مفهوم کلام حضرت رسول (ص) را که «فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است» را بیش از هر کس، افرادی درک میکنند که فرزندی ناخلف در خانه دارند، فرزندی که دنیای اعضای خانوادهاش را به دوزخ تبدیل میکند.
یکی از مهمترین تنشهایی که بسیاری از خانوادهها با آن درگیر هستند، مجادله با فرزندانی است که به راحتی از اصول اخلاقی و انسانی عبور میکنند و دست به رفتارهای پرخطر میزنند، بهطوریکه به خود و دیگران آسیب میرسانند. وارد شدن به روابط غیراخلاقی، مصرف موادمخدر، خودکشی، سرقت، تولد فرزندان نامشروع و ارتکاب قتل از جمله رفتارهای پرخطری است که از سوی برخی فرزندان انجام میگیرد. بخشی از خانوادههایی که فرزندی نوجوان در خانه دارند با برخی از آسیبهای اشاره شده در جدال هستند. پذیرش عبور فرزندان از مرزهای اخلاقی برای والدینی که در مرز عبور نسلی قرار دارند و خود را مقید به پایبندی به اصول اخلاقی میدانند، امری بعید است، به همین دلیل تقابل والدین و فرزندان برای پایبندی به اصول اخلاقی، تنشهای خانوادگی را شدت میبخشد. اگر شبی به صورت گذری سری به بیمارستان لقمان بزنید با تعدادی از نوجوانان عمدتاً دختر مواجه خواهید شد که در جدال با خانواده یا گرفتار شدن در رابطهای عاطفی دست به رفتار پرخطر زدهاند. هر کدام از نوجوانانی که اقدام به خودکشی میکنند برای رسیدن به این نقطه جدالهای بسیاری را پشت سر میگذارند و زمانی که در تنگنا قرار میگیرند رفتار پرخطر خود را عملی میکنند. والدینی که با چنین آسیبهایی درگیر هستند از مصائب بسیاری رنج میبرند و در تنگناهای زیادی قرار دارند. دریافت مشاورههای روانشناسی، اولین و آخرین راهکاری است که شاید بتوان برای کمک به نوجوانان درگیر از آن بهره برد، اما همه افراد بضاعت پرداخت هزینههای مشاوره را ندارند و از آنجا که بیمهها از چنین مشاورههایی حمایت نمیکنند بسیاری از افراد آسیبپذیر از دریافت آن محروم میشوند. ما در همین صفحه گزارشهای بسیاری منتشر کردهایم که در جریان آن همین نوجوانان و جوانان پرخطر، والدین خود را قربانی رسیدن به اهدافشان کردهاند یا در مواردی والدینی که قدرت تابآوریشان به انتها رسیده، فرزند خود را که با هزار امید و آرزو به دنیا آورده به قتل میرسانند.
موضوع رفتار پرخطر در بین این گروه نسلی و عمده آسیبهای دیگری که به آن اشاره شد، ریشه در غفلتهایی دارد که در حوزه «آموزش» و «پرورش» و «تعلیم» و «تربیت» این گروه صورت گرفته است. در همه سالهایی که آسیبهای اجتماعی در حال بلعیدن اخلاقیات جامعه است، هیچ نهادی در کشور شکل نگرفته که به سونامی آسیبها ورود کند و راههایی را که منجر به بروز آسیبهای پیشرو میشود، مسدود کند. وقتی پدر رومینا اشراقی، دختر ۱۴ ساله خودش را مثل گوسفند سربرید، پرونده چرایی عمل مجرمانه او به صورت اصولی بررسی نشد و ریشههایی که منجر به بروز این عمل مجرمانه شد شناسایی نشد. متهم و پروندهاش در اختیار جرمشناسان قرار نگرفت و آمار حوادث مشابه جمعآوری نشد تا از بروز اعمال مجرمانه دیگر جلوگیری شود. ساختار قانونی در مورد پروندههای شکل گرفته به جای پرداخت به ریشههای بروز این آسیبها درصدد مجازات مرتکبان بوده است برای همین از زیر خاکستر هر آسیبی، آتش آسیب دیگری شعلهور میشود.
بازگردیم به سخن رسول رحمت که فرمودند «فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است». داشتن فرزند صالح هرچند موهبتی الهی است، اما برای تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش آن باید تلاش کرد. اگر جامعه امروز ما با آلوده شدن برخی نوجوانان و جوانان به موادمخدر، خودکشی، مصرف مشروب و دست زدن به هر بزه دیگری دست به گریبان است، یکی از دلایلش فاصله گرفتن دولتها از توجه به اصول اخلاقی و گرفتار شدن در معادلات و مجادلات سیاسی است.