پای ملا عبدالغنی برادر آخند بعد از حدود چهار سال بار دیگر به تهران باز شد، اما این بار در اولین سفر به عنوان معاون اقتصادی «رئیس الوزرا» (نخست وزیر) طالبان پس از سقوط نظام جمهوری و به قدرت رسیدن دوباره این گروه. پیش از این ملابرادر به عنوان رئیس سابق دفتر سیاسی طالبان در قطر و مذاکرهکننده ارشد این گروه در گفتگوهای صلح افغانستان در آذر ۱۳۹۸ در محور مذاکرات صلح این کشور به تهران سفر کرده بود. جوان آنلاین: پای ملا عبدالغنی برادر آخند بعد از حدود چهار سال بار دیگر به تهران باز شد، اما این بار در اولین سفر به عنوان معاون اقتصادی «رئیس الوزرا» (نخست وزیر) طالبان پس از سقوط نظام جمهوری و به قدرت رسیدن دوباره این گروه. پیش از این ملابرادر به عنوان رئیس سابق دفتر سیاسی طالبان در قطر و مذاکرهکننده ارشد این گروه در گفتگوهای صلح افغانستان در آذر ۱۳۹۸ در محور مذاکرات صلح این کشور به تهران سفر کرده بود.
ملا عبدالغنی برادر از چهرههای کاریزماتیک و تراز اول سیاسی «امارت اسلامی افغانستان» به حساب میرود که به دلیل پشتکار و جدیتی که دارد، عملاً برای رهبری سختترین و مهمترین بخش حکومت طالبان، معاونت اقتصادی نخست وزیر انتخاب شد و در طول بیش از دو سال گذشته با وجود محدودیتها و تحریمهای متعددی که به خصوص از سوی امریکا با آن مواجه است، از جمله مسدود بودن حدود ۱۰میلیارد دلار داراییهای بانک مرکزی این کشور نزد امریکا و کشورهای اروپایی، به گواهی گزارشهای بانک جهانی به موفقیتهای چشمگیری دست یافته که مهمترین آن، کاهش تورم، افزایش ارزش پول افغانی و راهاندازی پروژههای مهم اقتصادی و عمرانی است.
هرچند در طول بیش از دو سال گذشته هیئتهای اقتصادی مختلفی از حکومت طالبان به افغانستان سفر کرده، اما این سفر در رأس یک هیئت عالیرتبه با حضور سرپرست وزیران صنعت و تجارت، مالیه و ترانسپورت و هوانوردی با حضور معاون اقتصادی نخستوزیر از اهمیت بسیاری در کنار بعد اقتصادی، در بعد سیاسی نیز برخوردار است.
ارتقای سطح همکاریها به راهبردی
سطح مذاکراتی که در روز اول این سفر، شنبه ۱۳ آبان به میزبانی وزیر کشاورزی و با حضور کارشناسان ارشد وزارتهای مختلف دولت جمهوری اسلامی ایران مرتبط با مسئله افغانستان برگزار شد، تداعیگر دو مرحله مذاکرات هیئتهای کارشناسی و عالیرتبه دو کشور در دولتهای گذشته افغانستان به رهبری حامد کرزی و محمد اشرفغنی برای تنظیم سند جامع همکاریهای راهبردی بین دو کشور است که متأسفانه به دلیل مداخلات مستقیم امریکا و غرب و همچنین عدماراده واقعی سیاسی در رهبری این دولتها برای ارتقای سطح همکاریها به روابط راهبردی، به رغم برگزاری مذاکرات متعدد در پایتختهای دو کشور به نتیجه نرسید و ابتر ماند.
در شرایط کنونی، هر چند جمهوری اسلامی ایران رسماً «امارت اسلامی افغانستان» را به رسمیت نشناخته، اما ضروت انکارناپذیر گسترش تعامل و همکاری بین دو کشور برای مدیریت اوضاع، توسعه روابط و به خصوص کمک به افغانستان و مردم آن در شرایط کنونی، هر دو طرف را وادار به تلاش برای ارتقای روابط به سطح راهبردی کرده و این الزام سببشده است مسئله به رسمیت شناختن یا نشناختن حکومت سرپرست کنونی در افغانستان، عملاً اهمیت اساسی خود را از دست بدهد و دیگر مانعی برای گسترش تعاملات و سطح روابط نباشد.
نارضایتی از پاکستان
هرچند دفتر معاونت اقتصادی نخست وزیر طالبان اعلام کرده این سفر بنا به دعوت جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته، اما این سؤال مهم و اساسی مطرح است که تقریباً پس از دو سال از حکومت طالبان در افغانستان چه اتفاقی افتاده که این حکومت بیش از پیش و در این سطح علاقهمند به گسترش روابط اقتصادی با ایران است و به خصوص تأکید بسیاری بر تکمیل پروژههای خطآهن و همچنین توسعه همکاریها در استفاده از بنادر چابهار و عباس است؟!
