سردار علي وليپورگودرزي، رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ قبل از ظهر ديروز 19 شهريورماه در جمع خبرنگاران از دستگيري 24 سارق حرفهاي منزل كه به صورت هشت باند جداگانه دست به سرقتهاي سريالي از خانههاي شمال تهران ميزدند، خبر داد. به گفته وي، اكثر سارقان سابقهدار بودند و از شهرهاي غربي كشور براي سرقت به تهران ميآمدند و پس از سرقت به شهرشان بازميگشتند و بعد از استراحت چند روزه دوباره راهي تهران ميشدند و دست به سرقت ميزدند.
بازداشت جبارسينگ و همدستش
سارقان منزل همه دستبند به دست و پابند به پا در يك صف قرار داشتند، اما در ميان آنها دو سارق از نظر هيكل و قيافه با سارقان ديگر تفاوت زيادي داشتند. به نظر ميرسيد هر دو ورزشكار هستند و وقتي هم از آنها سؤال كردم، متوجه شدم درست حدس زدهام. يكي از آنها شباهت زيادي به يكي از هنرپيشههاي هندي داشت و خودش را جبارسينگ معرفي كرد.
چرا به جبارسينگ معروف شدی؟
دوستانم ميگويند شباهت زيادي به هنرپيشه هندي نقش جبارسينگ در فيلم شعله دارم، به همين دليل به جبارسينگ معروف شدم.
شما و همدستت چند سال داري؟
من 29 سال دارم و دوستم بهزاد هم 30ساله است.
به چه جرمي دستگير شديد؟
ما مظنون به سرقت از منزل هستيم!
يعني سارق نيستید؟
نه، من ورزشكارم و در رشته بوكس در استان مقام اول و دوم را دارم. از نوجواني ورزش ميكنم و الان هم در شهرمان باشگاه دارم و مربي هستم.
چرا به شما مظنون شدند؟
بهزاد جواب ميدهد: من سابقهدارم و چند سال قبل هنگام سرقت منزل در تهران، مأموران مرا تعقيب كردند و با شليك پنج گلوله زخمي و دستگير شدم. الان هم وقتي مأموران ديدند من و دوستم خودروي مدل بالاي خارجي سوار ميشويم به ما مظنون شدند و دستگيرمان كردند. ما هر دو ورزشكاريم و سرقت نكردهايم.
اما چند روز قبل دوربينهاي مداربسته چهرههاي شما را هنگام سرقت ثبت كردند، به همين خاطر مأموران شما را بازداشت كردهاند؟
هر دو متهم سكوت ميكنند و نگاه معناداري به هم مياندازند.
چرا سكوت كرديد؟
بهزاد: ما وضع مالي خوبي داريم و اينبار براي تفريح به تهران آمده بوديم و سرقت را هم براي تفريح و از روي عادت انجام داديم، وگرنه نيازي به پول نداشتيم.
جبارسينگ! چقدر درس خواندهای؟
من تحصيلكرده دانشگاه هستم و ليسانس مهندسي معماري دارم و علاوه بر باشگاه، كار هم ميكنم و سابقهاي هم ندارم و فقط به خاطر اينكه با بهزاد همراه هستم، بازداشت شدم.
بهزاد! با پول سرقتي چه كار ميكردي؟
خوشگذراني و براي خودنمايي خرج دوستانمان ميكرديم.
آموزش سرقت به برادرزادهها
باند ديگري كه در طرح پليس بازداشت شدهاند، سردسته آن مرد جواني به نام هرمز است. او همراه دو برادرزادهاش از منازل بالاي شهر تهران سرقت ميكرد. وي سابقهدار است و براي سرقت به برادرزادههايش آموزش ميداده و سپس سه نفري به سرقت ميرفتند.
هرمز چه شد كه سارق شدي؟
دوست داشتم يك شبه پولدارشوم و اين وسوسه به جانم افتاده بود. ميخواستم مثل دوستانم پولدار شوم و بتوانم دماغم را عمل و دندانهايم را كامپوزيت كنم. آنها چند سال قبل از شهرستان به تهران آمدند و همگي وضع ماليشان خوب شد. فهميدم که سرقت منزل انجام ميدهند و من هم تصميم به سرقت گرفتم.
