به اعتقاد مدیرکل دفتر بازاریابی و تجاریسازی معاونت صنایع دستی، اگر به صورت برنامهریزی شده و با اختصاص بودجه مناسب امکان معرفی همه جانبه محصولات را داشته باشیم مطمئناً صنایع دستی جای خود را در سبد زندگی مشتریان داخلی پیدا میکند. گفتوگوی کوتاه ما با فرزاد اوجانی درپی میآید.
استفاده از صنایع دستی و ترغیب مردم به حمایت، خرید و ترویج آن چگونه به اقتصاد کشور کمک میکند؟
مهمترین عامل در این زمینه معرفی و ترویج مناسب صنایع دستی است. شاید نزدیک به گذشتههای دور برنامههای مدونی برای معرفی و ترویج صنایع دستی نداشتیم، اما اگر به صورت برنامهریزی شده و با اختصاص بودجه مناسب امکان معرفی همه جانبه محصولات را داشته باشیم مطمئناً صنایع دستی جای خود را در سبد زندگی مشتریان داخلی پیدا میکند و حتی در سطح بینالمللی میتواند در سبد مصرفی کشورهای خارجی قرار گیرد و علاوه بر مزایای اقتصادی، پیام فرهنگی ما را نیز منتقل کند. صنایع دستی ما به حدی از تنوع برخوردار است که امکان انتخاب توسط هر فردی در هر کجای جهان را خواهد داشت. به طور مثال شاید شیشه در اروپا سازگار باشد، اما خاتم در امریکای لاتین سازگار باشد، لذا با تنوع صنایع دستی که داریم میتوانیم هم مخاطب داخلی را جذب کنیم هم صادرات لازم را داشته باشیم به شرط اینکه معرفی مناسبی صورت بگیرد.
بیتردید صنایع دستی در شهرهای کوچک میتواند منجر به اشتغال شود و معیشت یک جامعه میلیونی را متحول کند، به نظر شما در این زمینه چه باید کرد؟
بیشتر فعالیت روستاییان تولیدی است و تلاش شده است با کمک منابع تولید داخلی تسهیلات اعطا شود، اما تولید صرفاً نجاتبخش این افراد نیست و باید خروجی و فروش داشته باشند و صرفاً تولیدات برای گذران زندگی است، اما در واقع وجود مصرفکننده دائمی است که اشتغال پایدار ایجاد میکند. ما در واحد فروش از همه ابزارها استفاده میکنیم تا این تولیدات هنرمندان را در معرض دید عموم قرار دهیم ولی این مهم صرفاً با ترویج محقق خواهد شد. نمایشگاهها و بازارچههای موقت و دائم از جمله این موارد است. دستگاههای متولی مثل کمیته امداد و بهزیستی هم در راستای اهداف خود باید برای حمایت جوامع محلی وارد شوند.
یکی از موضوعات مهم در حوزه صنایع دستی بازاریابی است، آیا برنامهای برای بازاریابی نوین وجود دارد؟
ما باید تولید و بازاریابی را از یکدیگر جدا کنیم. در واقع بازاریابی و فروش تخصص و حرفه خود را میخواهد و کسی که تولید کننده است برای فروش ساخته نشده است و علاوه بر این فرصت و هزینه فروش نیز ندارد، لذا تربیت بخش خصوصی هدفمند و قوی برای بازاریابی و فروش محصولات صنایع دستی مهم است. یکی از نقاط ضعف ما در حوزه صنایع دستی این است که تعداد بخش خصوصی به عنوان بازرگانی کم است، زیرا همان معرفی ظرفیتی را که موجب فروش میشود در دستور کار خود قرار ندادیم، ولی اگر بتوانیم معرفی و شناسایی داشته باشیم و بخش خصوصی نیز مطالبهگری ایجاد کند، این چرخه راهاندازی خواهد شد.
ما در تلاش برای راه اندازی هلدینگ صنایع دستی هستیم تا بازوی مهمی در این حوزه به خصوص در بحث اقتصادی و بازرگانی باشد تا به صورت همهجانبه بتواند در مرحله اول بازاریابی و فروش داخلی را سر و سامان ببخشد و در مراحل بعد حضور در جوامع بینالمللی را توسعه دهد و در نهایت موضوع کیفیسازی بسته بندی صنایع دستی دنبال شود.
برنامه برای تولیدکنندههای کوچک و خانگی چیست و آیا این هلدینگ حافظ منافع خرده تولیدکننده در روستاهای دورافتاده خواهد بود؟
وقتی بخش خصوصی قوی شکل بگیرد میتواند تمامی فرایندهای تولیدی چه خرد و بزرگ را هدایت کند... کشورهای بزرگی که در حوزه صنایع دستی پیشرفت کردند مثل هند و چین، توانستند توسط اتحادیه و بخش خصوصی گردانه صنایع دستی را به محور اقتصادی گره بزنند، لذا چه خرد و چه کلان تمام تولیدکنندهها در این چرخه قرار خواهند گرفت.