نوع احساسات زن و مرد نسبت به يكديگر يك جور نيست. قانون خلقت، جمال، غرور و بينيازي را در جانب زن و نيازمندي و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نيرومندي بدني به همين وسيله تعديل و همين جهت موجب شده كه همواره مرد از زن خواستگاري ميكرده است. قبلاً ديديم كه طبق گفته جامعهشناسان، هم در دوره مادرشاهي و هم در دوره پدرشاهي، مرد بوده است كه سراغ زن ميرفته است.
دانشمندان ميگويند مرد از زن شهوانيتر است. در روايات اسلامي وارد شده كه مرد از زن شهوانيتر نيست بلكه برعكس است، لكن زن از مرد در مقابل شهوت تواناتر و خوددارتر آفريده شده است. نتيجه هر دو سخن يكي است. به هر حال مرد در مقابل غريزه از زن ناتوانتر است. اين خصوصيت همواره به زن فرصت داده است دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود و برعكس، مرد را وادار كرده است كه به زن اظهار نياز و براي جلب رضاي او اقدام كند. يكي از آن اقدامات اين بوده كه براي جلب رضاي او و به احترام موافقت او هديهاي نثار او ميكرده است.
چرا افراد جنس نر هميشه براي تصاحب جنس ماده با يكديگر رقابت ميكرده و به جنگ و ستيز با يكديگر ميپرداختهاند اما هرگز افراد جنس ماده براي تصاحب جنس نر حرص و ولع نشان ندادهاند؟
براي اينكه نقش جنس نر و جنس ماده يكي نبوده است. جنس نر همواره حالت و نقش متقاضي را داشته نه جنس ماده و جنس ماده هرگز با حرص و ولع جنس نر به دنبال او نميرفته است، همواره از خود نوعي بينيازي و استغنا نشان ميداده است. مهر با حيا و عفاف زن يك ريشه دارد. زن به الهام فطري دريافته است كه عزت و احترام او به اين است كه خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شيرين بفروشد.
همين ها سبب شده است زن توانسته با همه ناتواني جسمي، مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بكشاند، مردها را به رقابت با يكديگر وادار كند، با خارج كردن خود از دسترسي مرد، عشق رمانتيك به وجود آورد، مجنونها را به دنبال ليليها بدواند و آنگاه كه تن به ازدواج با مرد ميدهد، عطيه و پيشكشي از او به عنوان نشانهاي از صداقت او دريافت دارد.
ميگويند در بعضي قبايل وحشي دختراني كه با چند خواستگار و عاشق بيقرار مواجه ميشدهاند، آنها را وادار به «دوئل» ميكردهاند، هر كدام كه ديگري را مغلوب ميكرده يا ميكشته، شايستگي همسري با آن دختر را احراز ميكرده است.
چندي پيش روزنامههاي تهران نوشتند كه يك دختر دو پسر خواستگار خود را در همين تهران به «دوئل» وادار كرد، آنها را در حضور خود با اسلحه سرد به جان يكديگر انداخت.
از نظر كساني كه قدرت را فقط در زور بازو ميشناسند و تاريخ روابط زن و مرد را يكسره ظلم و استثمار مرد ميبينند، باوري نيست كه زن، اين موجود ضعيف و ظريف، بتواند اينچنين افراد جنس خشن و نيرومند را به جان يكديگر بيندازد، اما اگر كسي اندكي با تدابير ماهرانه خلقت و قدرت عجيب و مرموز زنانهاي كه در وجود زن تعبيه شده آشنا باشد، ميداند كه اين چيزها عجيب نيست.
زن در مرد تأثير فراوان داشته است. تأثير زن در مرد از تأثير مرد در زن بيشتر بوده است. مرد بسياري از هنرنماييها، شجاعتها، دلاوريها، نبوغها و شخصيتهاي خود را مديون زن و خودداريهاي ظريفانه زن است، مديون حيا و عفاف زن است، مديون «شيرينفروشي» زن است. زن هميشه مرد را ميساخته و مرد اجتماع را. آنگاه كه حيا، عفاف و خودداري زن از ميان برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اول به زن مهر باطله ميخورد و بعد مرد مردانگي خود را فراموش ميكند و سپس اجتماع منهدم ميشود.
همان قدرت زنانه كه توانسته در طول تاريخ شخصيت خود را حفظ كند و به دنبال مرد نرود و مرد را به عنوان خواستگار به آستان خود بكشاند، مردان را به رقابت و جنگ با يكديگر درباره خود وادارد و آنها را تا سرحد كشته شدن ببرد، حيا و عفاف را شعار خود قرار دهد، بدن خود را از چشم مرد مستور نگه دارد و خود را اسرارآميز جلوه دهد، الهامبخش مرد و خالق عشق او باشد، هنرآموز و شجاعتبخش و نبوغآفرين او واقع شود، در او حس «تغزّل» و ستايشگري به وجود آورد و او به فروتني و خاكساري و ناچيزي خود در مقابل زن به خود ببالد، همان قدرت ميتوانسته مرد را وادار كند كه هنگام ازدواج عطيهاي به نام «مهر» تقديم او كند.
مادهاي است از يك آييننامه كلي كه طرح آن در متن خلقت ريخته شده و با دست فطرت تهيه شده است.
برگرفته از كتاب نظام حقوقي زن در اسلام
استاد شهيد مرتضي مطهري