از شهرستان براي سرقت به تهران ميآمديد؟
ما در رفت و آمد بوديم. معمولاً آخر هفتهها به تهران ميآمديم و پس از سرقت دوباره اول هفته به شهرستان برميگشتيم.
چرا آخر هفته؟
چون بالاشهريهاي تهران وضع مالي خوبي دارند و آخر هفته براي تفريح به ويلاهايشان در اطراف تهران ميروند و خانهها خالي است.
اگر با صاحب خانه روبهرو ميشديد، چكار ميكرديد؟
ما هميشه وقتي از روي بالكن وارد خانه ميشديم با صداي بلند صاحبخانه را صدا ميزديم. مثلاً ميگفتيم «صاحبخانه، صاحبخانه، میهمان نميخواهي»، اگر جواب ميداد، بلافاصله فرار ميكرديم و اگر هم صدايي نميشنيديم با خيال راحت دست به سرقت ميزديم.
در گاوصندوقهاي سرقتي را چطور باز ميكرديد؟
گاوصندوق را به كوهستان ميبرديم و از روي كوه به پايين پرت ميكرديم و وقتي به ته دره ميرسيد درش باز ميشد و ما هم طلا، جواهر و پولهاي آن را برميداشتيم. گاهي وقتها هم در محل كليد را پيدا ميكرديم و نيازي نبود گاوصندوق را با خودمان ببريم.
چه شد كه با برادرزادههايت باند تشكيل دادي؟
آنها هم ميخواستند پولدار شوند. من به آنها آموزش ميدادم، چون سابقهاي نداشتند.
سارقان شيشهاي
باند ديگر سه مرد جوان معتاد به شيشه هستند. تمام بدنشان خيس عرق شده و وقتي علتش را سؤال كردم، میگویند معتاد به موادمخدر هستند و به خاطر خماري بدنشان از عرق خيس شده است. سردسته باند بهرام، مدعي است در توهم شيشه دست به سرقت ميزدند.
چطور با همدستانت آشنا شدي؟
ما هر سه معتاد به شيشه هستيم و در پاتوق موادفروشان با هم آشنا شديم و تصميم گرفتيم سرقت كنيم.
سن زيادي نداري، چطور معتاد شدي؟
رفت و آمد با دوستان ناباب و گوش نكردن به حرفهاي پدر و مادر و از همه مهمتر اینکه فكر ميكرديم اگر مواد بكشيم بزرگ شدهايم.
سابقه داري؟
بله، چند سال قبل به اتهام سرقت دستگير شدم و به زندان افتادم.
چرا از منازل سرقت ميكرديد؟
پول بيشتري گيرمان ميآمد. مثلاً در هر سرقت مقدار زيادي پول، طلا و دلار سرقت ميكرديم و براي مدتي هزينه مواد و خوشگذرانيمان فراهم ميشد.
نميترسيديد صاحبخانه سر برسد؟
نه، ما تمامي سرقتها را در توهم شيشه انجام ميداديم. اول شيشه ميكشيديم و بعد به سرقت ميرفتيم، چراکه ترسمان فرو ميريخت و متوجه چيزي نبوديم.
در سرقتها با صاحبخانه هم روبهرو شديد؟
بله، در يكي از سرقتها وقتي وارد خانه شديم صاحبخانه خواب بود، اما ما فرار نكرديم و شروع به جمع كردن وسايل كرديم كه ناگهان دست همدستم به مجسمهاي خورد و روي زمين افتاد که صاحبخانه بيدار شد و ما هم به سرعت از بالكن فرار كرديم. البته در همين يك مورد به خطر افتاديم، چون در سرقت ديگري اگر صاحبخانه خواب بود، ما پاورچينپاورچين از كنارشان رد ميشديم و به آرامي سرقت ميكرديم و از آنجا خارج ميشديم.