ایران سرزمینی رنگارنگ و متنوع است که اقوام و طوایف گوناگونی را در خویش جای داده و به تبع آن، باورمندی و اصول و فروع عقاید آنان را نیز تا حد زیادی پذیرفته و آیینها و مناسک متعددی را در آغوش پذیرش گرفته است. دنیا نیز به خوبی با مفهوم مناسک و آیینها آشناست ایران سرزمینی رنگارنگ و متنوع است که اقوام و طوایف گوناگونی را در خویش جای داده و به تبع آن، باورمندی و اصول و فروع عقاید آنان را نیز تا حد زیادی پذیرفته و آیینها و مناسک متعددی را در آغوش پذیرش گرفته است. دنیا نیز به خوبی با مفهوم مناسک و آیینها آشناست، اما آنچنانکه برخی صاحبنظران حوزه مردمشناسی معتقدند در دوران مدرن و پسامدرن شاهد سکولاری شدن یا تلاش برای سکولاری کردن مناسک سنتی و دینی نیز بودهایم که گاه به وسیله مخالفان این مناسک انجام میگیرند که تمایل به از میان بردنشان دارند و گاه برعکس (مثلاً در کلیسای کاتولیک) برای تلاش به محبوبیت بخشیدن و نو کردن مناسک قدیمی و جذب گروههایی، چون جوانان و زنان به آیینها باورهای قدیمی است. در چنین وضعیتی رفتن سراغ مسئلهای مهم، چون آیینها، نواها و مناسک عاشورایی اهمیتی دوچندان مییابد، خاصه آنکه این آیینها نه در مناطق شهری و پرجمعیت که برآمده از اصیلترین مناطق جغرافیایی کشور بوده و در بطن خویش مفاهیم مهمی را منتقل میکنند.
برگزاری دومین سوگواره ملی آیینها، نواها و آواهای عاشورایی در شیراز، شهری که در پیشینه تاریخی خویش به عنوان سرزمین شعر و هنر شناختهشده و در روزگار ما نیز رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان سومین حرم حضرات اهلبیت عصمت و طهارت (ع) در ایران اسلامی یاد کردهاند آن هم به همت مشترک حوزه هنری و مجموعههای مردمنهاد جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، حرکتی مهم است که رفتهرفته میتواند تبدیل به یک نهاد شود.
در دومین دوره این سوگواره یکی از مهمترین ویژگیها توجه به برخی سنتهای روستایی در عزاداریها بود، به نحوی که مراسم اجراشده از سوی استانهایی نظیر خراسانجنوبی یا اصفهان به نام و برآمده از یک روستا بود که هم از لحاظ فرم اجرایی و هم از نظر درونمایه حاوی سادگی و صمیمیت کمنظیر از فرمهای ساده نمایشی بود، به نحوی که هر دو آیین در فرمی دایرهوار که نشانه وحدت و تداوم و پیوستگی این رویداد هم در طول و هم در عرض زمان بود، اجرا میشد. همچنین بهرهمندی از حضور زنان آن هم در دو اجرای استانی از دو استان جنوبی هرمزگان و بوشهر و اجرای لالایی از سوی خانم بحرانی که با اجرای لالایی در تیتراژ سریال مطرح مختارنامه و به مدد پخشهای متعدد آن به نام و صدایی آشنا برای مخاطبان نواها و نغمات مذهبی تبدیل شده است، در نوع خود یک کار مهم بود.
کنار هم قرار گرفتن گروههای مذهبی و بهاصطلاح هیئتی در کنار گروههای هنری فضایی تلفیقی را به وجود آورده بود که در تقویت روحی هر دو گروه مؤثر بود؛ از سویی اهالی هنر و گروههای بهاصطلاح هنری و موسیقایی به وضوح میدیدند که اثر مذهبیشان از سوی تودههای عمیقاً مذهبی جامعه مورد اقبال قرارگرفته و بیترس از هر برچسبی شنیده میشوند و از دیگر سو هنرمندان هیئتی نیز عمل آیینی خویش را به مثابه عمل هنری بر صحنه کار هنری در رسمیترین سالن شهر شیراز روی صحنه میبرند و کسی نیز به آنها برچسب غیرهنری بودن نمیزند.
تدوین کلیپهای هنری خوشساخت و حرفهای در فضای مجازی از آثار دوره اول و آثار همین دوره نیز نوید آن را میدهد که بسیاری از این آیینها در قالبی باکیفیت ثبت و ضبط تصویری شده و میتوان امیدوار بود سندی خوب و ارزشمند از این آثار برجای بماند تا خدایناکرده در آینده افسوس نخوریم که فلان آیین از دست رفته است، چونان که برخی آیینهای اسطورهای و باستانی سرزمینمان نظیر آیین سووشون که در گذشته در مناطق مختلف ایرانزمین برپا میشده، امروزه تنها در گوشهای از ایران فرهنگی و نه در ایران جغرافیایی یعنی در نواحی آسیای مرکزی که در روزگاری نهچندان دور پارهای از این خاک بودند با آن شکل و شمایل تقریباً کامل اجرا میشود، بنابراین دریغمان میآید که چند صباحی دیگر آیینهایی که ریشه در اعتقاد و باور ما دارند، خدایناکرده در گذر مدرنیته و عصر ارتباطات مجازی از بین بروند و هیچ سند و تصویری هم از آنها بر جای نمانده باشد، امید که کارهایی از این دست بیشتر و بیشتر شوند تا این آیینها نیز رنگ مانایی و ماندگاری بیشتری بگیرند.