محمدجعفر محمدزاده در کانال تلگرامی خود نوشت: میرزا علیاکبر دهخدا را جدای سایر خدمات علمیاش باید از روزنامهنگاران بزرگ و تأثیرگذار تاریخ مطبوعات ایران دانست. نویسنده و روزنامهنگاری که بر خلاف بعضی از معاصرینش که بیشتر اهل زد و بند و درگیر مناسبات قدرت بودند، با روحیه انقلابی و رویکرد و رسالت حرفهای، با صاحبان قدرت معامله و مدارا نمیکرد و نزدیک رشوه و باج سبیل که البته سنّت متعارف و معمول آن روزگار بود، نمیرفت. نقل است که روزی نصرتالدّوله پسر فرمانفرما، حاکم کرمان، قالیچهای را به ارزش صدتومان در قالب کمک به روزنامۀ صوراسرافیل فرستاد و با رویکردی ریاکارانه و مثلاً به نیت ترویج معارف. دهخدا ضمن مخالفت علنی در جلسۀ تحریریۀ روزنامه، در شمارۀ ۱۵ صوراسرافیل که در ۲۹ رمضان ۱۳۲۵ق چاپ و منتشر شده است، از زبان «اویارقلی» که یکی از اسامی مستعار او در ستون «چرندپرند» است با امضاء «رئیس انجمن لات و لوتها» به اقدام معنیدار نصرتالدّوله پاسخ میدهد و چنین مینویسد: «رشوهخواری جز این است؟ و آیا بعد از اینکه روزنامهچی به این سمّ مهلک مسموم شد، دیگر در کلامش در نظر ملّت وزنی میماند و آیا کسی دیگر به حرفهای روزنامه گوش میدهد؟... پولیتیک حضرت والا نگرفت؛ یعنی اگر جسارت نباشد جناب... هم که در مجلس طرفدار شما بودند، بور شد و... قالیچه مرحمتی یک صدتومانی به صوراسرافیل با قبوض مرسولۀ انفاذ کرمان شد. بعد از این هم طرف خودتان را بشناسید و بیگدار به آب نزنید؛ نه صوراسرافیل رشوه میگیرد و نه آه دل شهدای تازه و نان ذرّت و خون گوسفند خوردههای کرمان زمین میماند» (صوراسرافیل: (۱۵/۸). دهخدا با اطمینان از اینکه شاهزاده مذکور با چشمداشتی مشخّص اینگونه به بذل و بخشش ناخواسته دست زده است و از کیسۀ خلیفه بخشیده و قطعاً درپی آن بوده تا با پرداخت رشوه از نیش طنز دهخدا در امان بماند این یادداشت را نوشته است و البته تیزبینی و چابکی تصمیم و واکنش غریزی سیاسی در این اتّفاق، یکی از مؤلّفههای مهمّ رفتاری در سلوک اخلاق مطبوعاتی دهخدا است که درس آموز است.