انگاره شکستناپذیری، یکی از عناصر اصلی مفصلبندی گفتمانی رژیم اشغالگر است که حزبالله در سال ۲۰۰۶ آن را به چالش گرفت. در آن جنگ برای اولین بار توان زرهی رژیم صهیونیستی، زیر سؤال رفت، شهروندان سرزمینهای اشغالی به صورت میلیونی آواره شدند؛ زیرساختهای رژیم هدف قرار گرفت، برتری آن در دریا متزلزل شد و حزبالله توانست آسمان سرزمینهای اشغالی را نیز هدف نفوذ هوایی قرار دهد جوان آنلاین: طوفانالاقصی از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ برخی از انگارههای اساسی رژیم صهیونیستی را که تا قبل از آن غیر قابل خدشه به نظر میرسید زیر سؤال برد. با اینکه رژیم صهیونیستی که در حدود دودهه بعد از جنگ ۳۳ روزه با حزبالله در سال ۲۰۰۶ سعی در بازسازی روحیه و سازمان نظامی خود داشت، اما حمله برقآسای حماس شرایط را طوری رقم زد که توان این رژیم در اذهان مردم و دولتهای منطقه زیر سؤال برود. در درون جامعه صهیونیستی از ابتدای تأسیس، چند انگاره از جمله قوم برگزیده، سرزمین مقدس و کتاب مقدس وجود داشته که سازهذهنی سیاستمداران و گفتمان این رژیم را قوام میبخشد. این انگارهها در طیفهای مختلف مذهبی و سیاسی- اجتماعی در این رژیم بازتاب داشته است. صهیونیستهای راستگرا که در حال حاضر تحت رهبری بنیامین نتانیاهو در قدرت قرار دارند، قدس را پایتخت ابدی رژیم و غیرقابل مذاکره میدانند و توسعه شهرکها در اراضی فلسطینی و برنگشتن به مرزهای ۱۹۶۷ م را از اصول سیاسی خود تلقی میکنند. مطابق با آموزههای صهیونیستی طیف راست که بر ایستارهای تلمود و تورات بنیان نهاده شده، یهودیان نزد خداوند یک قوم مقدس هستند و خداوند آنها را از بین تمام اقوام روی زمین برگزید تا قوم خاص او باشند. بر اساس این آموزهها، هرگونه تسلطی و سلطهای بر یهودیان ناپذیرفتنی است و باید همه یهودیان حتی شهرکهای یهودینشین کرانه باختری، تحت حکومت اسرائیل بزرگ باشند.
انگاره محور امنیت منطقه
علاوه بر انگارههای سنتی مذکور، در دو دهه اخیر چندین انگاره در بین صهیونیستها رواج یافته است که یکی از آنها تبدیل شدن به محور امنیت منطقه است. رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر، تلاش کرد با عادیسازی روابط با کشورهای عربی و حضور در طرحهای ژئوپلیتیکی خود را به محور امنیت منطقه تبدیل کند. پس از میانجیگری ترامپ در توافق ابراهیم بین تلآویو با امارات و بحرین در سال ۲۰۲۰، امریکا عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی و عربستان را نیز در دستور کار قرار داد. همچنین دو هفته قبل از طوفانالاقصی، نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل درباره خاورمیانه جدید سخنرانی کرد و با نشان دادن مسیر کریدور IMEC که از هند شروع و پس از عبور از امارات، عربستان و اردن به بندر حیفا میرسد و به اروپا ختم میشود، از اسرائیل به عنوان محور امنیت منطقه نام برد. هدف این تصمیمها ارتقای جایگاه این رژیم به عنوان هژمون منطقهای بود. اما حمله حماس این طرح را ناکام گذاشت. در عوض این شکست، رهبران این رژیم از جمله نتانیاهو برای بازسازی تصویر شکست خورده خود با راهاندازی نسلکشی در غزه، سعی کردند این منطقه را غیرقابل سکونت کنند. تعداد ویرانیها و کشتار در این منطقه بعد از جنگ جهانی دوم، بیسابقه بوده است. این موضوع بیش از همه روایتهای صهیونیستی از هفتم اکتبر را که در ابتدای جنگ، بر اغلب رسانهها سایه انداخته بود از میان برد و چهره واقعی آن را نشان داد.
انگاره شکستناپذیری
انگاره شکستناپذیری، یکی از عناصر اصلی مفصلبندی گفتمانی رژیم اشغالگر است که حزبالله در سال ۲۰۰۶ آن را به چالش گرفت. در آن جنگ برای اولین بار توان زرهی رژیم صهیونیستی، زیر سؤال رفت، شهروندان سرزمینهای اشغالی به صورت میلیونی آواره شدند؛ زیرساختهای رژیم هدف قرار گرفت، برتری آن در دریا متزلزل شد و حزبالله توانست آسمان سرزمینهای اشغالی را نیز هدف نفوذ هوایی قرار دهد. با این حال سران رژیم، طی سالهای بعد سعی کردند با بازسازی روحیه و سازمان نظامی، قدرت نظامی خود را بازگردانند. یکی از مهمترین تلاشهای ارتش رژیم، روزآمدکردن سیستمهای پدافند هوایی آرو، فلاخن داوود و گنبد آهنین بود. این در حالی است که در جنگ اخیر، حماس به ضعف این سیستمهای پدافندی با شلیک هم زمان تعداد زیادی راکت و موشک پی برد.
