بدیهی است که سریالهایی، چون نیکان پیش از تولید در بستهبندیهای جذاب و شعارهای دفاع از زن و خانواده ساخته میشوند و صداوسیما با همین شگردها در دام تولید این آثار قرار میگیرد! محتوا و رویکرد سریال نیکان که این روزها از شبکه ۳ سیما روی آنتن میرود به مخاطب نشان میدهد که میتوان یک پدر و مادر سوداگر و بیمسئولیت داشت و برای آزادی آنها به هر دری زد تا قصهای دراماتیک حول یک داستان پوچ رقم بخورد و به خورد بیننده بینوای ایرانی داده شود.
سریال نیکان گویی با شعار ساختن یک قهرمان زن اجتماعی ساخته شده است، اما حامیان مالی و سفارشدهندگان آن متوجه اصل ماجرا نبودهاند. اینکه تقلای یک دختر برای آزادی والدین سوداگرش را در قامت یک قهرمان شخصیتپردازی کنیم، واقعاً چقدر میتواند منطق فرهنگی داشته باشد. نیکان به نوعی تداعیکننده محتوای سریال عروس تاریکی است، همان سریالی که وحید جلیلی، قائممقام فعلی رسانه ملی در مذمت پخش آن مقالهای بلندبالا انشا کرد و بهخاطرش مدیریت آن روزگار صداوسیما را به توپ بست!
داستان نیکان
سریال نیکان تازهترین مجموعه ۳۰ قسمتی به کارگردانی علی سراهنگ و تهیهکنندگی کامران مجیدی، محصول جدید مرکز سیمافیلم است که تابهحال حدود نیمی از آن روی آنتن این شبکه پرمخاطب سیما رفته است. در خلاصه داستان این سریال آمده است: «نیکان (با بازی مهلقا مینوشزاد)، دختری جوان و دبیرستانی است که خانواده ثروتمندی دارد و علاقهمند به ادامه تحصیل در خارج از کشور است. مسعود (با بازی بهنام تشکر)، پدر این دختر است که یک شرکت دارویی دارد و برای پخش و واردات دارو با دوست چندین و چندسالهاش «جهان» (با بازی پژمان بازغی) که صاحب یک شرکت ترابری و حمل ونقل است همکاری میکند. با لو رفتن موضوع قاچاق دارو و فلج شدن یک مرد جوان و به کما رفتن یک دختربچه سه ساله، گره داستانی سریال آغاز میشود. «مسعود» به جرم قاچاق دارو و پخش مکملهای تقلبی در بازار تحت تعقیب قضایی و پلیسی قرار میگیرد، ولی قبل از دستگیری فرار میکند. پس از فرار پدر خانواده، نیکان به همراه مادرش که مسئول (آزمایشگاه) تأیید سلامت مکملهای وارداتی شرکت است، وقتی به شرکت پدرش میروند با مأموران پلیس مواجه و از ماجرا باخبر میشوند. در ادامه مادر نیکان بهخاطر نوع مسئولیتش جلب میشود و به زندان میافتد. از سوی دیگر به دلیل سوءاستفاده «مسعود» از برخی ماشینهای شرکت دوست قدیمیاش «جهان» برای توزیع این داروهای قاچاق و آلوده، جهان و همسرش «مهتاب» (با بازی سیما تیرانداز) هم درگیر ماجرا میشوند و این اتفاقات باعث دلخوری و ناراحتی آنها میشود.
نیکان پس از به زندان افتادن مادرش و فرار کردن پدرش سعی میکند بدون اطلاع مادربزرگش (با بازی مریم سعادت) خودش وارد ماجرا شود و از طریق وکیل دوست پدرش (جهان) برای گرفتن رضایت به سراغ خانواده افرادی برود که بهخاطر استفاده از این مکملهای فاسد دچار مسمومیت یا مرگ شدهاند.
نیکان در مسیر گرفتن رضایت از این خانوادهها با مشکلات و مصائب زیادی روبهرو میشود و برخلاف سن و سال کمی که دارد بر آنها غلبه میکند تا جلوی پاشیدن خانوادهاش را بگیرد. بهواقع سازندگان این سریال تلاش کردهاند یک دختر دبیرستانی را به تصویر بکشند که برخلاف سن کم با مشکلات بزرگی مواجه میشود و در عین گرفتن رضایت از شاکیان و افراد آسیبدیده، بار بزرگ حفظ کیان خانواده مجرم خود را هم به دوش میکشد.
