«دستمان برای ژاپنیها رو شده بود»، این شاید کلیدیترین جمله در خصوص علت شکست تیم ملی والیبال ایران در فینال مسابقات قهرمانی آسیا مقابل چشمبادامیها باشد. رقابت حرفهای در جهان راه و رسم خودش را دارد. راه و رسمی که ما در مسابقات والیبال قهرمانی آسیا به میزبانی ارومیه نشان دادیم که با تمام ادعا آن را بلد نیستیم. در ورزش حرفهای هیچ تیمی را نمیتوانید پیدا کنید که پیش از شروع یک تورنمنت مهم با رقبای اصلی خود بازی تدارکاتی برگزار کند. کاری که تیم ملی والیبال ایران قبل از مسابقات ارومیه آن را انجام داد! ایران در آن مسابقه بیاهمیت ژاپن را برد و به خیال اینکه کار را تمام کرده و گربه را دم حجله کشته با غروری کاذب تمام آنچه را که در لیگ ملتها گذشته بود به فراموشی سپرد تا شنبه شب کابوس وار والیبال فرا برسد.
حیا کن، رها کن
شعار «عطایی حیا کن، رها کن»، طبیعیترین واکنش هواداران والیبال در سالن غدیر ارومیه بعد از شکست تحقیرآمیز تیم ملی والیبال مقابل ژاپن بود. شکستی که قهرمانی را از ایران گرفت و به ژاپن شایسته داد. ژاپنی که برخلاف ما خوب میدانست چه میخواهد و برای چه به مسابقات قهرمانی آسیا آمده است. هوادار حق داشت؛ بلیت ۲۵۰ هزار تومانی خریده بود، چیزی حدود یک و نیم روز وقت گذاشته بود تا جشن قهرمانی بگیرد. جشن بگیرد و ببیند که تیم ملی والیبال کشورش چگونه انتقام شکست ۳ بر صفر لیگ ملتها را از ژاپن میگیرد، اما شاهد یک شکست ۳ بر صفر دیگر شد تا با افسوس بنشیند و بالا رفتن جام توسط ژاپنیها را تماشا کند، پس باید به او حق داد که شعار حیا کن، رها کن سر دهد.
بلای بازیکنسالاری
والیبال مدتهاست که اسیر بازیکنسالاری است. انجام تغییرات در کادر فنی و ترکیب تیم سالهاست که جنبه فنی و پیشرفت ندارد و صرفاً برای خوشامد برخی چهرههای پا به سن گذاشته و ناکارآمد تیم انجام میشود. تصور میشد که این جریان با جدایی برخی بازیکنان سابق و خودبزرگبین از بین رفته باشد، اما تغییرات صورت گرفته در تیم ملی بعد از مسابقات لیگ ملتها و در آستانه مسابقات قهرمانی آسیا حکایت از آن داشت که داستان بازیکنسالاری همچنان به قوت خود باقی است. حذف محمود افشاردوست و پاول وویتسکی، مربی تمریندهنده و مؤثر تیم مطابق نظر ملیپوش باسابقه صورت گرفت تا بازیکنسالاری به معنای واقعی کلمه انجام شود. همان بازیکنی که بنا به دلایلی حاضر به همراهی تیم ملی در لیگ ملتها نشد و در قهرمانی آسیا هم با شرایطی ناآماده و به دور از مسابقه در ترکیب قرار گرفت تا نهتنها کمکی نکرده باشد که یک برگ برنده برای رقبا هم محسوب شود.
فرصت بازیهای آسیایی
شکست در لیگ ملتها و عدم توانایی در حفظ عنوان قهرمانی آسیا حالا کار والیبال ایران را حسابی گره زده است. درحالیکه تیمهای ردههای پایه ایران با عملکردی درخشان باعث شدند نگاه به آینده والیبال مثبت باشد، اما نتایج تیم ملی بزرگسالان باعث شده جو بدی از عدم نتیجهگیری در مقاطع مهم و تأثیرگذار شکل بگیرد. جوی که تنها با قهرمانی والیبال در بازیهای آسیایی شکسته خواهد شد.
نتایج ضعیف لیگ ملتها و سرخوردگی نایبقهرمان آسیا تنها با مدال طلای بازیهای آسیایی جبران میشود. فراموش نکنیم امید کسب سهمیه المپیک توسط تیم عطایی در مسابقاتی که ایتالیا و برزیل حضور دارند تنها وقت تلف کردن و یک امید واهی است. بنابراین تیم ملی باید از همین حالا خود را برای هانگژو آماده کند.
قهرمانی در آسیا بهترین فرصت برای راهیابی به المپیک بود که از دست رفت و حالا قهرمانی در بازیهای آسیایی حداقل میتواند باعث افزایش امتیاز ایران در رنکینگ بینالمللی شود. پس طبیعی است توقع کسب سهمیه المپیک از تیم پیر، ناآماده و پراشتباه ایران با کادر فنی پراشتباهترش کاملاً بیجا باشد. بنابراین باید به قهرمانی در بازیهای آسیایی و صعود در رنکینگ فدراسیون جهانی دلخوش بود. بازیهای آسیایی هانگژو جایی است که گفته میشود ژاپن اصلیترین رقیب ایران با تیم دوم خود حاضر میشود که البته جای خوشحالی ندارد، چون اتحادیه والیبال ژاپن برای آمادهسازی این تیم اردویی اروپایی در نظر گرفته و این مسئله علاوه بر انگیزه بالای تیم دوم ژاپن میتواند کاری کند که باز هم ایران با این تیم مغلوب آنها شود.
بازگشت به عقب
آخرین باری که تیم ملی والیبال ایران توانست از ژاپن ست بگیرد، حدود دو سال و یک ماه پیش بود که البته نتیجه بازی ۳ بر ۲ به سود ژاپن شد، هر چهار بازی بعدی را هم ژاپنیها ۳ بر صفر بردهاند، یعنی دو سال است که تیم ملی والیبال ایران در «آرزوی گرفتن یک ست از ژاپن» بسر میبرد. یکی از افتخارات والیبال ایران در سالهای اخیر خندیدن به همین جمله بود، اما اکنون به این دوران بازگشتهایم.
تیم ملی ایران چهار روز پس از پایان بازیهای آسیایی باید نخستین دیدار خود در مسابقات انتخابی المپیک را برگزار کند، اما آنچه که فعلاً بیش از صعود به المپیک مهم است همین بازگشت به گذشته و عقبگرد آشکار والیبال است، مسئلهای که باعث شده به این باور برسیم که حتی در حد آسیا هم نیستم، چه برسد به المپیک.