میدل ایستای در گزارشی در جولای ۲۰۲۴ م به فرسایش دکترین نظامی تلآویو پرداخته است. دکترین نظامی رژیم اشغالگر، بر شش اصل استوار است که عبارتند از حملات پیشگیرانه، سیستمهای هشدار اولیه، بازدارندگی مؤثر، دفاع قوی، حلوفصل سریع و تسلط بر تشدید تنشها. میتوان گفت تمام این عناصر بعد از هفتم اکتبر دچار تضعیف شدند. حیاتیترین عنصر دکترین نظامی این رژیم، بازدارندگی فعال علیه دشمنان بود. رژیم صهیونیستی تاکنون نه تنها نتوانسته به هیچ یک از اهداف اعلامی خود در غزه مانند ریشهکنی گروههای مقاومت، آزادی اسرا و نابودی حماس دست یابد، بلکه همچنین نتوانسته است شروط خود را برای پایان دادن به جنگ به طرف مقابل دیکته کند. در واقع گروههای مقاومت از جمله حزبالله لبنان و ارتش ملی یمن به رغم دریافت ضرباتی از رژیم، همچنان به حملات خود ادامه میدهند؛ چه اینکه نتانیاهو نیز اذعان نمود، ارتش این رژیم در هفت جبهه در حال جنگ است. تعداد بالای کشتههای این رژیم در جنگ غزه روی دیگر از بین رفتن انگاره شکستناپذیری و قدرت نظامی است. هر چند ارتش صهیونیستی تنها به کشته شدن کمتر از ۶۰۰ سرباز این رژیم و از کار افتادگی حدود ۹ هزار سرباز خود اذعان کرده است، اما اظهارنظرهای برخی از مقامات این رژیم حاکی از چیز دیگری است. از جمله لیبرمن، وزیر خارجه اسبق رژیم صهیونیستی در اظهار نظری گفت، این رژیم یک تیپ کامل را در غزه از دست داده است. معنای این حرف کشتهشدن ۲ تا ۵ هزار سرباز است.
انگاره امنیت در مرزها
دیگر انگاره نظامی رژیم اشغالگر که یکی از ارکان اصلی دکترین امنیت ملی آن محسوب میشود، مرزهای امن است. اسرائیل همواره تلاش کرده با ایجاد مناطق حائل در اطراف مرزهای خود، اطمینان حاصل نماید که دولتهای پیرامونی ضعیف و در خدمت منافع این رژیم باشند. جنگ۱۹۵۶ م با مصر، منطقه سینا در مصر را به یک منطقه حائل تبدیل کرد. جنگ ۱۹۶۷ م با سوریه نیز بلندیهای جولان سوریه را به منطقه حائل تبدیل کرد. در سالهای اخیر نیز اصرار این رژیم برای کنترل بردره اردن به همین منظور است. اما هفتم اکتبر و با حملات حوثیها و حزبالله لبنان، ساختگی بودن مرزهای امن رژیم اشغالگر نشان دادهشد.
انگاره نابودی
در نهایت باید به انگاره فناناپذیری و مانایی رژیم صهیونیستی اشاره کرد. تا قبل از هفتم اکتبر تنها ایران و محور مقاومت بودند که از نابودی این رژیم سخن میگفتند، اما بعد از هفتم اکتبر، انگاره نابودی از سوی برخی مقامات امریکایی و حتی مقامات داخلی خود رژیم نیز رواج یافته است. ترامپ در اظهارنظری در رقابتهای انتخاباتی امریکا گفت که «بیثباتی در خاورمیانه به بالاترین سطح در پنج دهه اخیر رسیده و اگر او انتخاب نشود، اسرائیل ظرف دو سال آینده از بین خواهد رفت.» بعد از هفتم اکتبر بیش از نیم میلیون نفر که با اطمینان نداشتن از بهبودی شرایط امنیتی روبهرو بودند، سرزمینهای اشغالی را ترک کردند. این در حالی بود که از زمان تأسیس این رژیم در سال ۱۹۴۸ م قانون بازگشت به سرزمین فلسطینی با این انگاره مذهبی شکل گرفته بود که بر یهودیان به عنوان قوم تورات واجب است که مالکیت سرزمینهای تورات را به دست بگیرند. علاوه بر این، رژیم صهیونیستی برای نخستین بار درگیر مشکل آوارگان داخلی است. چه اینکه صدهاهزار شهرکنشین، برای حدود یک سال مجبور به تخلیه از شمال و جنوب و نقل مکان به مرکز سرزمینهای اشغالی شدهاند. در مجموع انگارههای مذکور قبل از هفتم اکتبر نه تنها مورد استقبال شهروندان سرزمینهای اشغالی قرار داشت، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان نیز مطرح بود. اما حملات حماس در هفتم اکتبر تمام این انگارهها را با ضعف و سستی روبهرو کرد.