کد خبر: 1168807
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۴۰۲ - ۰۲:۰۰
چرا برای سفر رفتن این‌قدر تنبل و سخت‌گیر شده‌ایم؟
سفر فامیلی با پیکان استیشن چه صفایی داشت! نه سفر ترکیه و اروپا داشتیم و نه حمل ونقل داخلی کشور تا این اندازه پیشرفت کرده بود. اگر خیلی لاکچری بود، استیشنی، فیاتی، ژیانی یا فولکسی بود.

نه سفر ترکیه و اروپا داشتیم و نه حمل ونقل داخلی کشور تا این اندازه پیشرفت کرده بود. اگر خیلی لاکچری بود، استیشنی، فیاتی، ژیانی یا فولکسی بود. همین که دو سه خانوار در فامیل ماشین داشتند انگار همه فامیل داشتند. کیپ تا کیپ سوار می‌شدیم. دو سه خانوار کنار هم می‌نشستیم و ساعت‌ها طول می‌کشید تا به شمال و مشهد برسیم. ساعت‌ها در راه بودیم و خوش بودیم. در فضای تنگ داخل ماشین له می‌شدیم و دم نمی‌زدیم و کیف می‌کردیم.
آرزو بر دل‌مان ماند که روی صندلی ماشین بنشینیم. اول بزرگ‌تر‌ها می‌نشستند و جای ما بچه‌ها روی پا بود. ظرفیت چهار نفر بود، اما عمدتاً تا سه برابر ظرفیت در قوطی آهنی مستطیل شکل که قرمز و آبی، زرد و نارنجی یا سرمه‌ای و این اواخر سفید بود جا می‌شدند. بچه‌ها سرشان که به سقف می‌چسبید یعنی ظرفیت ماشین تکمیل شده و می‌توانیم حرکت کنیم. استیشن‌های دیروز همان لندکروز‌های امروز بود! درست و قبول که آسایش لندکروز را شاید پیکان استیشن دیروز نداشت، اما هم من و هم شما می‌دانیم آرامشی که استیشن برای ما داشت بهترین ماشین امروزی هم ندارد.
نه گشت و گذار داخل پاساژ‌های لوکس و شام خوردن داخل رستوران سوپرلوکس بود نه استخر مدرن و جت اسکی و ویلا‌های آنچنانی! باغ میوه بود و یک خانه حقیرانه و ساده ته باغ که شب به شب خانم‌ها پایین، کنار هم استراحت می‌کردند و مرد‌ها هم پشت بام پشه‌بند می‌زدند.
لیوان یک بار مصرف و قمقمه لاکچری و فلاسک فلان برند نبود، یک پارچ قرمز بود. شاگرد شوفری که وسط اتوبوس می‌ایستاد و با یک لیوان به همه آب می‌داد. اتوبوسی که تمام گردنه‌های سیاه بیشه را ناله کنان بالا می‌رفت. شانس می‌آوردیم که در مسیر پنچر نمی‌کرد و اتفاق بدی برای ماشین نمی‌افتاد!
تابستان بود و عشق آب دوغ خیار خوردن داخل حیاط خاله و آب بازی کردن با شلنگ و تفنگ آبپاش خانه‌دایی! مگر کلاس زبان و والیبال و بسکتبال و اردوی مدرسه وجود داشت؟!
خاطرم هست شوهر خاله خودم اتوبوس بین شهری داشت و چندین بار به صورت دست جمعی و فامیلی به سفر رفتیم. نه تنها من بلکه همه مسافران سفر‌های دیروز با همان اتوبوسی که سختی‌های زیادی داشت معتقدیم بهترین لحظه‌ها و خاطرات در همان سفر‌ها ثبت شد. اما واقعاً چرا با همه سختی‌های سفر به ما خوش می‌گذشت و از ته دل می‌خندیدیم؟ آیا پیکان دیروز از پراید امروز بهتر بود یا فولکس و ژیانی که دائم‌الخراب بود از ۲۰۶ و پژو و... بهتر بود؟! پس چرا حالا اراده کندن از خانه و به شهر دیگر رفتن و حتی اراده مهمانی رفتن ساده را هم نداریم؟!
جواب سؤال به همدلی و همراهی و صله ارحام برمی‌گردد؛ اینکه با هم بودن را به هر چیزی ترجیح می‌دادیم. به نظرم ما قدیم مسافرت می‌رفتیم تا در کنار هم خوش باشیم و در نهایت با دوربین آنالوگ که فقط در هر شاتی فرصت یک لبخند و سیب گفتن داشتیم، چند یادگاری ثبت می‌کردیم. امروز، اما دنبال فلان ویلای لاکچری و کلبه سوییسی در دل جنگل هستیم تا خروجی سفرمان عکس‌های خوبی برای اینستاگرام و واتس‌آپ و پروفایل باشد. خودمان را به آب و آتش می‌زنیم تا فلان کشور هم در پاسپورت ما ثبت شود و بگوییم که رفتیم.
ما دیروز برای سپری کردن فراغت‌مان بیرون می‌رفتیم، اما امروز فراغت خود را صرفاً برای خودنمایی پر می‌کنیم. امروز دیگر خبری از سختی‌های سفر‌های دیروز نیست که فقط یک کلمن و فلاسک داشتیم. همه چیز نو و جدید شده و سفر را هزاران برابر ساده‌تر کرده است. از وسیله زیر پای‌مان گرفته تا دسترسی‌های ساده‌تر در مسیر‌ها و در کنار اینها، انواع و اقسام تجهیزات سفر هم برایمان فراهم شده است. پدر مادر‌های دیروز به امروز ما می‌خندند که ما همان بچه‌هایی هستیم که در ماشین روی پای بزرگ‌تر‌ها تا مشهد و شمال و شیراز می‌نشستیم و سفر می‌کردیم، اما امروز با اینکه همه چیز برایمان فراهم است بازهم خانه‌نشینی را به یک سفر کوتاه و دوسه روزه ترجیح می‌دهیم.
خودمان را گول نزنیم. زندگی لاکچری برای همه ما بهانه شده است. بهانه شده است برای حبس خودمان در کنج خانه و دور از هر معاشرت ساده‌ای که می‌تواند حال دلمان را خوب کند. مسیر‌های یک روزه‌ای که امروز با خودرو طی چند ساعت و حتی مسیر‌های بسیار طولانی و چند روزه با هواپیما در چند ساعت طی می‌شود هم به ما آرامش نمی‌دهد. به راستی چرا امروز تنها نشستن در کنج خانه در عصر جمعه را به بودن در جمع خانواده ترجیح می‌دهیم.
این‌ها را نوشتم تا بگویم لذت بردن از زندگی و روز‌هایی که از عمر ما می‌گذرد هیچ ارتباطی نه به مکان و زمان بستگی دارد و نه به مادیات، بلکه صرفاً قلبی بزرگ و عقلی سالم برای عبور از روزمرگی‌های زندگی و عبور از این همه چشم و هم‌چشمی می‌خواهد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار