نظریهپردازان اجتماعی و تاریخی از دیرباز سه رکن را برای شکلگیری یک تمدن پایدار برشمردهاند: ابزار و فناوری، عقلانیت و نظم فکری، و فضایل اخلاقی. دو رکن نخست به جنبههای سختافزاری و نرمافزاری تمدن اشاره دارند، اما آنچه روح و جهتدهنده این مجموعه در راستای تشکیل یک تمدن است، رکن سوم یعنی «فضایل اخلاقی» است. جامعهای که در ابزار و عقلانیت پیشرو باشد، اما فضایل را از دست بدهد، شاید بتواند قدرت بسازد، اما هرگز نمیتواند «تمدن» به معنای حقیقی آن بسازد. تمدن، به تعبیر دقیقتر، محصول ترکیب قدرت و اخلاق است.
اینجاست که اربعین حسینی بهعنوان پدیدهای عظیم و کمنظیر در جهان معاصر، اهمیت تمدنی خود را نشان میدهد. در این حرکت میلیونی، ما با یک نمایش عظیم از فضایل اخلاقی مواجهیم که نه در کتابها و شعارها، بلکه در زندگی واقعی و رفتارهای ملموس مردم جاری شده است.
در روایات امیرالمؤمنین (ع) آمده است: «رأسُ الفضائلِ آن تُؤثِرَ غَیرَک عَلى نَفسِک» یعنی «سرآمد فضایل این است که دیگری را بر خود مقدم بداری.» زیارت اربعین، بزرگترین میدان تمرین و بروز همین اصل است. میزبانان عراقی که پسانداز یکساله خود را به میدان میآورند تا زائر را اطعام کنند، زائرانی که خستگی راه را به جان میخرند تا در این مسیر، حتی یک گام خدمت به دیگری بردارند، و همدلیهایی که مرز قومیت، مذهب، زبان و ملیت را درمینوردد؛ همه روایت عینی این کلام امیرالمؤمنین (ع) هستند.
اربعین نمونهای استثنایی از هماهنگی عقلانیت و معنویت است. جمعیتی میلیونی، با وجود تنوع فرهنگی و جغرافیایی، در یک مسیر واحد حرکت میکند؛ مسیرهایی که به شکل خودجوش، اما دقیق سازمان مییابند، شبکههایی از خدمت که بدون دستور رسمی شکل میگیرند، و همکاریهایی که ریشه در باور قلبی دارند.
این همه نشان میدهد که عقلانیت اجتماعی، زمانی که با معنویت پیوند بخورد، میتواند بینیاز از ساختارهای سنگین اداری، نظمی کارآمد ایجاد کند.
فضایل جاری در اربعین ــ ایثار، میهماننوازی، اطعام، صبر، خدمت بیچشمداشت، تواضع و اتحاد بر محور امام ــ همان حلقه مفقودهای است که در فروپاشی بسیاری از تمدنهای گذشته نقش داشته است. تمدنهایی که ابزار و عقلانیت داشتند، اما، چون فضایل را فراموش کردند، به سرعت فرسوده شدند.
اربعین را میتوان نمونهای کوچک از جامعه آرمانی دانست؛ جامعهای که در آن، منفعت شخصی ذیل مفهوم حقیقت بازتعریف میشود و هویت فرد در پیوند با هویت امت شکل میگیرد. چنین الگویی، اگر از سطح یک مراسم سالانه به یک شیوه زندگی تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که پایههای یک تمدن نوین را استوار سازد.
یک تجلی از عصر ظهور که نشان میدهد وقتی امام در روابط اجتماعی تجلی کند چه تحولاتی رخ میدهد. الفتی که بر محور امام و ولایت اتفاق میافتد میتواند به الفت و فضایل پایدار و ماندگار در اجتماع تبدیل شود. اربعین فرصتی بزرگ برای بسط و اقامه فضایل اخلاقی در امت است تا زمینه اخلاقی تمدنسازی را فراهم کند. در بیان اهمیت بسط فضایل برای تمدنسازی، یادآوری نظری کلیدی و مهم از ویل دورانت مفید به نظر میرسد که «تمدن، یک نازکپوست اخلاقی است. اگر این پوست ترک بردارد، بربریت از زیر آن سر برمیآورد!»