من دو بار متولد شدم؛ یک بار در سال ۳۳۳۱ و دومین بار زمانی که ۸۲ ساله بودم، در میان خاکسترهای جنگ به دنیا آمدم و دفاع مقدس مسئله مهم شخصی من است. در سالهای جنگ چیزهایی در شرایط آن سالها دیدم و انسانهایی را شاهد بودم که پشت خاکریزها به پیغمبری رسیده بودند. آنچه دیدهام را باید بازگو کنم و اگر آن اتفاقها، انسانها و شرایط سالهای دفاع مقدس را به تصویر نکشم، گناه کردهام. سینمای دفاع مقدس، یعنی به تصویر کشیدن فرهنگ ایثار و برادری در پشت خاکریزهایی که رزمندگان برای باز کردن معبرها از هم سبقت میگرفتند. این ازخودگذشتگیها به خاطر فرهنگ عاشوراییای است که رزمندگان داشتند و چنین فرهنگی در هر شرایط و در هر جامعهای جوابگوی تمامی مسائل در حوزههای مختلف حتی سیاسی و اقتصادی است. در سینمای ملی، فقط دفاع مقدس است که میتواند بایستد و پرچمدار حق و حقانیت باشد. وقتی فیلمهای دفاع مقدس خوب ساخته و از آنها به خوبی حمایت شود، همین سینما پاسخی برای خیلی از سؤالات و مسائل در جامعه ماست، اما تولیدات دفاع مقدسی حامی آنچنانی به غیر از کسانی که دلسوزند، ندارند، اما برخی که امکانات دارند آنها را در اختیار تولیدات دفاع مقدسی نمیگذارند و در این میان عدهای هم هستند که سینمای دفاع مقدس را به فراموشی سپردهاند. اتفاقهای خوبی در سینمای دفاع مقدس افتاده و اتفاقهای خوب دیگری در راه است. هر وقت که خبرهای ساعت ۴۱ را گوش میدهم، میشنوم که هر روز کتاب جدیدی در مورد دفاع مقدس نوشته شده و این مایه خوشحالیام را فراهم میکند چراکه از دغدغههای رهبر معظم انقلاب بوده و بر آن تأکید دارند. نویسندههای دفاع مقدس به سمت نوشتن بیوگرافی شهدا رفتهاند که اگر حمایتهای شایانی از این دست تولیدات در سینما شود، سینمای دفاع مقدس بار دیگر به تنظیمات سابق خود بازمیگردد.