به نظر میرسد این علاقهمندی ارتباط مستقیمی به تنش و سردی روابط بین حکومت طالبان و پاکستان دارد. تا یک سال پیش، روابط اقتصادی حکومت طالبان با پاکستان چنان گسترش یافت که این کشور بار دیگر، پس از سالها با کنار زدن ایران به شریک اول تجاری افغانستان تبدیل شد، اما از سال گذشته به این سو، به صورت مشخص از ابتدای امسال به این طرف، با افزایش تنش بین دو طرف بر سر فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان و ادعای این کشور در مورد حمایت طالبان افغانستان از تیتیپی و همچنین برآوردهنشدن خواستهای احتمالاً غیرمشروع پاکستان از آنها، سطح روابط اقتصادی و تجاری بین دو کشور کاهش یافته و پاکستان موانع بسیاری بر راه صادرات کالاهای افغانستانی به خصوص میوه و سبزیجات تازه به وجود آورده است. هم اکنون صدها کانتینر حامل کالاهای تاجران افغانستانی در بندر کراچی پاکستان متوقف است، تعرفههای گمرکی تا پنجبرابر افزایش یافته و پاکستان صادرات بیش از ۲۰۰ نوع جنس به افغانستان را متوقف کرده است، به همین خاطر تجارت افغانستان امروزه از مسیر پاکستان با مشکلات و موانع بسیاری به دلیل نوع نگاه امنیتی این کشور به حوزه مسائل اقتصادی با افغانستان روبهرو شده است.
چشم امید به ایران
در طول بیش از ۲۰ سال گذشته نیز هرگاه پاکستان به دلیل نگاه ویژه امنیتی که دارد، مشکلات و موانع متعددی را فراراه تجارت افغانستان به وجود آورده است، دولتها و تاجران این کشور به ناچار رو به سوی جمهوری اسلامی ایران، به خصوص استفاده از ظرفیتهای بنادر کشور، عمدتاً بندر چابهار و بندرعباس، برای عبور از بنبست پاکستان آوردهاند و ایران به معنی آخرین و تنها گزینه رهایی از حصار طبیعی در خشکی و راهیابی به آبهای آزاد جهان مطرح بوده و افغانستان هیچ جایگزین و بدیل مطمئن و دوستی به جای ایران نداشته است. بدون این الزام، متأسفانه سطح روابط اقتصادی و تجاری بین دو کشور، آن طور که باید رو به گسترش نبوده است و در مقطعی، حتی در دوره ریاست جمهوری محمد اشرف غنی، او و وزیر تجارت و همچنین رئیس بانک مرکزیاش، اجمل احمدی به دنبال قطع کامل روابط اقتصادی و تجاری با ایران برآمدند، اما سرافکنده دوباره دست به دامن جمهوری اسلامی شدند.
آزمون مهم طالبان و ایران
از آنجا که باید از هر فرصتی به نحو احسن استفاده کرد، گسترش سطح روابط، تعامل و همکاریهای اقتصادی دوجانبه و چندجانبه در محور افغانستان و ایران، نه تنها به نفع دو کشور، بلکه به نفع تمام همسایگان و کشورهای منطقه خواهد بود و این محور میتواند تحول عمیقی را در حوزه توسعه و رفاه در منطقه به وجود آورد. برای رسیدن به این هدف، هر دو طرف افغانستان و ایران مکلفیتهایی دارند که باید در آزمون مهم پیش رو، به آن عمل کنند.
در این زمینه هر چند برخی سوءتفاهمها و همچنین نارضایتیهای ایران به خصوص در یک سال گذشته در بحث عدمپرداخت حقابه از رودخانه هیرمند و همچنین اختلافات مرزی در روابط بین دو کشور مسئلهساز بود، اما از سوی دیگر، برخی موانع در راستای گسترش روابط تجاری با افغانستان در ایران نیز وجود دارد که باید برطرف شود، به خصوص برخی طرزالعملها و قوانین که عملاً تراز تجارت بین دو کشور را به شدت منفی کرده و مانع صادرات کالاهای افغانستانی به ایران، به خصوص میوه و سبزیجات شده است، به همین خاطر، همان طور که بیان شد، به نظر میرسد دو طرف برای ارتقای سطح روابط و همکاریها در حوزه اقتصادی به راهبردی، عملاً در برابر یک آزمون مهم قرار دارند که نیازمند اقدامات جدی متقابل برای رفع این سوءتفاهمها، نارضایتیها، عمل به تعهدات و توافقنامهها و همچنین از میان برداشتن موانع گسترش روابط اقتصادی و تجاری است. برخلاف نوع نگاه مشکلسازی که پاکستان دارد، حسننیت جمهوری اسلامی ایران در روابط با افغانستان همواره ثابت شده است و دو کشور میتوانند به معنی واقعی کلمه به یک سطح پایدار و راهبردی روابط اقتصادی و تجاری دست یابند.
نکته دیگر اینکه هر چند دولتهای گذشته افغانستان تحت حمایت امریکا و ناتو تا اندازهای ناچار به تعامل و روابط اقتصادی و تجاری با جمهوری اسلامی ایران بودهاند و گزینه دیگری در نهایت فراراهشان قرار نداشته است، ولی در ابعاد امنیتی و سیاسی به هیچ وجه حاضر به توسعه روابط با ایران نبودهاند، اما «امارت اسلامی افغانستان» که زنجیر اشغال این کشور از سوی امریکا و ناتو را پاره کرد و عملاً امروز به یک استقلال واقعی دست یافته است، با توجه به منافع مشترک و گسترهای که در حوزههای امنیتی و سیاسی دارد، باید بتواند به همپیمان راهبردی ایران در این حوزهها نیز تبدیل شود.