی در ایران هرگز نخواستند که بفهمند و بپذیرند، چون دانستن و پذیرفتن آن موجب پایان دعوای سیاسی و جناحی داخلی میشد و آنان برای رسیدن به قدرت به این دعوا نیاز داشتند! اما قدرت واقعی ایران در رهاکردن دعواها و اتهامات داخلی و یکپارچهشدن روی حقیقت بود؛ نهاینکه روی یک امر کذب توافق و وحدت کنیم، دقیقاً روی یک امر صادق و حقیقی یعنی روی این حقیقت که «غرب استادانه مذاکرات را میپیچاند تا ما به دعوای داخلی خود مشغول باشیم و او نیز هرگز تحریمی را علیه ما لغو نکند»، توافق کنیم. خروج امریکا از برجام و باقیماندن اروپا نیز دقیقاً با همین هدف قدیمی و از ابتدا تعیینشده یعنی تحریم بیشتر و فشار بیشتر انجام شد؛ امریکا که همهجا اروپا را با خود همراه میکند، چرا در آن زمان اصراری بر خروج اروپا از برجام نداشت؟! چون امریکا میخواست امکانات خروج از برجام (ادامه تحریم و تحریم بیشتر) را به دست بیاورد و اروپا باید در برجام باقی میماند تا سازوکارهای درون برجام (همین مکانیسم ماشه) را در اختیار داشته باشد. اگر سیاستمداران ما این حقیقت را نادیده بگیرند، از ارزش چنین حقیقتی کم نمیشود، زیرا آنان اصولاً هر مسئلهای را با منافع جناحی خود میسنجند. اکنون از هر صد نوشته در فضای مجازی حتی یکی نیست که بگوید مشکل از ایران نبوده و مشکل از امریکا بوده است و این اصل بدبختی ماست.
غرب در مقابل ایران دست خود را برتر میدید، با این محاسبه که میتواند در استمرار فشار اقتصادی، هم بنیانهای قدرت ایران در منطقه را تضعیف کند و هم با ایجاد نارضایتی گسترده در داخل زمینه فروپاشی را فراهم کند، پس از همان آغاز در دو دهه پیش با همین تفکر که لازمه آن تداوم تحریمها، حتی پس از توافقی مانند برجام، بود وارد مذاکره شد و بر آن پایبند بود.
اکنون وجه غالب یا اتفاق کلی در میان سیاستبازان ما و کسانی که آنان را دنبال میکنند، در موضوعی مثل مکانیسم ماشه آن است که به دو جبهه تقسیم شدهاند و هر دو جبهه، نوع مواجهه ایران (و نه اروپا و امریکا) با برجام را عامل رسیدن به وضعیت فعالشدن مکانیسم ماشه میدانند! جبهه اول میگویند برجام را ما با تدبیر خود به دست آوردیم و جناح مقابل از کینه ما، مجموعهای از کارهایی را کرد که آن را از دست بدهیم. این جبهه بهقدر کافی تناقضات در ادعاهای خود دارند. حتی خود مذاکرهکننده ما در برجام قبلاً وجود مکانیسم ماشه را در آن معاهده منکر میشد. ایراد جبهه دوم نیز که بالکل برجام را تکفیر میکنند، این است که هرگز یک جایگزین عملی معرفی نکردهاند و اگر مدعی شوند جایگزین عملی، توجه به داخل و تکیه بر مردم است، همین رفتار وحدتشکن آنان نقض غرض است.
اکنون مکانیسم ماشه برای غرب دقیقاً به هدف اولیه خود یعنی تبدیلشدن به «مکانیسم تفرقه» رسیده است؛ و انبوهی از توییتریها و نویسندگان مجازی در ایران تحتتأثیر پدرخواندههای فکری خود مشغول پادویی برای اروپا و امریکا هستند.
* سردبیر