نسخه تلویزیونی فیلم «لاک قرمز»
برخی سریال نیکان را نسخه سریالی فیلم «لاک قرمز» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی محصول سال ۹۴ میدانند. داستان در مورد دختری به نام اکرم با بازی پردیس احمدیه است که به همراه برادر هشت ساله و خواهر چهار سالهاش با پدری معتاد و مادری که دائماً از سوی همسرش مورد تحقیر قرار میگیرد، زندگی پرآشوبی را پشت سر میگذارند. با مرگ پدر، زندگی این خانواده زیرورو میشود. در اینجا نه مادر خانواده، بلکه اکرم ۱۶ ساله است که بار زندگی بر دوشش افتاده و تلاش میکند از راه فروش عروسکهای چوبی درآمدی کسب کند و خانوادهاش را نجات بدهد. در سریال نیکان هم دختر و برادر کوچکترش بعد از فرار پدر و دستگیری و زندانی شدن مادرش بار زندگی را به دوش میکشند. بله، مدیران سیما اینگونه قرار است شمایلی از یک زن قهرمان را به مخاطب ایرانی نشان دهند.
کارت بانکی بیاعتبار!
نکته دیگری که در مورد این سریال میتوان به آن اشاره کرد بحث جانمایی برخی دیالوگها و میزانسهای مجعول و گمراهکننده است. به عنوان مثال وقتی نیکان در بیمارستان میخواهد از کارت عابربانکش استفاده کند در پاسخ به سؤال صندوقدار که رمز کارتش را میپرسد، میگوید رمزش ۱۳۵۷ است؛ صندوقدار در ادامه میگوید اعتبار ندارد! استفاده از عدد ۱۳۵۷ به عنوان رمز کارتی که اعتباری ندارد، نمیتواند اتفاقی باشد، چون نیکان یک دختر دبیرستانی است که نهایتاً ۱۸ سال دارد و سن و سال پدر و مادرش هم بیشتر از ۴۵ سال است.
آن چیزی که تا قسمتهای میانی این سریال به مخاطب ارائه و القا میشود، این است که یک شخص میتواند بدون توجه به جنایتکار و مجرم بودن پدر و مادرش مانند یک قهرمان و ققنوسوار از زیر بار مشکلات و مصائب بیرون بیاید و از پاشیده شدن خانواده جلوگیری کند!
از شیطنتهایی که در این سریال وجود دارد میتوان به قسمت یازدهم آن اشاره کرد که حدوداً در دقیقه ۴۰، یک تصویر بسته چند ثانیهای از روزنامههای یک دکه روزنامهفروشی نشان داده میشود. در آن تصویر، مخاطب متوجه روزنامه کیهان میشود که با تیتر درشت جمله ناقصی را که بخشی از آن زیر یک تکه سنگ رفته نشان میدهد: «زنان همچنان مشکل...»
آنچه با دیدن این تصویر به ذهن میرسد، این است که زنان مشکل جامعه یا حاکمیت هستند! در واقع سازندگان سریال با رندی هرچه تمامتر سعی کردهاند در بخشهایی از این سریال، دیالوگها و تصاویری را جانمایی کنند که حاوی و انتقالدهنده پیامهای خاصی است. نکته جالب اینکه اصل این تیتر متعلق به روزنامه آرمان ملی است، ولی سازندگان سریال نیکان این تیتر را با کادربندی خاص و ساختن تصویر تازهای که در آن لوگوی روزنامه کیهان و جمله «زنان همچنان مشکل...» دیده شود، جعل کردهاند!
فضاسازی غمگین و تیره از جامعهای بحرانی که زنان در آن دچار افسردگیهای روحی شدید بوده و در تقلایی بیپایان هستند در ادامه همان سینمای به اصطلاح اجتماعی سیاه قابل بررسی است، اما بدیهی است که چنین آثاری پیش از تولید در بستهبندیهای جذاب و شعارهای دفاع از زن و خانواده ساخته میشوند و مدیران بیتجربه و سادهدل نیز با همین شگردها در دام تولید این آثار میافتند.
سریال بیخودی است چون پدر ومادرش مجرمانی هستند با جان و سلامتی افراد بازی کردند و باید اعدام بشوند نه اینکه در اوج مظلومیت به دنبال رضایت باشد