جوان آنلاین: ایستادن بر سکوی دوم رقابتهای پاراآسیایی هانگژو بار دیگر ظرفیت و تواناییهای بالقوه ورزش جانبازان و توانیابان ایران را به رخ کشید. اما سؤال این است که این تاریخسازی تا چه زمانی روی بورس است؟
این نخستین بار نیست که شاهد درخشش ورزش جانبازان و توانیابان ایران هستیم؛ ورزشکارانی که با وجود فقر امکانات و مشکلات ریز و درشتی که یکیدو تا هم نیست، همواره افتخارآفرین بوده و پرچم کشور را بر فراز آسیا و جهان به اهتزاز درآوردهاند، اما در کمال ناباوری خیلی زودتر از حد تصور به دست فراموشی سپرده میشوند؛ هم خودشان و مشکلاتشان و هم موفقیتهایی که کسب کردهاند، درست مثل همین روزها که بعد از بازگشت غرورآفرین فرزندان ایران که در هانگژو به راستی تاریخسازی کردند، خیلی زود و پس از گرفتن چند عکس یادگاری پروندهشان بسته شد تا رقابتها و موفقیتهای بعدی.
توجه به ورزش جانبازان و توانیابان، به معنای بالا بردن سلامت جامعه و استفاده درست از توانایی افرادی است که شاید به لحاظ فیزیکی با دیگران تفاوت داشته باشند، اما به لحاظ توانایی هیچ تفاوتی بین آنها و سایرین وجود ندارد و گواه این ادعا، تاریخسازیای است که در هانگژو شاهد بودیم. موفقیتهای ورزش جانبازان و توانیابان مثل یک تیر و چند نشان است. از یک سو پرچم پرافتخار کشور در رویدادهای بینالمللی و جهان به اهتزاز در میآید که این خود به تنهایی اتفاق بسیار حائز اهمیتی است چراکه تصویر واقعی از ایران را به دنیا نشان میدهد، اما از سوی دیگر میزان سلامت جامعه را بالا میبرد و باعث تشویق افرادی میشود که به لحاظ شرایط بدنی، کنج عزلت گزیدهاند؛ افرادی که بیتردید تواناییهای بالایی دارند، اما برای منزوی نشدن نیاز به خودباوری دارند و موفقیت ورزشکاران توانیاب، بیهیچ تردیدی میتواند اعتمادبهنفس آنها را برای حضور در جامعه افزایش دهد.
علاوه بر آن، موفقیتهای کسبشده از سوی ورزش جانبازان و توانیابان و افزایش حضور آنها در سطح جامعه میتواند حتی باعث مناسبسازی شهر و اماکن ورزشی برای افرادی باشد که به لحاظ جسمانی با مشکلاتی مواجه هستند، اما به رغم تمام این تأثیرات مثبت و ثابت شده، هنوز هم به ورزش جانبازان و توانیابان آنطور که باید و شاید توجه و رسیدگی نمیشود و این را میتوان از گلایههای گاه و بیگاه آنها دریافت؛ ورزشکارانی که در طول سال در سایه هستند و همین مسئله باعث میشود عدمرسیدگی به آنها و فقر امکاناتی که دارند، خیلی به چشم نیاید. اما چرا نباید به قشری که تا این اندازه برای ورزش و کشور افتخارآفرین هستند، توجه لازم را کرد؟ چرا نباید شرایط را برای حضور آنها در جامعه مهیا کرد؟ چرا باید ورزشکاران توانیاب بعد از هر افتخارآفرینی که رقم میزنند، خیلی زود به تاریکخانه ذهن فراموشکار مسئولان بروند و سراغی از آنها، نیازها و مشکلاتشان گرفته نشود؟ آیا این نگاه نادرست به جای تشویق افراد توانیاب برای حضور در عرصههای مختلف جامعه آنها را دلسرد و منزویتر نمیکند؟ بیتردید وقتی با قهرمانان و مدالآوران آنطور که باید و شاید رفتار نشود، افراد عادی جامعه نمیتوانند به خودباوری جهت بیرون آمدن از کنج عزلت دست یابند و مقصر این اتفاق حافظه کوتاهمدت مسئولان و بیتوجهی آنها به این قشر موفق از جامعه است.